PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : هر شعری که دوست داری اینجا بنویس...



صفحه ها : 1 2 3 4 [5] 6

الهه خورشید
18-09-2012, 10:00 AM
روزی که به دنیا آمدی یک نفر بودی برای یک دنیا

ولی حالا یه دنیا هستی مال من…

http://up.vatandownload.com/images/7d317rpu61xc09l4hnss.jpg (http://up.vatandownload.com/)

الهه خورشید
18-09-2012, 10:01 AM
خاطره ها را رشوه میدهم به روز هایم

تا از بی تو بودن ،صدایشان در نیاید…

http://up.vatandownload.com/images/6srpo17tlrgyfyttsvxz.jpg (http://up.vatandownload.com/)

الهه خورشید
18-09-2012, 10:01 AM
نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد،

نمیدانم نداشتنت سخت تر است یا تحمل اینکه دیگری تو را دارد…

http://up.vatandownload.com/images/nd27h7hb1xjfl9s45rdl.jpg (http://up.vatandownload.com/)

Roda
18-09-2012, 11:12 AM
چقدر گرفته دلت ،مثل آنكه تنهايي

چقدر هم تنها

خيال مي كنم دچار آن رگ پنهان رنگها هستي

دچار يعني؟

عاشق

وفكر كن كه چه تنهاست،اگر كه ماهي كوچك

دچار آبي درياي بيكران باشد

چه حس نازك غمگيني!

وغم اشارت تلخي به رد وحدت اشياست

وغم

اشارت تلخي

به رد

وحدت

اشياست.

(سهراب)

parastu
27-09-2012, 11:20 AM
در شبان غم تنهايي خويش
عابد چشم سخنگوي توام
من در اين تاريکي
من در اين تيره شب جان فرسا
زائر ظلمت گيسوي توام
گيسوان تو پريشان تر از انديشه ي من
گيسوان تو شب بي پايان
جنگل عطرآلود
شکن گيسوي تو
موج درياي خيال
کاش با زورق انديشه شبي
از شط گيسوي مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر مي کردم
کاش بر اين شط مواج سياه
همه ي عمر سفر مي کردم

گل همیشه بهار
01-10-2012, 01:03 AM
چقدر خوش حال بود شیطان
وقتی سیب را چیدم
گمان میکرد فریب داده مرا
نمی دانست
تو پرسیده بودی
مرا بیشتر دوست داری
یا ماندن در بهشت را؟

:گل:

mobin.H
15-10-2012, 12:53 PM
گاهی دوست دارم بدون پک زدن

فقط بنشینم و نگاه کنم که سیگارم چگونه میسوزد

شاید آخر فهمیدم چه لذتی میبری از تماشای سوختن من

mobin.H
15-10-2012, 12:53 PM
مُشت بر زمین، تکه ای خــاک برداشتــم ....
بوییــدمش، بوســیدمش، یا ربّــــ ـ ـ این همــان یـار خـلق نشده من استــ ـ ـ ...!!!

mobin.H
15-10-2012, 12:54 PM
یادت را از من نگیر...
بگذار من هم مثل سهراب بگویم...
"دلخوشی ها "کم نیست...!!!

مهشید
16-10-2012, 09:03 AM
می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست


می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست



می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است


راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست


طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست

asl_davood
16-10-2012, 10:15 AM
میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر

مونده یک مرداب پیر توی دست خاک اسیر

منم اون مرداب پیر از همه دنیا جدام

داغ خورشید به تنم زنجیر زمین بپام ...



من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم

می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم

آرزو داشتم برم تا به دریا برسم

شبو آتیش بزنم تا به فردا برسم...



اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر

اما از بخت سیاه راهم افتاد به کویر

چشم من به اونجا بود پشت اون کوه بلند

اما دست سرنوشت سر رام یه چاله کند...



توی چاله افتادم خاک منو زندونی کرد

آسمون هم نبارید اونم سرگرونی کرد

حالا یک مرداب شدم یه اسیر نیمه جون

یه طرف می رم تو خاک یه طرف به آسمون



خورشید از اون بالاها زمینم از این پائین

هی بخارم میکنن زندگیم شده همین

با چشام مردنمو دارم اینجا می بینم

سرنوشتم همینه من اسیر زمینم



هیچی باقی نیست ازم قطره های آخره

خاک تشنه همینم داره همراش می بره

خشک می شم تموم میشم فردا که خورشید می آد

شن جامو پر میکنه که می آره دست باد ...


اردلان سرافراز

:گل:

shakira
16-10-2012, 11:08 AM
دیگر چه شوقی؟ از همین حالا خداحافظ ،

حرفی نمانده بین ما الا خداحافظ ،

وقتی خدا در لحظه هایت رنگ میبازد ،

باید گذشت از هرچه داری با خداحافظ ،

گرچه سلام آشنایی را اول خودت دادی،

من پیش دستی میکنم اینجا خداحافظ؛

تنها بمان کم کم در خودت بپوسی ای،

اصلا نمی ارزی حتی به یک خداحافظ ،

لعنت به من را جور دیگر باید گفت،

لعنت به عشقت ... خوب شد؟


حالا خداحافظ ...


:گل:

mobin.H
16-10-2012, 12:04 PM
چه غریب اند


"دوستت دارم" هایی که

نوشته میشوند ولی خوانده نمیشوند

mobin.H
16-10-2012, 12:05 PM
موسیقی عجیبی ست مرگ.



بلند می شوی

و چنان آرام و نرم می رقصی

که دیگر هیچکس تو را نمی بیند

mahdad_mtp
16-10-2012, 12:39 PM
چشمت مرا صد بار گفت: آمد به سر اين زندگي
سودي نکردم من زتو، اينک تو و اين زندگي

رفتي و نا زيبا شدي، هم ساغر حوا شدي
رفتي به سوي سيب خود، من ماندم و اين زندگي

گفتي: نمي خواهم تو را، آخر تو هستي بي نوا
گفتي برو از من جدا، من ماندم و اين زندگي

بيرون نمودي تو مرا از خانه خود اي پري!
رفتم در آن غربت سرا، من ماندم و اين زندگي

ديدم ترا با ديگري، خندان و مستان مي روي
هان! زخم غيرت را نگر، من ماندم و اين زندگي

وامانده ام از زندگي، غرق گناه بندگي
يکبار ديگر باختم، من ماندم و اين زندگي

يارب به تقديرم نبود ياري و همراهي رفيق
بي يار و ياور مي زي ام، من ماندم و اين زندگي

mitra mehr
17-10-2012, 02:39 PM
8332


میزان دوســــت داشتن آدما رو ... از مقـــــدار توجهشون به خـــودتون بفهمید ... وگرنه حــــرف رو که همه میزنن ... :ناراحت:

mobin.H
17-10-2012, 05:13 PM
چطــــور بگویم که بفهمـــی ؟؟


ببین !!

تلخ ترین حالتــ ممکن را هم که فرض کنـــی

باز هم ، هق هق هــ ـای من تلخ تـــر استــ ...

اصلــا

هق هق من ، تلخ ترین اتفاق دنیاستــ .

و تــو

از تنهــــا چیزی که سر در نمی آوری شعـــــر استـــ !!

حالا فرض کن این شعـــر

گریه پوشیده به تَــن از دستــ تو

و خـــودتـــ را بزن

به هـــر راهی که دلتــ خواستــ !!

mobin.H
17-10-2012, 05:13 PM
آهای تویی که به بهشت و جهنم تو آخرت اعتقاد داری....
خواهشا به انسانیت تو این دنیا هم معتقد باش.....!!!!!

mobin.H
17-10-2012, 05:15 PM
خوش به حالت حوا ، فقط خودت بودی و آدمت !

وگرنه آدم تو هم به هوای دیگری می رفت...

shakira
18-10-2012, 05:54 AM
گلم خاری شد و با بادها رفت

اثر از ناله و فریاد ها رفت

خیال وصل می پختیم هیهات



چه آسان می توان از یادها رفت ...




:گل:

shakira
19-10-2012, 08:20 PM
تو سایه نیستی ای جان که روی خاک بمانی،

تو آفتابی و حیف است که در مغاک بمانی ...

شراب میشوی انگور من به دست خماران،

چه خوب میشد ازین پس کنار تاک بمانی ...

غمت مباد مگر مرده باشم ای گل نازم،

که ناگزیر تو در وحشت هلاک بمانی ...

به چشمهای تو سوگند میخورم که نگذارم،

میان این همه کابوس هولناک بمانی ...

قرار آخرمان را مبر ز یاد مه روزی،



من از تو قول گرفتم که پاک بمانی ...




:گل:

آسمان دریایی
20-10-2012, 09:00 PM
http://de.mg4.mail.yahoo.com/ya/download?mid=2%5f0%5f0%5f1%5f4212444%5fAMgNw0MAALU PUILgywwf4lnuTDw&pid=2&fid=Inbox&inline=1&appid=YahooMailNeo

عشق بازي به همين آساني است

كه گلي با چشمي
بلبلي با گوشي
رنگ زيباي خزان با روحي
نيش زنبور عسل با نوشي
كار همواره ي باران با دشت
برف با قله ي كوه
رود با ريشه ي بيد
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه اي با آهو ، بركه اي با مهتاب
و نسيمي با زلف
دو كبوتر باهم
و شب و روز و طبيعت با ما
عشقبازي به همين آساني است........

shakira
20-10-2012, 11:52 PM
در دایره عشق اگر باران بلا بارید،

عاشق آن است که از دایره بیرون نرود ...


:گل:

asl_davood
22-10-2012, 12:29 AM
به کفاره کدامین گناه اینگونه رنج می برم؟
این گرمای آتش کدامین دوزخ است که تنم را آب می کند؟به کدامین آزمون از چه رو مصلوبم؟
بگو تاوان جه را می دهم ، بگو بگو که بدانم؟
از آغاز همین بوده ام ، دگر طاقتی نیست مرا ، بگو ، به مردن نماز می برم
از چه از چه بود این همه درد این همه غم سهم من؟
پس آغاز دفتر سفید کدامین شعر نگفته است؟
من که هر چه می زنم ورق به دفتر سیاه می زنم
حال که کائنات همه بر مرگ من کمر بسته اند، چرا آن در نمی رسد؟

م.ج.مقدم

shakira
23-10-2012, 12:31 AM
هر چيزی زمانی دارد؛

نفس هم كه باشی،

دير برسی،

او رفته است ...


:گل:

Reza Sharifi
25-10-2012, 01:09 PM
مسلمان بي نمازي، ناسپاسيست
نماز اول قدم در خود شناسيست...
نماز آرام جان مومنين است
ستون آسمان پيماي دين است
خوشا آنان كه دائم در نمازند
تمام عمر قائم برنمازند


آقاسی

#fati#
25-10-2012, 02:51 PM
کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر قصه فردا نبود
کاش بودی تا فقط باور کنی
بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

majnooneleyli
25-10-2012, 05:41 PM
جز دعا کار دگر نیست مرا
شب روزت همه شاد
دلت از غم آزاد
همه ایام به کام
و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون
همچو گنجشک به هر بام ودرخت
بنشینی خندان
وسبکبال تر از برگ درخت
در هوا رقص کنان
مشق پرواز کنی سوی سپیدار بلند
و ز تو نغمه مستی آید ...
لحظه هایت چون قند
روزگارت لبخند
هفته هایت پر مهر
هر کجایی که قدم بگذاری
همه از کینه تهی
همه از قهر و عداوت خالی
همه جا ، نام تو از مهر ، به لب ها جاری ...
و تو با یاد خداوند بزرگ
به سلامت ببری راه به پیش...






http://img4up.com/up2/60088954803140484509.jpg

majnooneleyli
25-10-2012, 05:44 PM
هر بامداد جمعه از این جمعه های نور


یعنی درست ساعت مستی...زمان شور

در من کسی شبیه خودم زار می زند

یعنی بساط ندبه ی من... گشت جفت و جور


شعر است آنچه می چکد از چشمهای من

اشک است آنچه میکند از دفترم عبور...
http://s3.picofile.com/file/7366615799/_1_1.jpg

shakira
27-10-2012, 09:51 PM
بنویسید به دیوار سکوت

عشق سرمایه هر انسان است،

بنشانید به لب حرف قشنگ

حرف بد وسوسه شیطان است،

و بدانید که فردا دیر است

و اگر غصه بیاید امروز

تا همیشه دلتان نابود است،

پس بسازید رهی را که کنون

تا ابد سوی صداقت برود،

و بکارید به هر خانه گلی



که فقط بوی محبت بدهد ...




:گل:

آسمان دریایی
02-11-2012, 10:55 AM
http://us.mg4.mail.yahoo.com/ya/download?mid=2%5f0%5f0%5f1%5f4069411%5fAMANw0MAAMt lUJImhwO%2bM0lRfqw&pid=2&fid=Inbox&inline=1&appid=YahooMailNeo


قومي متفكرند اندر ره دين
قومي به گمان فتاده درراه يقيين

مي ترسم از آنكه بانگ آيد روزي:
كاي بي خبران ، راه نه آن است و نه اين

shakira
04-11-2012, 09:25 AM
فراموشت نمی کنم تا جان در بدن دارم،

اگر دیدی فراموشت کردم بدان تن در کفن دارم ...


:گل:

آسمان دریایی
07-11-2012, 11:12 AM
http://up.iranjoman.com/images/3llnzrbfise1ovbegi28.jpg (http://up.iranjoman.com/)




خدا زان خرقه بيزار است صد بار

كه صد بت باشدش در آستيني

الهه خورشید
07-11-2012, 01:55 PM
می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند

الهه خورشید
07-11-2012, 01:55 PM
همکلاسی غم های من

چه زود گذشت ترم باهم بودن
شاگرد اول عشق تو شدی و منباز هم مشروط چشمــــانت شدم

الهه خورشید
07-11-2012, 01:55 PM
*راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب*
* *
مرحوم حسین پناهی

shakira
08-11-2012, 06:40 AM
به كجا بايد رفت بعد از آن خاطره ها كه همه هستی من از آنهاست؟



به هر آنجا كه نظر اندازم همه جا چهره ی توست همه جا خاطره دارم با تو ...




:گل:

mobin.H
08-11-2012, 11:41 AM
رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم

قصد این قوم فریب است بیا برگردیم

انکه یک روز همه دل به نگاهش دادیم

خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم

عشق بازیچه شهر است ولی در ده ها

دختر عشق نجیب است بیا برگردیم

کرمها در دل هر کوچه اقامت دارند

روستا مامن سیب است بیا برگردیم

چه حسابی است در این شهر که در مبحث جبر

جای بعلاوه صلیب است بیا بر گردیم

parastu
10-11-2012, 12:50 PM
گاه يك سنجاقك
به تو دل مي بندد
و تو هر روز سحر
مي نشيني لب حوض
تا بيايد از راه
از خم پيچك نيلوفرها
روي موهاي سرت بنشيند
يا كه از قطره آب كف دستت بخورد
گاه يك سنجاقك
همه معني يك زندگي است ...

mobin.H
13-11-2012, 11:30 AM
داشتم مشروب ميخوردم گفتم بد نيست بزنم به سلامتي اوني كه هنوز اسمشو شماره تلفنش رمز فيسبوكمه...!

به سلامتي اوني كه ميگفت سرما خوردم ولي بازم من محكم بغلش ميكردمو ميبوسيدمش...!

به سلامتي اوني كه همه رو بخاطرش مي پيچوندم ولي اون منو بخاطر همه مي پيچوند...!
... ... ...
به سلامتي اوني كه فكر ميكنه همه حرفات دروغه اما خودش يه دروغگوي بزرگه و هميشه دروغ ميگه مثل يه سگ...!

به سلامتي اوني كه خودتو مهر و محبتتو وفاتو عشق و نگاهتو باور نداره چون خودش يه بي لياقت هرزه ست كه از عاشقي هيچ بويي نبرده...!

به سلامتي اون لجني كه وقتي متوجه رابطش با اشخاص ديگه اي ميشي با گفتن اينكه (اين فقط يه دوستيه معموليه) ميخواد خيانت و هرزه بودنشو توجيح كنه...!

به سلامتي اوني كه بهت شك داره و دائم گوشيتو چك ميكنه ولي خودش هزارتا غلط ميكنه، هميشه كنارت گوشيش بي صداست از ترس اينكه متوجه تماس و پيام هاش نشي...!

يه پيك هم ميزنيم سلامتي اون رفقاي فراموشكار كه دوستاشونو به يه دختر غريبه ميفروشن...!!



دو سه پيك هم ميزنم سلامتي سگ خودم كه مرامش از خيلي ها بيشتره، وقتي بهش مهر و محبت كردم بهم وفادار شد، نه اوني كه تا فهميد عاشقشم، نمك نشناس هار شد و سرگيجه الاغي گرفت......!!!!

دو سه تا پيك هم ميزنم فقط به سلامتي خودم كه خنجر نا رفيقي و بي مرامي و آدم فروشيو خيانت رو زدن تو قلبمون ولي من باز هم ميزنم به سلامتيشون......!!!!!!!!!!!

پانته آ
13-11-2012, 11:47 AM
صدا کن مرا!

صدای تو خوب است...

صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست

که در انتهای صمیمیت حزن

می روید

mobin.H
30-11-2012, 07:22 PM
آن کس که دائم هوس سوختن ما می کرد
ای کا ش می امدو از دور تما شا می کرد

mobin.H
30-11-2012, 07:23 PM
دلت طفـــــــــل بــود

قــدت بــہ قدعــاشـــــقے هـم نمی رسید
کـہ کوچک شمــــــردے
عظمت عــاشـقانـــــہ هایم را...

majnooneleyli
30-11-2012, 09:58 PM
http://s3.picofile.com/file/7564040856/Love_Persian_Star_org_019.jpg

در شکار معرفت با عشق پیمان بسته ایم
در میان عاشقان ما عاشق دل خسته ایم
در جواب بی وفای مهربانی کرده ایم
مهربانی را به رسم معرفت طی کرده ایم

parastu
01-12-2012, 10:12 AM
شبها که بی تو پلک غزل بسته می شود
از لحظه های بی تو دلم خسته می شود
باور نمی کند دل مغرور و ساکتم
هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شود ...

mobin.H
01-12-2012, 11:27 AM
در محفل خود راه مده همچو منی را

افسرده دل افسرده کند انجمنی را

ما افسرده دلان ساکن کوی غم و دردیم

در عشق شکست خورده ولی توبه نکردیم........

آسمان دریایی
06-12-2012, 12:34 PM
http://up.iranjoman.com/images/n5fzscs1conlu09ku.jpg (http://up.iranjoman.com/)



بهترين چيز
رسيدن به نگاهي است كه از حادثه ي عشق
تر است .....

sara vz
06-12-2012, 03:41 PM
همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی
همه میگن که
دوباره دل تنگمو شکستی …دروغه…‏
چه جوری دلت می اومد منو اینجوری ببینی‏ با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی
همه گفتن که تو رفتی ولی گفتم که
دروغه …‏
همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم
همه حرفاشون دروغه تا ابد
اینجا میمونم‏
بی تو و اسمت عزیزم…اینجا خیلی سوت و کوره
ولی خوب عیبی
نداره ..دل من خیلی صبوره…صبوره…‏
همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو
نیستی
همه میگن که دوباره دل تنگمو شکستی …دروغه…‏
چه جوری دلت می اومد
منو اینجوری ببینی‏
با ستاره ها چه نزدیک منو تو دوری ببینی
همه گفتن که تو
رفتی ولی گفتم که دروغه …‏
همه میگن که عجیبه اگه منتظر بمونم
همه
حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم‏
بی تو و اسمت عزیزم…اینجا خیلی سوت و
کوره
ولی خوب عیبی نداره ..دل من خیلی صبوره…صبوره…‏
همه میگن که تو
نیستی همه میگن که تو مردی
همه میگن که تنت رو به فرشته ها
سپردی…دروغه…‏


:27:
خیلی این اهنگو دوس دارم

Seat
06-12-2012, 06:36 PM
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم

یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم

فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم

می دونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود آزاری

کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا

قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف

میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم

تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود آزاری

ریحانه69
07-12-2012, 04:24 PM
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری

می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای

خوشبختی خودت دعا کنی؟

asl_davood
10-12-2012, 02:49 AM
شــبا وقـــتی که بیــداری .. خــــــدا هـــم با تو بیداره


تا وقـــــتی که نــخوابی تو .. ازت چــــش ور نمیداره


خـــدا می‌بـــینه حالــت رو .. خدا میـــدونه حسـت رو


از اون بالا میــــــــــاد پایین .. خدا مـــی‌گیره دسِت رو


خدا میــــدونه تــــو قلبت .. چه اندازه تــــــو غم داری


خدا میـــدونه تــــــــــو دنیا .. چه چیزی رو تو کم داری


خدا نزدیک قلب توســـــت .. با یک آغــــــــوش وا کرده


نذار پلک‌هــا تــــو روی هم .. اگـــــه قلبت پـــــره درده


خدا رو میشه حسش کرد .. توی هر حالی که باشی


فقـــــــــط باید تو با یادش .. توی هر لحظه همراشی
:گل::گل::گل:

آسمان دریایی
13-12-2012, 10:08 PM
http://up.iranjoman.com/images/zasa91v0i4x5lzx2i6v.jpg (http://up.iranjoman.com/)




پا به پاي كودكي هايم بيا

كفش هايت را به پاكن تابه تا

قاه قاه خنده ات را ساز كن
باز هم با خنده ات اعجاز كن

پا بكوب و لج كن و راضي مشو
با كسي جز عشق همبازي مشو

بچه هاي كوچه را هم كن خبر
عاقلي را يك شب از يادت ببر

خاله بازي كن به رسم كودكي
با همان چادر نماز پولكي

طعم چاي و قوريِ گلدارمان
لحظه هايِ نابِ بي تكرارمان

مادري از جنس باران داشتيم
در كنارش خواب آسان داشتيم

يا پدر اسطوره ي دنياي ما
قهرمانِ باورِ زيباي ما

قصه هاي هر شب مادر بزرگ
ماجراي بزبز قندي و گرگ

غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده هاي كودكي پايان نداشت

هركسي رنگ خودش، بي شيله بود
ثروت هربچه ، قدري تيله بود

اي شريكِ نان و گردو و پنير!
همكلاسي ! باز دستم را بگير

مثل تو ديگر كسي يكرنگ نيست
آن دل نازك برايم تنگ نيست؟؟؟

حال ما را از كسي پرسيده اي؟
مثل ما بال و پرت را چيده اي؟

حسرت پرواز داري در قفس؟
مي كشي مشكل در اين دنيا نفس؟

ساده گي هايت برايت تنگ نيست ؟
رنگِ بي رنگيت اسير رنگ نيست؟

رنگِ دنيايت هنوزم آبي است؟
آسمان ِباورت مهتابي است؟

هر كجايي شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم كودك بمان

باز باران با ترانه ، گريه كن!
كودكي تو، كودكانه گريه كن!

اي رفيق روزهاي گرم و سرد
ساد گي هايم !، به سويم باز گرد.

South Boy
21-12-2012, 08:52 PM
اینا که تو خیابون راه میرن و با خودشون حرف میزنن و یهو میخندن
آدمایی اند که با خاطره هاشون زنده اند
دیوونه نیستن
فقط یکم خسته اند !!!

Seat
21-12-2012, 09:25 PM
با من یه همصدا نیست
با من یه آشنا نیست
دیگه یه همزبونی
با من غیر از خدا نیست

shakira
23-12-2012, 11:01 AM
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم،

تمبر و پاکت هم هست،

و یک عالمه حرف ...

کاش کسی جایی منتظرم بود ...

:گل:

سیاوش عشق
23-12-2012, 11:14 AM
آنقدر در زمین لطافت هست
که به آن روز و شب رکوع کنی
خشم را بسپری به آب روان
با کمی مهر سّد جو کنی
بروی با بهانه ای زیبا
ناگهان عشق را شروع کنی
آنقدر شعر خوب و زیبا هست
که بخواهی به آن رجوع کنی
آسمان حدّ همطرازی تُست
گر به زیر آیی و خضوع کنی
شب یلدا بدون پایان نیست
می توانی از آن طلوع کنی
.........
مجتبی کاشانی

baroon
11-01-2013, 09:43 PM
به برکه سنگ می زنی حسرت ماه می کشی
شبانه ها بدون من همیشه آه می کشی

پر از نگفته هایی و سکوت فاش می کند
غذای گرگ می کنی؟ درون چاه می کشی

تلاش می کنی که شب بدون من سحر شود
برای کودک دلت شب سیاه می کشی

صدای قلب عاشقت به گوش می رسد چرا
کنار من که می رسی سرت کلاه می کشی

سوال کهنه ی مرا جواب قاطعی بده
چرا نهال تازه را به قتلگاه می کشی؟

sasan
11-01-2013, 09:56 PM
این پارك پاركینگ می شود.... این درخت ،تیر برق... این زمین چمن ، آسفالت... و من كه امروز به اصطلاح شاعرم... روزی یك تكه سنگ می شوم... با لوح یادبودی بر سینه.... درست،وسط همین میدان....

sasan
11-01-2013, 10:05 PM
خراب شود شهر خفته‌ی بخت من.....كه بر سنگفرش آن ......تو با دیگری نفس كشیده‌ای و....آب از آب تكان نخورده است.....مگر ذوق شاعرانه ای..................... بیچاره چشمهای من.......كه....دود سیگار شدی.....برف یك روز گرم....سنگ گیج كهكشانی دور.....بر سر شاعری كه سالهای سال.....تو را به شعر نوشته است..... از زمستان پریده ای.....از آغوش من.....شكوفه كرده‌ای دست در دست دیگری......و من هنوز پاییزم...... عشق من.....چه ساده قسمت دیگران شدی..........."مخاطبی که رفت...."شعر از :کامران فریدی

do..bia
11-01-2013, 10:17 PM
سخن عشق تو (سعدی )


سخــــــن عشـــــــــق تو بـــــــــی آن که بــــــــرآید به زبانم


رنگ رخــــــــــساره خبـــــــــــر می‌دهد از حال نهانم


گاه گــــــــــــــــــویم که بنالم ز پریشانی حالم


بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم


هیچم از دنیــــــی و عقبی نبرد گوشه خاطر


که به دیـــــــــدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم




گــــــــــــــــــــر چنانست که روی من مسکین گدا را


به در غیــــــــــــر ببینی ز در خــــــــــویش بـــــــــــــــرانم


مــــــــــن در اندیشـــــــــه آنم که روان بر تـــو فشانم


نه در اندیـــــشه که خـــــــــود را ز کمندت برهانم


گـــــــر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن


که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم


نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت


دل نــــهادم به صبوری که جز این چاره ندانم


من هـــــــمان روز بگفتم که طریق تو گــــــــرفتم


که به جــــــــــــانان نـــــــــــرسم تا نرسد کار به جانم


درم از دیـــــــــده چکــــــــــــــانست بــــــــــه یاد لب لعلت


نگهـــــــــــی باز به من کن که بسی در بچــــــــــکانم


سخــــــــــــن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم


که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم

shakira
13-01-2013, 10:08 AM
چــه فرامــوشـــی سنگـینـــی ...

سـیـبـــــی از شــاخه فـــرو مــی افـــتـد ...


:گل:

nafasss
13-01-2013, 10:15 AM
مثل اتیش تو صحرا
یاکه طوفان توی دریا
مثل ظلمت توی شبها
جون به لب موندمو تنها

salar69
13-01-2013, 11:13 AM
چـقـدر خـوبـه

یـکـی بـاشـه

یـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه

سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش

آرومـت کـنـه

حـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه

عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه

چـقـدر خـوبـه

چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـه

غـصـه نـخـوری هـا

من کــ♥ ـــنـــ ♥ ـــارتـــــــ ♥ ـــــــــم....

http://up.lovepleyer.ir/img/jQbNP.jpg

shakira
15-01-2013, 07:51 AM
همه جا دکان رنگ است، همه رنگ می فروشند

دل من به شیشه ماند، همه سنگ می فروشند

به کرشمه نگاهی، دل ساده لوح ما را

چه به ناز می ربایند، چه قشنگ می فروشند ...


:گل:

salar69
18-01-2013, 07:17 PM
غریبه بود...


آشنا شد...


عادت شد...عشق شد...هستی شد...


روزگار شد...



خسته شد...


بی وفا شد...


دور شد...


بیگانه شد...


حسرت شد...


اما !


فراموش نشد...!.

shakira
21-01-2013, 10:26 AM
خیلی سخته ...

کسی رو نداشته باشی که بی منت بغلت کنه،

بی منت براش گریه کنی،

بی منت پشتت باشه،

بی منت دوستت داشته باشه،

بی منت رفیقت باشه ...

خیلی سخته ...


:گل:

majnooneleyli
21-01-2013, 08:28 PM
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/harfeeshgh/8.jpg
من اینک باز می گویم
کلامم را
و شعرم را
برایت راز می گویم
تو ای نیلوفر زیبا
تو ای تنها و بی همتا
چنان در سحر زیبای کلامت
مانده ام متفون
چنان با حرف حرف شعر تو
جدا گشتم از این گردون
که دیگر هیچ حرفی جز کلام
دوستت دارم
نمی دانم
نمی خواهم
نمی خواهم دگر این گیتی پست دغل پرور
که دیگر من تو را دارم
به استقبال تو این بی زبون آمد
برایت هدیه ایی دارد
اگر چه کوچک و کم قدر
که شاید در نظر آید
و آن جانی ست ناقابل
که در پیش تو قربان است
یکی شکرانه کوچک
برای عهد و پیمان است

majnooneleyli
21-01-2013, 08:30 PM
جای خالی زندگی (http://www.taranombahari.blogfa.com/post-87.aspx)
یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی!
دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.
من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات،‌ کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...
دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت ، قلب پاکت را که اندک زمانی است در سیل باد خودم گم کرده ام.
این شبها حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است...

salar69
25-01-2013, 11:37 AM
یک وقت هایی... (http://omidnajafi.mihanblog.com/post/531) می دانی؟
یک وقت هایی باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت...

باید به خودت استراحت بدهی...

دراز بکشی...

دست هایت را زیر سرت بگذاری،

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند...

MR.Black
25-01-2013, 03:43 PM
رپ هم میشه نوشت (بالای 18 نمینویسم)؟

rezatak6
25-01-2013, 05:39 PM
نابرده رنج گنج میسر نمیشود مزد آن گرفت که جان برادر کار کرد

الهه خورشید
02-02-2013, 12:57 PM
جزر و مد های زیادی آمده اند و رفته اند

مـــــــوج در مـــــــوج

امـــــــــا نمی دانم چرا

هنوز هم بر تن خیس ســــاحل

نام تــــــــــو را می بینمـــــــ ...!

الهه خورشید
02-02-2013, 01:01 PM
(http://asheganeh.ir) مرا از حادثه ها ترسی نیست
ترس من دیدن ِ آن حادثه ایست
که تو را خواهد برد ترس من لبخند ِ خداحافظی ایست که لبانت را
شاد خواهد کرد مرا از حادثه ها ترسی……هست
مرا صندلی ِ خالی ِ تو
مرا یاد های خیالی ِ تو
مرا بودن ها و نبودن هایت
می ترساند….می لرزاند من از این حادثه ها می ترسم، می میرم
تو اگر می خواهی زودتر بروی
بی حادثه باش….

الهه خورشید
02-02-2013, 08:00 PM
بیا آخرین " شاهکارت " را ببین
مُجسمه ای با چِشمانی بــاز
خیره به دور دّست
شاید شّرق...
شاید غّرب..
مصلوب یک عِشـ♥ـق
مفعول یک تاوان
خِرده هایش را باد دارد میبّرد...
و او فّقط
خاطراتّش را بّغل گرفته
بیا و آخّرین " شاهکارت " را ببین
مُجسمه ای ساخته ای
به نامِ

" تو

الهه خورشید
02-02-2013, 08:00 PM
درسایه ی دلشکستگی پیرشدم

غم خوردم وباغمت نمک گیرشدم

تا آمدم آشنای قلبت باشم

گفتی که من از غریبه ها سیرشدم

الهه خورشید
07-02-2013, 05:36 PM
نتـــــــــرس . . .

اگـــــــر همــــــــ بخـــــواهمــــــــ
از ایـــن دیــــــــوانـه تـر نمیــشومـــــــــ !
گفـــــته بودمــــــــ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ !
حـــــرفمــــــ را پس میگــیرمـــــــــ
بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد!

الهه خورشید
07-02-2013, 05:40 PM
گاهی آدم می ماند بین بودن یا نبودن !
به رفتن که فکر می کنی ،
اتفاقی میفتد که منصرف می شوی !
می خواهی بمانی ،
رفتاری می بینی که انگار باید بروی !
این بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است !

کیمیا
08-02-2013, 11:23 AM
زندگی سیبی است
گاز باید زد با پوست

YASAMIN JOON
08-02-2013, 11:36 AM
زندگی سه چیزبیشترنیست 1.به اجباربه دنیاامدن 2.باغم زیستن 3.باآرزومردن

YASAMIN JOON
08-02-2013, 11:40 AM
درسکوت دادگاه سرنوشت عشق برماحکم سنگینی نوشت گفته شددلداده ها ازهم جدا وای براین حکم و قانون زشت

shakira
09-02-2013, 11:00 AM
درد یـــــعــــــنـــــــی:

آدمــــــ از اون هــــمــــه آرزوی بــــچـــــگــــی،

فـــقــــط

بـــزرگ بــــشـــه ...

همین ...

:گل:

الهه خورشید
09-02-2013, 06:18 PM
بــــــاور کن!

خیلی حـــــــرف است...

وفـــــــــادار دســـــــــت هایی باشی

که یکبار هم لمســـــــشان نکرده ای…!!!!

http://8pic.ir/images/pecsztp14yx72zc53aev.jpg

salar69
10-02-2013, 07:03 PM
پروردگارم، مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است، و هر زمزمه ای بانگ عزایی، و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...
در هراس دم می زنم، در بی قراری زندگی می کنم و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است. من در این بهشت ، همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"
"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"
دردم ، درد "بی کسی" بود

shakira
11-02-2013, 10:54 AM
ما که وزنی نداریم ...

خدایا پس چرا به دل دیگران سنگینی میــکنیم؟

...

:گل:

الهه خورشید
11-02-2013, 12:57 PM
چه موجود عجیبیست این انسان. . . .

وقتی صدایش میکنی نمیشنود

وقتی دنبالش میروی نمیبیند

وقتی دوستش داری به فکرت نیست

اما. . .

وقتی میشنود که دیگر صدایت گرفته. . .

وقتی میبیند که خسته در راه افتاده ای

وقتی به فکرت هست که دیگر نیستی. ..

الهه خورشید
11-02-2013, 06:38 PM
كاش بودنها را قدر بدانيم...به خدا قسم؛
نبودنها ، همين نزديكيهاست.!

parastu
11-02-2013, 06:52 PM
... قمار بی برنده ایست ، بازی تلخ زندگی

چه برده و چه باخته ،‌ از این قمار خسته ام

گذشته از جاده ی ما ، تهی ترین غبار ها

از این غبار بی سوار ،‌ از انتظار خسته ام ...

am1n
11-02-2013, 09:29 PM
حافظ اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد

salar69
11-02-2013, 10:28 PM
باز باران، با ترانه ميخورد بر بام خانه.

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل ديوانه ات کو؟

روزهاي کودکي کو؟ فصل خوب سادگي کو؟

يادت آيد روز باران؟ گردش يک روز ديرين؟

پس چه شد ديگر، کجا رفت؟ خاطرات خوب و رنگين.

در پس آن کوي بن بست… در دل تو، آرزو هاست.

کودک خوشحال ديروز، غرق در غمهاي امروز.

ياد باران رفته از ياد، آرزوها رفته بر باد.

باز باران، باز باران

ميخورد بر بام خانه

بي ترانه بي بهانه

شايدم، گم کرده خانه

الهه خورشید
13-02-2013, 08:53 PM
شازده كوچولو‎

آنچه از همه دردناکتر است فقر و بیماری نیست،
بی رحمی مردم نسبت به یکدیگر است.

baroon
14-02-2013, 12:56 AM
گاه اوج خنده ی ما گریه است
گاه اوج گریه ی ما خنده است

گریه دل را آبیاری می کند
خنده یعنی این که دل ها زنده است

زندگی ترکیب شادی با غم است
دوست می دارم من این پیوند را

گرچه می گویند شادی بهتر است
دوست دارم گریه با لبخند را

الهه خورشید
14-02-2013, 04:08 PM
لحظه ها را درياب
چشم
فردا كور است
نه چراغيست در آن پايان
هر چه از دور نمايانست
شايد آن نقطه نوراني
چشم گرگان بيابانست
فروغ فرخزاد

الهه خورشید
14-02-2013, 08:16 PM
بهانه ها برای رفتنم زیاد بود
و شاید من معرفت ندارم
اما تو که سرچشمه معرفتی چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حال دیگر جزیره شده ام
نمی دانم شاید اگر پسر بودی
تا ابد همسرت می شدم
اما اکنون تو هم همچو منی
یه دختر کوچک
کاش مردی بود و پناهم می شدی
با همه زن بودنت
پناهم بودی

parastu
14-02-2013, 10:07 PM
من پاکباز عاشقم
اين عشق ماندني
اين شعر بودني
اين لحظه هاي با تو نشستن
سرودني ست
اين لحظه هاي ناب
در لحظه هاي بي خودي و مستي
شعر بلند حافظ تو شنودني ست
اين سر نه مست باده
اين سر که مست مست دو چشم سياه توست
اينک به خاک پاي تو مي سايم
کاين سر به خاک پاي تو با شوق ستودني ست
تنها تو را ستودم
آنسان ستودمت که بدانند مردمان
محبوب من به سان خدايان ستودني ست
من پاکباز عاشقم
از عاشقان تو
با مرگ آزماي
با مرگ اگر که شيوه تو آزمودني ست
اين تيره روزگار
در پرده غبار دلم را فروگرفت
تنها به خنده
يا به شکر خنده هاي تو
گرد و غبار از دل تنگم زدودني ست
در روزگار هر که ندزديد مفت باخت
من نيز مي ربايم
اما چه ؟
بوسه بوسه از آن لب ربودني ست
تنها تويي که بود و نمودت يگانه بود
غير از تو هر که بود هر آنچه نمود نيست
بگشاي در به روي من و عهد عشق بند
کاين عهد بستني اين در گشودني ست
اين شعر خواندني
اين شعر ماندني
اين شور بودني
اين لحظه هاي پرشور
اين لحظه هاي ناب
اين لحظه هاي با تو نشستن
سرودني ست

الهه خورشید
16-02-2013, 10:59 AM
' دلگیـــــــــر ' نبــاش!
دلـــت کــه ' گیـــــر ' بــاشـد؛
رهـــا نمـی شــوی.....!
یــادت بــاشد :
'خــداونـــد' ، بنــدگان خـود را؛
بـــا آنچــه بـــدان ' دل بستـه ' انــد مـــی آزمـــاید ...

laklak
16-02-2013, 02:52 PM
کی میگه ناز گلرخان کشیدن اشتباهه

کی میگه بوسیدن لبهای گلی گناهه

کی میگه دل به رو و موی خوشکلا نبندید

کی میگه که حاصل عاشق شدن اشک و آهه

هر کی میگه ز خوشگلا حذر کن

بشنو از این گوش و از اون بدر کن

وقتی شدی عاشق چشم مستی

سینه تو بر تیر بلا سپر کن

لب برای بوسه ی آتشینه

چشم برای نگاه دلنشینه

خوشبحال اون که دو روز عمرو

با می و معشوق به صفا بشینه

خواننده:استاد احمد معینی

الهه خورشید
16-02-2013, 09:11 PM
بیراهه هم برای خودش راهیست !

وقتی من را به تو برساند ..

و حوصله

چه زود بیطاقت می‌شود

در ادامه راهی که

به تو ختم نمی‌شود .

الهه خورشید
16-02-2013, 09:24 PM
چه فرقی می کند…




در سیرک یا در خانه ؟!




خنده ات که تلخ باشد،




دلت کــه خون باشد،




تو هم دلقکی..!

الهه خورشید
16-02-2013, 09:24 PM
میگویند دلتنگ نباشم ....

خدای من ...

انگار به اب میگویند خیس نباش ...!

نیلو16
16-02-2013, 09:48 PM
افــکار عاشقـانه ام را ، جمـع که می کنـم …
دسته گلی می شود ، شبیه تو ، برای تو...

نیلو16
16-02-2013, 09:49 PM
هوا سرد است اما سرما نمیخورم

تو نگران نباش ، کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده است .

نیلو16
16-02-2013, 09:50 PM
این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت،

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو !

« دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس !

« دوستت دارم » را با من بسیار بگو

laklak
18-02-2013, 05:44 PM
دیگه خریدار نداره محبت
نه دیگه بازار نداره محبت
** **
عاشقا عاشقا گل زندگی رو پر پر نکنید
عشق و باور نکنید چشمارو تر نکنید
دیگه خریدار نداره محبت
عاشقا عاشقا من فریب خورده ی دلداگیم
از سر سادگیم شد فنا زندگیم
** **
دیگه خریدار نداره محبت
نه دیگه بازار نداره محبت
یه زمون چشمای من با گریه آشنا نبود
کار دل شب تا سحر همش خدا خدا نبود
قدیما تو شهر عشق هیچ دلی ناکام نمیمرد
زمونه با عاشقا اینهمه بی وفا نبود
** **
دیگه خریدار نداره محبت
نه دیگه بازار نداره محبت


اثری زیبا از جمشید نجفی

laklak
18-02-2013, 06:15 PM
بچه ها, بچه ها شیرینی زندگین
همه غنچه های باغ آشتین
اونارو از روی شاخه نچینین

بچه ها بچه ها شادی را خیلی دوست دارن
گل کینه رو دلا نمی کارن
اونارو نخواین که غمگین ببینین

زندگی هر لحظه پیچ و خم داره
شادی داره ، غصه داره ، غم داره
اینارو از چشم اونها نبینین


اگه آشتی اگه قهر
اگه نوشه اگه زهر
همه اینها جزئی از زندگین

وقت شادی و صفاست
وقت غصه ها گذشت
اینا رمز و راز پایندگین


بچه ها آینه ی زندگین
بچه ها آینه ی زندگین


همه ی دنیای بچه مامان و باباشه
شادی مامان و بابا دعای شبهاشه


شما که این زندگی رو هدیه کردین به اونا
سایه ی مهر شما روشنی فرداشه


اثری جاودانه از جواد یساری

نیلو16
18-02-2013, 06:54 PM
وقتی میگی دوسم داری دنیا تماشایی میشه

دلم می خواد با تو باشم با تو بمونم ھمیشه

وقتی میگی دوسم داری انگاری آتیش می گیرم

عشق می بنده چشامو انگاری آروم می میرم

کاشکی می شد تا ھمیشه با این صدا خواب بمونم

دوسم داری دوست دارم خوب می دونی خوب می دونم

صدای تو یه معجزه اس تو تاری شبای من

تو لحن ناب خنده ھات چه راحته عاشق شدن

بیا بمون کنار من بیا بشو بھار من

بیا که اومدنت آخر انتظار من.
راحیل بویری

laklak
21-02-2013, 10:54 PM
آقا دزده سلام حالت چه طوره سلام

میدونی دوستت دارم حالتا میپرسم

اخه این رسمه که احوالتا میپرسم

دوست دارم بهت بگم تیرتا خلاص کن

عصبانی نشو هفت تیرتا غلاف کن

اگه هفت تیر بکشی منا بکشی حبس میشی

اگه چاقـــــو بکشی منا بکشی حبس میشی

قطعه آوازي:

من حسن فرفره ام فرزم و چالاکم من

تو غلاف کن هفت تیرت را که نترسم من و بی باکم
** **

من حسن فرفره هستم مثل قرقره هستم

مال پائین شهرم با هفت تیر کشا قـــــهرم

مکن کاری که خیطت بکنم من

خودت خوب میدونی اینا میتونم من

خواننده:استاد ایرج

laklak
21-02-2013, 11:00 PM
مثل یک برکه ی خشکم که چشام حسرت دیدن بارون رو داره
دیگه دستهای قشنگت واسه من من سوز برفهای زمستون و داره
تو صلیبی منه مصلوب و ببین
که چه بیهوده گرفتار شدم
حالا که عشق نوئی داری به دل
من کهنه چه دل آزار شدم ....

خواننده:استاد احمد معینی

shakira
23-02-2013, 05:50 AM
عشق ...

تنها گلی است که

بدون نیاز به هیچ فصلی،

شکوفا میشود ...

:گل:

laklak
23-02-2013, 01:20 PM
خاطرتو خیلی میخوام

کاش میشد عوض کنیم قلبامونو

یا میشد بازم بدیم تو دست هم دستامونو

کاش میشد یواشکی نگاه کنی توی چشام

تا بدونی عزیزم خاطرتو خیلی میخوام

وای که از شنیدن حرف جدایی می میرم

از یه حرف خوب عشق باز سر و سامون می گیرم

آخه با رفتن تو قلب خاطرخوات میمیره

دیگه بارون نمیاد ، زندگیم آتیش میگیره

بی تو هیچم ، با تو دریای پر از نیلوفرم

با تو پرواز ، بی تو زود کنده میشه بال و پرم

با تو چشمه ، بی تو خشکی

با تو جنگل ، بی تو خاک

بی تو یک گناهکارم ، با تو مثل آیه پاکم

آخه با رفتن تو قلب خاطرخوات میمیره

دیگه بارون نمیاد ، زندگیم آتیش میگیره


خواننده : گیتا

Arashtranslater
23-02-2013, 01:28 PM
کودکی هایم را ببخش؛
من بزرگ نمی شوم؛
نه اینکه نخواهم بزرگ شوم
که در من بزرگی؛ مفهومی است دست نیافتنی؛
دوست من کودکی هایم را بر من ببخش ...

:گل::گل::گل:

Miss zahra
23-02-2013, 02:42 PM
گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود

گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد

گاهی با یک کلمه ، (http://www.3ali3.com) یک انسان نابود می شود

گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند

Miss zahra
23-02-2013, 02:53 PM
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال
لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را
وقت دلتنگی خود دارم و بس

نیلو16
23-02-2013, 05:15 PM
مـــن چقــدر دلتنگــــم

و چقدر تشنــــه لبخند کسی کـــه بــــــاران را میشناسد

دریـــــا رامیفهمد

و میداند سنگ سنگ است و نبـــــاید پــــــرتــاب کرد...

بدون تومن هیچم باورکن

Miss zahra
23-02-2013, 06:44 PM
سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم
حال عجیبی ست دیدن همان آسمان
که شاید تو
دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای

نیلو16
23-02-2013, 07:01 PM
جدایی درد بی درمان عشقاست


جدایی حرف بی پایان عشقاست


جدایی قصه های تلخ دارد


جدایی ناله های سخت دارد


جدایی شاه بی پایان عشقاست


جدایی راز بی پایان عشقاست


جدایی گریه وفریاد دارد


جدایی مرگ دارد درد دارد


خدایا دور کن درد جدایی


که بی زارم دگر از آشنایی

am1n
23-02-2013, 07:15 PM
دیشب تورا ز مستی تشبیه ماه کردم لامپ 100 هم نبودی من اشتباه کردم

taha moien
24-02-2013, 01:18 AM
سکوت کوچه و مهتاب و بوی شب بوها

نشسته عطر تو انگار روی شب بوها

مرا به یاد تو انداخت این فضای غریب

به مهربانی تو رفته خوی شب بوها

بدون حس حضور تو حس دلتنگی

مرا کشانده دوباره به سوی شب بوها

به یاد چهره تو باز می کنم امشب

دوباره پنجره ام را به روی شب بوها

گیاه خاطره ها ریشه می دهد در من

منم به یاد تو در جستجوی شب بوها

بیا که قصه همان است حرف دلتنگی

و بغض عابر شب گرد کوی شب بوها


http://uploadtak.com/images/b195_032.jpg

laklak
24-02-2013, 04:02 PM
الف میگم ابروت کمونه ای کمون ابروی من

ب میگم بالات بلنده ای گل خوشبوی من
ت تو را میخوام عزیزم تا برام تاتی کنی

ث ثواب گر لباتو با لبام قاطی کنی
جیم جوابم را ندادی چ چرا

ح حامی خواتم خودم میخوام تو را

دال دلم پیش دلت باشد گرو

ذال ذلیلت گشتم از پیشم نرو

دال و ذال و ر - روسری قشنگ داری

ز - ز - ز - ز حال من خبر داری

سین میخوام بگم سمن بری سمن بری
شین میخوام بگم شیرین لبی و شکری
صاد و ضاد و طین و ظین و عین و غین و ف و قاف و کاف و گاف و لام و میم لم بده برام رو صندلی ، رو صندلی

نون نیگات کنم چرا که خیلی خوشگلی

ی یواش بیا بخون برام الف ب رو
دیدی که برات الف رو خوندم تا ی رو


خواننده: ایرج

laklak
24-02-2013, 07:31 PM
گر چه ما گوش به فرمان باشیم
آخدا نزد تو مهمان باشیم
در جهان تو اگر باده نبود
جای ما مردم آزاده نبود
گر نه می بود فراهم مارا
خفه میکرد یقین غم مارا
آخدا گوش اینک سخنی
آخدا گوش اینک سخنی

گر دف و چنگ و نی و تار نبود
گر زن و باده مددکار نبود
همه از غصه ورم میکردیم
زحمت از بزم تو کم میکردیم
آخدا گوش اینک سخنی
آخدا گوش اینک سخنی


خواننده: داوود مقامی

نیلو16
24-02-2013, 09:19 PM
برام دعا کن عشق من، همین روزا بمیرم
آخه دارم از رفتنت بد جوری گُر میگیرم
دعا کنم که این نفس تموم شه تا سپیده
کسی نفهمه عاشقت چی تا سحر کشیده
این آخرین باره عزیز، دستامو محکمتر بگیر
آخه تو که داری میری، به من نگو بمون نمیر
گاهی بیا یه باغ سبز، درش به روت بازه هنوز
من با تو سوختم نازنین، باشه برو با من نسوز
اگه یه روز برگشتی و گفتن فلانی مرده
بدون که زیر خاک سرد، حس نگاتو برده
گریه نکن برای من، قسمت ما همینه
دستامو محکمتر بگیر، لحظه ی آخرینه
این آخرین باره عزیز، دستامو محکمتر بگیر
آخه تو که داری میری، به من نگو بمون نمیر
گاهی بیا یه باغ سبز، درش هنوز بازه به روت من با تو سوختم نازنین، باشه برو با من نسوز

نیلو16
24-02-2013, 10:06 PM
ديرگاهيست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آئينه ز من با خبر است / که اسير شب يلدا شده ام... من که بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام . . .

ریحانه69
24-02-2013, 10:46 PM
دلم گرفته است !
نه اينکه کسی کاری کرده باشد ، نه
من آنقدر آدم گريز شده ام
که کسی کارش به اطراف من هم نمی رسد !
دلم گرفته است !
که آنچه هستم را نمی فهمند ،
و آنچه هستند را می پذيرم
و دنيا هم به رويش نمی آورد اين تناقض را . . .:کسل:

نیلو16
24-02-2013, 10:52 PM
من به مرگم راضیم اما نمیاید اجل
بخت بد بین کز اجل هم ناز میباید کشید http://mamisite.com/forum/images/smilies/qaqaq.gif http://mamisite.com/forum/images/smilies/qaqaq.gif

laklak
24-02-2013, 10:54 PM
من به مرگم راضیم اما نمیاید اجل
بخت بد بین کز اجل هم ناز میباید کشید http://mamisite.com/forum/images/smilies/qaqaq.gif http://mamisite.com/forum/images/smilies/qaqaq.gif

به به خوشم اومد.:گل: آهنگش از سعید پور سعیده.نیلوفر خانم میدونید شعرش را کی گفته:ایرانجمن:

نیلو16
24-02-2013, 10:57 PM
به به خوشم اومد. آهنگش از سعید پور سعیده.نیلوفر خانم میدونید شعرش را کی گفته

نه شرمنده نمیدونم:ناراحت:

الهه خورشید
27-02-2013, 06:13 PM
برایم فال نگیر!
من غمم را به فال نیک می گیرم
که بعد از هر سیاهی، سپیدی هست!

الهه خورشید
27-02-2013, 06:13 PM
قصه سنگ و زیتون را بنویس و مرا!
که هر شب، نگاهم را می چرخانم در جست وجوی سرنوشتی که شاید دستی ورق بزند غم هایم را!.

am1n
27-02-2013, 07:56 PM
ای همه دارو ندارم /ای ماه شب تارم / جز تو کسی ندارم / که سر کارش بذارم

نیلو16
27-02-2013, 08:29 PM
وحشت از عشق که نـه ، ترسم از فاصله هاست

وحشت از غصه کـه نـه ، ترسم از خاتمه هاست

تـرس بیهـوده نـدارم ، صحبت از خاطـره هاسـت

صحبت از کشتـن نا خواستـه ی عاطفـه هاسـت

کـوله باری پر از هیــــــچ ! که بر شـانه ی ماسـت

گلــــــــه از دست کسـی نیسـت ،

مقـصــر دل دیوانــــــــــه ی ماسـت ............

p4ym4n
27-02-2013, 08:36 PM
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است
به خیسی چمدانی که عازم سفر است
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است

آسمان دریایی
28-02-2013, 04:16 PM
20098


اي كاش ميتوانستند
از آفتاب ياد بگيرند
بيدريغ باشند
در درد ها و شادي هاشان
حتي با نان خشكشان
و كاردهايشان
را جز از براي قسمت كردن
بيرون نياورند.......


"شاملو"

آسمان دریایی
01-03-2013, 12:24 PM
با تو همه ی رنگ های این سرزمین را آشنا می بینم
با تو همه ی رنگ های این سرزمین مرا نوازش می کنند
با تو آهوان این صحرا دوستان هم بازی من اند.
با تو کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
با تو زمین گاهوارهای است که مرا در آغوش خود می خواباند.
ابر حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند.
و طناب گاهواره ام را مادرم،
که در پس این کوه ها همسایه ماست،
در دست خویش دارد.
با تو دریا با من مهربانی می کند.
با تو سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه م یزند
با تو نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه میکند
با تو من با بهار می رویم.
با تو من در عطر یاس ها پخش می شوم
با تو من در شیره ی هر نبات می جوشم
با تو من در هر شکوفه می شکفم
با تو من در طلوع لبخند میزنم
در هر تندر فریاد شوق می کشم
در حلقوم مرغان عاشق می خوانم
در غلغل چشمه ها می خندم
در نای جویباران زمزمه می کنم
با تو در روح طبیعت پنهانم،در رگ جاری ام.در نبض.
با تو من بودن را زندگی را ،شوق را ،عشق را،زیبائی را،مهربانی پاک خداوند را می نوشم.
درختان برادر من اند و پرندگان خواهران من اند
و گل ها کودکان من اند
و اندام هر صخره،مردی از خویشان من است.
و نسیم ها قاصدان بشارت گوی من اند.
و بوی باران،بوی پونه،بوی خاک،
شاخه های شسته ،باران خورده،پاک
همه خوش ترین یادهای من،شیرین ترین یادگارهای من اند.
و بی تو،من.........
20152

fatemeh
01-03-2013, 02:01 PM
با تو بودن از تو گفتن زيباست مثل آواز قناری تو بهار
با تو بودن از تو گفتن زيباست مثل آواز قشنگ جويبار

با تو بودن از تو گفتن زيباست مثل نيلوفر آبی در آب
مثل اشكهای لطيف شبنم روی گونه های زنبقهای خواب

با تو بودن از تو گفتن زيباست مثل بارش بارون تو كوير
مثل رويش دوباره چمن روی تن يخ زده زمين پير

تويی مهتاب سحر، تويی بارون كوير
از تن خسته من گرد غربت را بگير

مثل خورشيد بزن و آبم كن
مثل لالايی مادر خوابم کن

parastu
01-03-2013, 06:31 PM
با تو اکنون چه فراموشي ها
با من اکنون چه نشستن ها
خاموشي هاست...
تو مپندار که خاموشي من
هست برهان فراموشي من...

الهه خورشید
01-03-2013, 08:06 PM
' دلگیـــر ' نبــاش!

دلـــت کــه ' گیـــــر ' بــاشـد؛

رهـــا نمـی شــوی.....!

یــادت بــاشد :

'خــداونـــد' ، بنــدگان خـود را؛

بـــا آنچــه بـــدان ' دل بستـه ' انــد مـــی آزمـــاید ...

الهه خورشید
01-03-2013, 08:07 PM
تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.
تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!

تو در کدام سحر، بر کدام اسب سپید؟
تو را کدام خدا؟
تو از کدام جهان؟
تو در کدام کرانه، تو از کدام صدف؟
تو در کدام چمن، همره کدام نسیم؟
تو از کدام سبو؟

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!

کدام نشاط دویده است از تو در تن من؟
که ذره های وجودم تو را که می بینند
به رقص می آیند
سرود میخوانند!

چه آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو:
به من بگو که مرا از دهان شیر بگیر!
به من بگو که برو در دهان شیر بمیر!
بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف!
ستاره ها را از آسمان بیار به زیر؟

ترا به هر چه تو گویی، به دوستی سوگند
هر آنچه خواهی از من بخواه، صبر مخواه.
که صبر، راه درازی به مرگ پیوسته ست!
تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.
همه وجود تو مهر است و جان من محروم
چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است.

فریدون مشیری

laklak
02-03-2013, 12:15 PM
بسه دیگه دیوونه گری ها ای دل دیوونه
قدر تو رو جز من تو زمونه کسی نمی دونه
چشماتو خوب واکن دل محزون دنیا همش رنگه
توی خم هر کوچه هستی پیش پامون سنگه
تا جوونی تو این زمونه هر کسی با تو مهربونه
وقتی اومد خزون پیری کی می گیره از تو نشونه
تا جوونی تو این زمونه هر کسی با تو مهربونه
وقتی اومد خزون پیری کی می گیره از تو نشونه

بشنو از من نصیحتم رو دل غمین من
مشو عاشق که عاقبت غم بود کمین من
مخور ای دل فریب هر کس اگر تو می خواهی
که نشیند ز حسرت و غم به روی لب آهی
تا جوونی تو این زمونه هر کسی با تو مهربونه
وقتی اومد خزون پیری کی می گیره از تو نشونه
تا جوونی تو این زمونه هر کسی با تو مهربونه
وقتی اومد خزون پیری کی می گیره از تو نشونه

کیمیا
02-03-2013, 12:18 PM
بسه دیگه دیوونه گری ها ای دل دیوونه
قدر تو رو جز من تو زمونه کسی نمی دونه
چشماتو خوب واکن دل محزون دنیا همش رنگه
توی خم هر کوچه هستی پیش پامون سنگه
تا جوونی تو این زمونه هر کسی با تو مهربونه
وقتی اومد خزون پیری کی می گیره از تو نشونه
تا جوونی تو این زمونه هر کسی با تو مهربونه
وقتی اومد خزون پیری کی می گیره از تو نشونه

بشنو از من نصیحتم رو دل غمین من
مشو عاشق که عاقبت غم بود کمین من
مخور ای دل فریب هر کس اگر تو می خواهی
که نشیند ز حسرت و غم به روی لب آهی
تا جوونی تو این زمونه هر کسی با تو مهربونه
وقتی اومد خزون پیری کی می گیره از تو نشونه
تا جوونی تو این زمونه هر کسی با تو مهربونه
وقتی اومد خزون پیری کی می گیره از تو نشونه
ایول عباس قادری یا جواد یساری بود دیگه

laklak
02-03-2013, 12:22 PM
ایول عباس قادری یا جواد یساری بود دیگه

آره ع ب ا س ق ا د ر ی ولی این آهنگ را خیلیای دیگه هم خوندند:بله:

کیمیا
02-03-2013, 12:24 PM
اها ممنون زیبا بود

laklak
02-03-2013, 06:37 PM
اگه یادش بره که وعده با من داره وای وای وای
دل بیچارمو به دست غم بسپاره وای وای وای
ای خدا بهار اومد گل من نیومد وای وای وای
فصل کشت و کار اومد یار من نیومد وای وای وای

دل من شکسته طاقت نداره والا
دل من شکسته طاقت نداره والا


اگه پیغوم بده دیگه دوسم نداره وای وای وای
که دیگه ناله هام براش اثر نداره وای وای وای


دلم امشب اونو بهونه کرده
انتظارش منو دییونه کرده
اگه یادش بره قولی که داده
نمیدونم دیگه کی بر میگرده
اگه یادش بره قولی که داده
نمیدونم دیگه کی بر میگرده آخ آخ
نمیدونم دیگه کی برمیگرده

الهه خورشید
02-03-2013, 07:03 PM
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد...

وسعت تنهائيم را حس نکرد...

در ميان خنده هاي تلخ من...

گريه پنهانيم را حس نکرد...

در هجوم لحظه هاي بي کسي...

درد بي کس ماندنم راحس نکرد...

آن که با آغاز من مانوس بود...

لحظه پايانيم را حس نکرد.

الهه خورشید
02-03-2013, 07:10 PM
من نمی گویم که خاموشم مکن
من نمی گویم فراموشم مکن !
من نمی گویم که با من یار باش‌!
من نمی گویم مرا غمخوار باش !
من نمی گویم ، دگر گفتن بس است
گفتن اما هیچ نشنفتن بس است !!
روزگارت باد شیرین ، شاد باش!!
دست کم یک شب ، تو هم فرهاد باش!

laklak
02-03-2013, 08:07 PM
در آسمونه دل من پرنده پر نمیزنه

به کلبه غم زده ام محبت سر نمیزنه

یه مهربون یه هم زبون حلقه به در نمیزنه

هر چی غمه مال منه بدتر ز غم حال منه

هر جا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه

خاطرات تلخ رفته همه جاست همسفرم

کاشکی من گذشته هارو بشه از یاد ببرم

غم همیشه با منه مثل هم زاد منه این طلسم نمیشکنه

یه مهربون یه هم زبون حلقه به در نمیزنه

هر چی غمه مال منه بدتر ز غم حال منه

به هر کسی رسیدم دلم و سوزونده

هر روز به یه بهونه چشممو گریونده

دلم می خواد که برم جای بی نشونی

برای من امید موندنی نمونده

دیگه وقت رفتنه وقت دل بریدنه

یه مهربون یه هم زبون حلقه به در نمیزنه

هر چی غمه مال منه بدتر ز غم حال منه

هر جا میرم این غصه ها چون سایه دنبال منه

laklak
02-03-2013, 10:27 PM
خوش به حالت تکه سنگ ، که نداری دل تنگ
حسودیم میشه به تو، بی صدایی و یه رنگ
دل عاشق نداری پیش کس جا بزاری
تا با غم بشکننش از چشات خون بباری
پا نداری که بری دنبال یار شب به شب
وقتی پیداش می کنی نخوادت با ناز و غم
گوش نداری بشنوی حرفای این و اون
به فریبن تو رو با دروغ و وعده ها
خوش به حالت تکه سنگ

laklak
03-03-2013, 07:41 AM
نه آفتابی نه مهتابی نه ابری
نه مشتاقی نه بی زاری نه صبری
نه فکر من، نه خود، نه دیگرونی
نه کافر نه مسلمونی نه گبری

کی هستی و چی هستی . فقط خدا میدونه
حل این معما . منو کرده دیوونه

گاهی مسجد گاهی میخونه میری
گاهی کعبه گاهی بتخونه میری
گاهی عاقل گاهی دیوونه میشی
گه آشنا و گه بی گونه میشی

کی هستی و چی هستی . فقط خدا میدونه
حل این معما . منو کرده دیوونه

شب و روزمو با هم یکی کردی
اگه میشناختمت آخ که چه خوب بود
کاش میتونستم از دامت رها شم
دل بی صاحبت از سنگ و چوب بود

ولیکن دل من . باهام را نمیاد
بخدا غیر تو . کسی رو نمیخواد
کسی رو نمی خواد والا نمیخواد

laklak
03-03-2013, 11:31 AM
تو سفر کردی به سلامت تو منا کشتی ز خجالت دیگه حرف آشتی نباشه با تو قهرم تا به قیامت
چه کنم با درد محبت به تو دیگر کرده ام عادت
دیگه حرف آشتی نباشه با تو قهرم تا به قیامت
تو غرور منا بشکستی که یه نامه برام نفرستی به غریبه مگر دلبستی
تو بیا به سر بالینم به دو بوسه بده تسکینم که شکوفه غم میچینم
تو سفر کردی به سلامت تو منا کشتی زخجالت
دیگه حرف آشتی نباشه با تو فهرم تا به قیامت

الهه خورشید
03-03-2013, 01:57 PM
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن

الهه خورشید
03-03-2013, 02:27 PM
جزر و مد های زیادی آمده اند و رفته اند

مـــــــوج در مـــــــوج

امـــــــــا نمی دانم چرا

هنوز هم بر تن خیس ســــاحل

نام تــــــــــو را می بینمـــــــ ...!

laklak
03-03-2013, 05:59 PM
مهتاب نقره سر زد مریم بیا بیا / انگشتری به در زد مریم بیا بیا/ ستاره میزنه سو سو/ اشاره می کنه ابرو/ شب آشناییه مریم بیا بیا/ همه دلرباییه مریم بیا بیا

چونگین اشک چشمم میره زیر دست زرگر/ مینشونمش خدایا رو هلال حلقه در/ ستاره میزنه سوسو/ اشاره میکنه ابرو/ شب آشناییه مریم بیا بیا/همه دلرباییه مریم بیا بیا

توزرگری عشوه گری نگین یاقوت میخری/ چومن پریشان توام تو عاشق سیم و زری/ستاره میزنه سوسو/اشاره میکنه ابرو/شب اشناییه مریم بیابیا/همه دلرباییه مریم بیابیا

laklak
05-03-2013, 08:41 AM
تو هر چقدر که خواهی دل منو بسوزون
برو هر اسبی داری برای من بتازون
آخه قیامتی هم توی کاره
خدا پرده ز کارت بر میداره
یه روز در محضر عدل الهی
بهت ثابت میشه که روسیاهی
بسکه تو آزردی مرا هرگز نمیبخشم تو را
اگه مقصر من باشم میرم جهنم
روحم میشه با آتش سوزنده همدم
ولی میدونم جای من توی بهشته
خدا تو قلبم این معما رو نوشته
بسکه تو آزردی مرا هرگز نمیبخشم تو را
خوب میدونم روز قیامت از کرده ات داری ندامت
باید یک عمری نمایی در آتش دوزخ اقامت

ریحانه69
07-03-2013, 09:52 AM
تو رو حتی تو رویامم ندیدم ، ولی یه عمره جات خالیه پیشم
ندیدمت ، چه احساس غریبی، ندیدمو برات دلتنگ میشم

Miss zahra
08-03-2013, 11:49 AM
اگه رفتم نگو رفیق نیمه راه بود ، بگو خسته بود

اگه رفتم نگو همه حرفاش دروغ بود ، بگو خیلی دروغ شنیده بود

اگه رفتم نگو دلمو شکست ، بگو دلش شکسته بود

اگه رفتم نگو عاشق نبود ، بگو دیوونه عشقش بود

اگه رفتم نگو نامرد بود ، بگو تو زندگیش فقط نامردی دیده بود..

laklak
09-03-2013, 07:50 AM
از افق کی میدمد صبح امید من خدا
یا دمد سر به بام دل نور خورشید من خدا
مردم از این بی نشانه زندگانی ای خدا
مردم از این بی نشانه زندگانی ای خدا
نه همزبانی نه هم قساری
به زندگی باشد دمسازی
سینه ام شده مزار ارزوها
در دیار غم میکند جست و جوها
تا شاید که نشانی ز جوانی بینم یک دم
افسوس که گذشته همه عمرم با رنج و غم

آه آه مردم از این بی نشانه زندگانی ای خدا

laklak
09-03-2013, 08:23 AM
حیف از آن نغمه هایی که برات سرودم

حیف از آن شکوه هایی که زغم نمودم

وه چه شبها که در کوی تو نامهربون

شاهد ظلم و جورو ستم تو بودم

از چه به ناگه ز من بریدی

دو چشم خونبار من ندیدی

همچو خیال از برم گذشتی

از من غمگین مگر چه دیدی

وه که چه شبها در انتظارت

چشم و دلم بوده بیقرارت

خنده زدی عشوه کنان دلم ربودی

یک دو شبی هم به کنار من تو بودی

درد و دریغا که به من وفا نکردی

رفتی و در بر رقیبم آرمیدی

گریه چه حاصل ای دل غافل

که او به ناگه رفت و نیومد(2)

یادت میاد که وقتی عزم سفر می کردی

می گفتی می ری اما دوباره بر میگردی(2)

دل خوشه از وعدهایت که بیایی

چشم من خیره بر ره جدایی

مانده ای بی وفا بگو کجایی(2)


گریه چه حاصل ای دل غافل

که او به ناگه رفت و نیومد(2)

کیمیا
09-03-2013, 08:34 AM
خوش به حال تکه سنگ که نداری دل تنگ
حسودیم میشه به تو بیریایی و یه رنگ
دل عاشق نداری پیش کس جا بزاری
تا با سنگ بشکننش از چشات خون بباری
خوش به حال تکه سنگ
خوش به حال تکه سنگ

آسمان دریایی
11-03-2013, 01:08 AM
21167







ره پنهاني ميخانه نداند همه كَس

جُز من و عارف و شيخ و دو سه رسواي دگر

laklak
11-03-2013, 11:06 PM
از خونه تون بیاین بیرون آی آدمای خوشبخت
منو تماشا بکنین به من میگن ســـیه بخـــت

آرزوهام جوون جوون تو دشت ســـــینه مردن
منو چرا ای خدا جون با خودشـــــون نبــــردن
با خودشــــــون نبــــردن

اون زمونا خوب یادمه تو اون کوچـه صفا بــــود
تو اون خونه که تاریکه یه فلب با وفـــــــا بــــود
یه فلب با وفا بــــود

یه روز دو تا چشـــم ســیاه اومد تو سرنوشتم
عاشق شدم رو قلب خود اسم اونو نوشــــتم

عاشق شدم نمی دونستم عاشقی جنونــه
آدم میشـــه در به در و ویلون تو این زمونــــــه

از خونه تون بیاین بیرون آی آدمای خوشبخت
منو تماشا بکنین به من میگن ســـیه بخـــت

آرزوهام جوون جوون تو دشت ســـــینه مردن
منو چرا ای خدا جون با خودشـــــون نبــــردن
با خودشــــــون نبــــردن

اون زمونا خوب یادمه تو اون کوچـه صفا بــــود
تو اون خونه که تاریکه یه فلب با وفـــــــا بــــود
یه فلب با وفا بــــود

laklak
12-03-2013, 02:49 PM
یه عاشقم, یه عاشق, عاشق سر سپرده
بیا به دیدن من, تا عاشقت نمرده

توی زندگی تویی دار و ندارم, می ریزم به پای تو هر چی که دارم
همه هستی من یه قلب ساده ست, که اونم برای تو هدیه میارم

من یه سوالم, تو برام جوابی
تشنه خوابم, تو حریر خوابی

ماهی افتاده به خاکم به خاک
تو چشمه پاک و زلال آبی

هر چه بودم, هرچه هستم, باتو بودم با تو هستم
گرچه در چشم جماعت, کوچه گردی بت پرستم

عشق پاکت چون شقایق در دل من ریشه بسته
ای که با جام لبانت توبه می را شکستم

من یه سوالم, تو برام جوابی
تشنه خوابم, تو حریر خوابی

ماهی افتاده به خاکم به خاک
تو چشمه پاک و زلال آبی

عشق تو جاری شده, تو رگام بجای خون
آخه راه شادی رو, تو به من دادی نشون

همه لحظه های من پره, از صدای تو
تو تموم لحظه ها, تو برای من بمون

یه عاشقم, یه عاشق, عاشق سر سپرده
بیا به دیدن من, تا عاشقت نمرده

توی زندگی تویی دارو ندارم, می ریزم به پای تو هر چی که دارم
همه هستی من یه قلب ساده ست, که اونم برای تو هدیه میارم

من یه سوالم, تو برام جوابی
تشنه خوابم, تو حریر خوابی

ماهی افتاده به خاکم به خاک
تو چشمه پاک و زلال آبی

من یه سوالم, تو برام جوابی
تشنه خوابم, تو حریر خوابی

ماهی افتاده به خاکم به خاک
تو چشمه پاک و زلال آبی

من یه سوالم, تو برام جوابی
تشنه خوابم, تو حریر خوابی

ماهی افتاده به خاکم به خاک
تو چشمه پاک و زلال آبی

laklak
12-03-2013, 02:49 PM
در آسمون دل من پرنده پر نميزنه
به کلبه غمزده ام محبت سر نميزنـــه
يه مهربون يه همزبون حلقه به در نميزنه
هر چي غمه مال منه
بدتر زغم حال مـه
هر جا ميرم اين غصه ها چون سايه دنبال منه
خـاطرات تلخ رفتــــــــه همه جاس همسفــرم
کاشکي من گذشته ها رو بشه از ياد ببرم
غم هميشه با منه مثه همزاد منه
اين طلســم نميشکنــــه
يه مهربون يه همزبون حلقه به در نميزنه
هر چي غمه مال منه
بدتر زغم حال منـه
هر جا ميرم اين غصه ها چون سايه دنبال منه!
به هر کسي رسيدم دلمـو سوزونده
هر روز با يک بهونه چشممو گريونـده
دلم مي خواد که برم جاي بي نشوني
براي من اميد موندني نمونـده
ديگه وقت رفتنه وقت دل بريدنه
يه مهربون يه همزبون حلقه به در نمي زنه
يه مهربون يه همزبون حلقه به در نمي زنه
هر چي غمه مال منه
بدتر زغم حال منه...

پانته آ
12-03-2013, 02:52 PM
دل آرام را بی تاب میکنی! دل بی تاب را آرام !
آخرش نگفتی: تو ، دردی یا درمان؟

الهه خورشید
12-03-2013, 07:00 PM
ای نگاهت خنده مهتاب ها

بر پرند ِ رنگ رنگ ِ خواب ها

ای صفای جاودان ِهرچه هست:

باغ ها ، گل ها ، سحر ها ، آب ها

ای نگاهت جاودان افروخته

شمع ها ، خورشیدها ، مهتاب ها

ای طلوع بی زوال آرزو

در صفای روشنی محراب ها

ناز نوشینی تو و دیدار توست

خنده مهتاب در مرداب ها

در خرام نازنینت جلوه کرد

رقص ماهی ها و پیچ و تاب ها.

هانیتا
12-03-2013, 07:03 PM
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم.

هانیتا
12-03-2013, 07:04 PM
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن
من ندیدم بیدی سایه اش را بفروشد به زمین رایگان می بخشد نارون شاخه ی خود را به کلاغ هر کجا برگی هست شور من می شکفدمثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن

الهه خورشید
12-03-2013, 07:55 PM
تو رامی خوانم

و تو را باتمام حنجره ها صدا می کنم...

ای عابرکوچه های بی کسی ام...

چرا دیگر قدم در چشمانم نمی گذاری؟ .

کیمیا
12-03-2013, 08:47 PM
نرسد دست تمنا چو به دیدار شما

میتوان چشم دلی دوخت به ایوان شما

از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست

نیمه جانیست در این فاصله قربان شما

laklak
12-03-2013, 09:11 PM
منو ببین که چه ساده بودم
به دام تو چه فتاده بودم
این همه یار سر راه من بود
من دلما به تو داده بودم
اقبالم بسوزی ای شانسم بخشکی
دشمن شد به جونم دلدادم به هرکی

درخت مکر تو هزار ریشه داشت
وای که ندونسته گرفتار شدم
یه دنیا غم به روی غم هام گذاشت
دیگه از این زندگی بیزار شدم
خدا خودش میدونه امید من بودی
کجا حساب میکردم بری به این زودی

کیمیا
12-03-2013, 09:12 PM
زندگی جریان دارد
با غم و درد

laklak
12-03-2013, 09:32 PM
دیدی به دلت نقش نگار دیگه داشتی
با عشق دروغین سرما کلاه گذاشتی
تو گلخونه دلم گل غصه را کاشتی
نارو زدی دستاما توی حنا گذاشتی
دست به دلم نزار میخام تنها بمونم
سر به سرم نزار زدی آتش به جونم
از من تو مگر خطایی دیدی
سوی دگرون نگاهی دیدی
اما دل تو با دگری بود
از من تو خجالت نکشیدی

کیمیا
13-03-2013, 11:11 AM
دیدی به دلت نقش نگار دیگه داشتی
با عشق دروغین سرما کلاه گذاشتی
تو گلخونه دلم گل غصه را کاشتی
نارو زدی دستاما توی حنا گذاشتی
دست به دلم نزار میخام تنها بمونم
سر به سرم نزار زدی آتش به جونم
از من تو مگر خطایی دیدی
سوی دگرون نگاهی دیدی
اما دل تو با دگری بود
از من تو خجالت نکشیدی

عجبا چه گرفتاری شدیما

آسمان دریایی
13-03-2013, 05:25 PM
دل خوش از آنيم که حج ميرويم
غافل از آنيم که کج ميرويم
کعبه به ديدار خدا ميرويم
او که همينجاست کجا ميرويم

سپیده جون
13-03-2013, 06:05 PM
دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند...
گفته بودم مردم اینجا بدند...
دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست...
ان عزیزت عهدوپیمانت شکست ...
دیدی ای دل درجهان یک یار نیست...
هیچکس در زندگی غمخوار نیست ...
دیدی ای دل حرف من بیجا نبود...
از برای عشق اینجا جا نبود...
نو بهار عمر را دیدی چه شد...
زندگی راهیچ فهمیدی چه شد...
دیدی ای دل دوستیها بی بهاست...
کمترین چیزی که میابی وفاست...
ای دل اینجا باید از خود گم شوی...
عاقبت همرنگ این مردم شوی...

mostafa22
13-03-2013, 06:38 PM
با دوستی که تو زندگیم نون و نمک خورده بود
یهو به من نارو زد و نزاشت برام تار و پود
تو زندگیم رخنه کرد عشقما از من گرفت
نامردی حدی داره این که یه دوستی نبود
دلم از هر چه دوسته سرده
اونوقت میگی قربون هر چی مرده قربون هرچی مرده
جون میدادم همیشه برای دوست و دنیا
میگفتم یار منه چه امروز و فردا

mostafa22
13-03-2013, 07:01 PM
کودک بابا چشماتو وا کن
اول راهی راتو پیدا کن
پا به دنیای تازه می ذاری
ماجراها پشت سر داری
تا جوون هستی فکر فردا باش
کوچیکه چشمت فکر دریا باش
همتت باشه تکیه گاه تو
تا نشه دشمن سد راه تو

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غمها کن
کودک بابا چشماتو وا کن

روزگار ما بیش و کم داره
راه فرداها پیچ و خم داره
زندگی یعنی خوب و بد دیدن
سردی و گرمی دست رد دیدن
از خودت دور کن صحنه سازی رو
بی ثمر بدون یکه تازی رو
مرد باگذشت فکر هستی نیست
چیزی بدتر از خودپرستی نیست

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غمها کن
کودک بابا چشماتو وا کن

هر کدوم از ما یه مسافریم
باقی دنیا اما ما میریم
من دو روزی رو مهمونت هستم
تا بزرگ بشی بارمو بستم
باید در اندوه روی پا باشی
سنگ زیرین آسیاب باشی
روی پات واسا مرد و مردونه
از آدم فقط خوبی میمونه

کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غمها کن
کودک بابا چشماتو وا کن
با شکست بساز پشت به غمها کن
کودک بابا چشماتو وا کن
کوچیکه چشمات فکر دریا کن
کودک بابا چشماتو وا کن
کوچیکه چشمات فکر دریا کن

کیمیا
13-03-2013, 07:03 PM
من آمده ام که با تو راهی بشوم

آنی که تو از دلم بخواهی بشوم

دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!

می خواهم از این به بعد ماهی بشوم

کیمیا
13-03-2013, 07:13 PM
بعد تو دگر هستی ما پا نگرفت

بعد از تو کسی در دل ما جا نگرفت

در کلبه تنهائی خود پوسیدم

بعد از تو کسی سراغ ما را نگرفت

فائزه حسین زاده
13-03-2013, 07:41 PM
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.


و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.


و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.


همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.


و امیدوام اگر جوان که هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.


امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.


امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.


بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!


و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.


اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!


\" ویکتور هوگو \"

برگرفته از: http://www.iranjoman.com/usernote.php?u=8046#ixzz2NRO9ZJze

الهه خورشید
13-03-2013, 08:00 PM
چـه اشـتـبـاه بـزرگـی سـت
تـلـخ کـردن زنـدگـیـمـان . . .
بـرای کـسـی کـه در دوری مـا ،
شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سـپـری مـی کـنـد !!!

الهه خورشید
13-03-2013, 08:01 PM
اگه به تو نمی گفتم حرفامو ، اگه به تو نمی گفتم چقدر دوسِت دارم ...
الــــــان بــــــــــــــــــودی ....

ریحانه69
14-03-2013, 10:56 AM
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟




پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم



تنهاییت برای من …


غصه هایت برای من …


همه بغضها و اشکهایت برای من ..

بخند برایم بخند




آنقدر بلند


تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را…


صدای همیشه خوب بودنت را


دلم برایت تنگ شده

حسام 01
17-03-2013, 03:29 PM
بوی عیدی، بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی، وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم
یا اینا خستگیمو در می کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخرده لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم
یا اینا خستگیمو در می کنم

فکر قاشق زدن یه دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستونو سر می کنم
یا اینا خستگیمو در می کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم
یا اینا خستگیمو در می کنم

بوی باغچه، بوی حوض
عطر خوب نذری
شب جمعه، پی فانوس، توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی، هوس یه آب تنی
با اینا زندگیمو سر می کنم
با اینا خستگیمو در می کنم

دختر مهتاب
17-03-2013, 03:39 PM
به سان رود
که درنشیب دره سربه
سنگ میزند
رونده باش
امید هیچ مجزه ای زمرده نیست
زنده باش:گل:

حسام 01
17-03-2013, 09:31 PM
دل دل ساده، دل رسوام چه گرفتار شد
مثل یه سکّه شد دلم اسیر بازار شد

صدتا تَرَک خورد و شکست از بد این سرنوشت
توو های و هوی روزگار کار دلم زار شد

کار دلم، کار دلم، کار دلم، کار دلم زار شد
توبه شکست ، وای وای بازم گرفتار شد

عمری قسم میخوره که سرش به کارش باشه
بسکه قسم شکوند دلم دچار تکرار شد

هی میگه سربه‌راهم و سربه‌هوا نیستم
باز دوباره یکیُ دید زودی هوادار شد

کار دلم، کار دلم، کار دلم، کار دلم زار شد
توبه شکست ، وای وای بازم گرفتار شد

سر به بیابون میزنه مشتمو وا میکنه
از حال و احوال دلم دنیا خبردار شد

توو سینه آتیشی به پا کرده نگو و نپرس
آبرو برده و یه چیزی هم طلبکار شد

انگاری که از خاطر دل رفته که صد مرتبه
خونه‌ی عشق و آرزو روو سرم آوار شد

حال منم خرابه و داغونه از دست دل
غصّه و غم توو زندگیم روو هم تلنبار شد

کار دلم، کار دلم، کار دلم، کار دلم زار شد
توبه شکست ، وای وای بازم گرفتار شد

اینروزا هرکی میرسه زخمی به دل میزنه
حال دلم مثل خودم آخ که أسفبار شد

درد بی‌درمونی داره تب داره و ناخوشه
مسخره‌ی هر کس و ناکس شد و بیمار شد

کار دلم، کار دلم، کار دلم، کار دلم زار شد
توبه شکست ، وای وای بازم گرفتار شد

دختر مهتاب
17-03-2013, 09:37 PM
هیچ و باد است جهان

گفتی و باور کردی

کاش یک روز به اندازه هیچ

غم بیهوده نمی خوردی

کاش یک لحظه به سرمستی

شاد و آزاد به سر می بردی

حسام 01
18-03-2013, 07:53 PM
سپیده دم اومد و وقت رفتن
حرفی نداریم ما برای گفتن

حرفی که بوده بین ما تموم شد
این جا برام نیست دیگه جای موندن

من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون


میخوام برم نگو که دیوونه ای
برای موندن ندارم بونه ای
وقت خداحافظیه تو گلوم حلقه زده بقض غریبونه ای
وقت خداحافظیه تو گلوم حلقه زده بقض غریبونه ای

من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون


اوّل آشناییمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد
اوّل آشناییمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد

رو سادگی حرف تو باورم شد
تو عاقبت زندگیمو دادی به باد
دادی به باد

من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون


اوّل آشناییمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد
اوّل آشناییمون یادم میاد یادم میاد
گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد خیلی زیاد

رو سادگی حرف تو باورم شد
تو عاقبت زندگیمو دادی به باد
دادی به باد

من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون

من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون

من میرم از زندگی تو بیرون
یادت باشه خونمو کردی ویرون
خونمو کردی ویرون

دختر مهتاب
18-03-2013, 10:18 PM
ای عشق ، دیر آمدی

هنگام ناشناس دلی
دارم بگو ، بگو چه کنم ؟
پرهیز عاشقی نکند
پروای آبرو چه کنم ؟
این ساز پر شکایت من
یک لحظه بی زبان نشود
ای خفتگان ، درین دل شب ، با ناله های او چه کنم ؟
گوید که وقت دیدن او دست تو باد و دامن او
گویم که می کشد ز کفم
با آن ستیزه جو چه کنم ؟
گرید چنین خموش ممان
از عمق جان برآر فغان
گویم که گوش کرده گران
بیهوده های و هو چه کنم ؟
جوشیده و گذشته ز سر
صهبای این سبو ، چه کنم ؟
معشوق کور باطن من
پروای رنجشم نکند
من نرم تر ز برگ گلم
با این درشت خو چه کنم ؟
ای عشق ، دیر آمده ای
از فقر خویشتن خجلم
در خانه نیست ما حضری
بیهوده جست و جو چه کنم ؟

حسام 01
18-03-2013, 11:11 PM
تـــــو صدای آواز بارون ،تپش قلب خـاکــــــی
مثل گریه تَسکین دَردی ،مثل یک سوره پاکـــــی
طعم غربت روُ لباتــــه ،مثل یک کُولـــیِ عاشق
راز جنگل توُ چشاتــــه ،گُونه هات رنگ شقایق
بی تو شمع و گل میمیره ،خونه رنگ غم میگیره
تو نذار بمونم تنهـــــــا ،میدونی دلـــــــم میگیره
وسعتِ قلب تـــــــــــــو قَـــــــدِ یه دنیــــــــاس
خواستنت واســـــــــه من مثــل یه رویــــــاس
بوی تــــــــــو بوی بــــــــارون بوی یاســـــــه
دست مـــــــن ساقــــــــــــه های اِلتماســــــــه
بـــی تـــــــــو میمیرن گـــــــلای نــــاز گلدون
میمونن مُرغــــــــــای عاشق زیربـــــــــارون
زیر بــــــــارون مُرغِ عاشق زیر بــــــــارون

دختر مهتاب
18-03-2013, 11:19 PM
هیچ و باد است جهان

گفتی و باور کردی

کاش یک روز به اندازه هیچ

غم بیهوده نمی خوردی

کاش یک لحظه به سرمستی

شاد و آزاد به سر می بردی

حسام 01
19-03-2013, 09:45 AM
گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طوق طلا برات میارم
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
دلبر مه پیکر گردن بلورم
عید اومد بهار اومد من از تو دورم

گل اومد بهار اومد میرم به صحرا
عاشق صحراییم بی نصیب و تنها
خوش ادا بالا بلا شیرین زبونم
مانده ام دور از تو و از آشیونم

آشیونم رو گل خودرو گرفته
سبزه از هر گوشه تا زانو گرفته
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طوق طلا برات میارم

ز تو خواهم ز تو خواهم
عهد عشقی که بستی وفا کنی
یاد ما کنی
از چمنها گر گذشتی یاد من کن
گر شنیدی سرگذشتی یاد من کن
گر بیام از این سفر ای گل عذارم
از سفر طوق طلا برات میارم

کیمیا
19-03-2013, 10:55 AM
من آمده ام که با تو راهی بشوم

آنی که تو از دلم بخواهی بشوم

دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!

می خواهم از این به بعد ماهی بشوم

حسام 01
19-03-2013, 05:15 PM
خیلی وقته که دیگه دلت واسم تنگ نمی شه (http://*************/)
گل ابریشم من گل که دلش سنگ نمی شه (http://*************/)
خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه من
اخ چقدر قشنگه از عشق تو دیوونه شدن (http://*************/)
تو می یای تموم می شه هر چی غمه (http://*************/)
روز دیدار تو روز عشقمه (http://*************/)
زندگی عشق (http://*************/)همین دقایقه
زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه (http://*************/) زنده باد هر کی هنوز یه عاشقه (http://*************/)

حسام 01
20-03-2013, 04:09 PM
با چه ساز تو برقصم زمونه زمونه


ازدست تو شدم من دیوونه دیوونه


عشق منو زدستم گرفتی، نگفتی


امید و آرزویم همونه همونه


چرا گذاشتی که بشه بی وفا

زندگی ام بی تو نداره صفا

گله دارم خیلی ازت روزگار

درد دلم چرا نداره دوا

زار و پریشون شدم

اسیر چو مجنون شدم

زار و پریشون شدم

اسیر چو مجنون شدم

نظر بکن به حالم

ببین چه دلخون شدم

نظر بکن به حالم

ببین چه دلخون شدم

دختر مهتاب
20-03-2013, 05:28 PM
دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس

كه چنان زو شده‏ام بي‏سر و سامان كه مپرس‏

كس به اميد وفا ترك دل و دين مكناد

كه چنانم من ازين كرده پشيمان كه مپرس‏

پارسائي و سلامت هوسم بود ولي

شيوه‏اي مي‏كند آن نرگس فتان كه‏

به يكي جرعه كه آزار كسش در پي نيست

زحمتي مي‏كشم از مردم نادان كه مپرس‏

گفتگوهاست درين راه كه جان بگدازد

هر كسي عربده‏ء اين كه مبين آن كه مپرس‏

زاهد از ما به سلامت بگذر كاين مي لعل

دل و دين مي‏برد از دست بدانسان كه مپرس‏

گفتم از گوي فلك صورت حالي پرسم

گفت آن مي‏كشم اندر خم چوگان كه مپر

گفتمش زلف به خون كه شكستي گفتا

حافظ اين قصه دراز است به قرآن كه مپرس‏

حسام 01
20-03-2013, 08:41 PM
وقتی دارم عریضمو
خدمتتون عرض می کنم، عرض می کنم
خودم که تعریف می کنم
عاشقی مو حض می کنم، حض می کنم
یه شمع دل سوخته دلی
مثل دلم نذر می کنم
ذوق می کنم شما منو
دوسم دارین فرض می کنم، فرض می کنم
ذوق می کنم، حض می کنم گلی به گوشه ی جمالتون
معرفت و مرامتون
اجازه صادر بکنین
دلم بشه به نامتون
پیشه ی من عاشقیه
عشقی که طعم به داره
مثل تو نازنین گلی
نوبر و کرک به داره
دوس ندارم نور چراغ برگای باغم
به شما دست بزنه
دوس ندارم حتی سرانگشتای بادم
به شما دست بزنه

دختر مهتاب
21-03-2013, 09:40 AM
من بی تو

روزگار دستاتو از من می گیره یاد من تو خاطراتت می میره

حتی اسمم واسه تو کهنه میشه دیدنت برای من رویا میشه

میری و قصری می سازی جنس نور میری با همنفست یه راه دور

من می مونم و هوای بی کسی کوله باری از غم و دلواپسی

چشم به راهت می مونم روزای سرد میشکنه تنم مثه برگای زرد

نمیخوام بدون تو زنده باشم میرم اونجا که دیگه ((من )) نباشم

شاید اونجا منه بی ((تو)) نباشه تو باشی دنیای موندنی باشه

دختر مهتاب
24-03-2013, 11:18 PM
وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم، دل (http://www.asheghaneha.ir/tag/%d8%af%d9%84)نمی‌شود
دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود
تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله (http://www.asheghaneha.ir/tag/%d9%81%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%87)نازل نمی‌شود
خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی ز پنجره داخل نمی‌شود؟
می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها (http://www.asheghaneha.ir/)
دیدم که در نگاه (http://www.asheghaneha.ir/tag/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87)تو حاصل نمی‌شود
تا نیستی تمام غزل‌ها معلق‌اند
این شعر (http://www.asheghaneha.ir/category/%d8%b4%d8%b9%d8%b1)مدتی‌ست که کامل نمی‌شود

دختر مهتاب
24-03-2013, 11:35 PM
خانه ای پر دوست

من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست‌هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو...؛

هر کسی می‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند

شرط وارد گشتن
شست و شوی دل‌هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست...

بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم ای یار
خانه‌ی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر
" خانه دوست کجاست ؟ "



(( فریدون مشیری ))

دختر مهتاب
24-03-2013, 11:55 PM
آسمان گفت که امشب، شب توست
سرخی صورت گل، از تب توست
آنچه تا عشق (http://www.asheghaneha.ir/tag/%d8%b9%d8%b4%d9%82)مرا بالا برد
بوسه گاهیست که نامش لب توست

فائزه حسین زاده
25-03-2013, 12:02 AM
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.


و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.


و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.


همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.


و امیدوام اگر جوان که هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.


امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.


امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.


بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!


و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.


اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!


\" ویکتور هوگو \"

دختر مهتاب
25-03-2013, 12:39 AM
شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ (http://www.asheghaneha.ir/tag/%d9%85%d8%b1%da%af)تنها نشیند به موجى
رود گوشه اى دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل (http://www.asheghaneha.ir/tag/%d8%ba%d8%b2%d9%84)خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهى بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقى کرد، آنجا بمیرد
شب مرگ از بیم آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور (http://www.asheghaneha.ir/tag/%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1)نکردم
ندیدم که قویى به صحرا بمیرد
چو روزى ز آغوش دریا برآمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریاى من بودى آغوش وا کن
که می خواهد این قوى زیبا بمیرد
مهدی حمیدی شیرازی (http://www.asheghaneha.ir/poet/%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%b2%db%8c)

shakira
30-03-2013, 07:21 AM
باید که مهربان بود،

باید که عشق ورزید ...

زیرا که زنده بودن،

هر لحظه احتمالیست ...

:گل:

دختر مهتاب
30-03-2013, 10:16 AM
قدر اندوه

ای شکوه بی کران اندوه من!
آسمان – دریای جنگل – کوه من!
گم شدی ای نیمه ی سیب دلم
ای منِ من! ای تمامِ روح من!
ای تو لنگرگاه تسکین دلم!
ساحل من، کشتی من! نوح من!
قدر اندوه دل ما را بدان
قدر روح خسته و مجروح من:
هر چه شد انبوه تر گیسوی تو
می شود اندوه تر اندوه من!
***************************************
قیصرامین پور:گل:

taha moien
01-04-2013, 11:04 PM
رد دستهای مرا بگیری خواهی دید به هیچ آغوشی ختم نمیشود..

این همه آغوش که نمی دانم

گرمای ساختگیشان را از کجاآورده اند که حقیقی نبودنشان

زود بر ملا می شود

پشت تمام این نقابها را هم بگردی مرا نخواهی یافت..

من هنوز قصد شکافتن این پیله را ندارم

تا پروانه شدن زیاد راه مانده است

در زمین ما هیچ کپی برابر اصل نیست ..

همه از اصل که جدا می شوند راه جاده خاکی را پیش میگیرند...

خدایا دلم برای اصل خودم تنگ است

دختر مهتاب
01-04-2013, 11:30 PM
چشمها پرسش بی پاسخ حیرانی ها

دستها تشنه ی تقسیم فراوانی ها

با گل زخم سر راه تو آذین بستیم

داغهای دل ما جای چراغانیها

حالیا دست کریم تو برای دل ما

سر پناهی است در این بی سروسامانی ها

وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی

ای سر انگشت تو آغاز گل افشانیها

فصل تقسیم گل و گندم و لبخند رسید

فصل تقسیم غزلها و غزلخوانیها

سایه ی امن کسای تو مرا بر سر بس

تا پناهم دهد از وحشت عریانیها

چشم تو لایحه ی روشن آغاز بهار

طرح لبخند تو پایان پریشانی ها

_______________
قیصرامین پور

فائزه حسین زاده
02-04-2013, 02:07 AM
تو ناامید می شوی و گمان می کنی
که عشق بیهوده ترین کارهاست
و برآنی که شکست خورده ای
و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق
و آن همه عشق را تلف کرده ای
اما خوب که نگاه کنی
می بینی حتی قطره ای از عشقت
حتی قطره ای هم هدر نرفته است
خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته
و به حساب خود گذاشته است

خدا به تو می گوید:
مگر نمی دانستی
که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟
تو برای من بود که این همه راه آمده ای
و برای من بود که این همه رنج برده ای
و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای
پس به پاس این ؛
قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم
و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم.
و این ثروتی است که هیچ کس ندارد
تا به تو ارزانی اش کند

Miss zahra
02-04-2013, 07:59 PM
تو را می نویسم و پنهان می کنم
(http://veshto.blogfa.com/post-654.aspx)
نمی‌گویم دوستت می‌دارم
عشق به تو
اعتراف سنگینی‌ست
در روزگار عدم قطعیت

لیلی تو بودن
متهم‌ام می‌کند
به چشم‌های سیاهی که نداشته‌ام..

می‌نویسم دوستت می‌دارم و
قایم‌اش می‌کنم..

تو به درد زندگی نمی‌خوری
تو را باید نوشت و گذاشت
وسط همان شعرها و قصه‌هایی
که ازشان آمده‌ای

مرا ببین !!!!!!!!!!!!!! (http://veshto.blogfa.com/post-652.aspx)

Miss zahra
02-04-2013, 08:09 PM
نه
همیشه برای عاشق شدن
به دنبال باران و بهار و بابونه نباش...

گاهی
در انتهای خارهای یک کاکتوس
به غنچه ای میرسی
که ماه را بر لبانت می نشاند...

Miss zahra
02-04-2013, 08:18 PM
بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر توهم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم...
میخواهم عشقت در دل بمیرد
میخواهم تا دیگر در سر یادت پایان گیرد
بگذر زمن ای آشنا
چون از تومن دیگر گذشتم
دیگر توهم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم
هر عشقی میمیرد
خاموشی میگیرد
عشق تو نمیمیرد
باورکن بعداز تو دیگری
در قلبم جایت را نمیگیرد
بگذر زمن ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم...

دختر مهتاب
02-04-2013, 08:37 PM
یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم .چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم!
همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود
""همه ی آن ورق حسرت دیدار تو بود""

Miss zahra
02-04-2013, 09:34 PM
شبها زغم توخواب ندارم
رحمی به دلم کن که دگر تاب ندارم
از بس زدوری تو گریه نمودم
چشمم به زبان آمدو گفت
اشک ندارم....

دختر مهتاب
04-04-2013, 01:17 AM
دلم غمگین غمگین است
در این کومه
در این زندان
در این غوغای خاموشی
در این جشن فراموشی
در این دنیای بی مهر و کم آغوشی
دلم ترسیده و تنگ است
دلم ترسیده از آه پر از درد پدرهامان
و از چشم پر از اشک تمام مادر ها
دلم آشوب آشوب است
دلم سرد و تنم بی روح بی روح است
نمی خواهم، نمی خواهم دگر
این زندگانی را و دل را
نگاهم خیره بر بالا
به دنبال نگاهی ساده می گردد
و می بینم، و می بینم هوای گریه دارد آسمان هم پای چشمانم
می روم آرام
گونه ام خیس است
آسمان می بارد امشب بر من و بر گریه هایم سخت…

ali.masoudkhah
07-04-2013, 10:52 PM
باز در چهره خاموش خيال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستي سوزت
باز من ماندم و يك مشت هوس
باز من ماندم و يك مشت اميد
ياد آن پرتو سوزنده عشق
كه ز چشمت به دل من تابيد
باز در خلوت من دست خيال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستي ريخت
در نگاهت عطش طوفان بود
ياد آن شب كه ترا ديدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من ديد در آن چشم سياه
نگهي تشنه و ديوانه عشق
ياد آن بوسه كه هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
ياد آن خنده بيرنگ و خموش
كه سراپاي وجودم را سوخت
رفتي و در دل من ماند به جاي
عشقي آلوده به نوميدي و درد
نگهي گمشده در پرده اشك
حسرتي يخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسويم آيي
ديگر از كف ندهم آسانت
ترسم اين شعله سوزنده عشق
آخر آتش فكند بر جانت

دختر مهتاب
08-04-2013, 12:29 AM
یک شبی مجنون نمازش را شکست / بی وضو در کوچه ی لیلا نشست / گفت : یارب از چه خوارم کرده ای ؟ / بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟ / مرد این بازیچه دیگر نیستم / این تو و لیلای تو ، من نیستم / گفت ای دیوانه ، لیلایت منم / در رگت پنهان و پیدایت منم / سال ها با جور لیلایت ساختی / من کنارت بودم و نشناختی .

shakira
09-04-2013, 08:40 PM
یه

"دوستت دارم" هایی هم هست ...

میدونی دروغه ها ...

ولی قلبت،

واسه باورش،

به عقلت التماس میکنه ...

:گل:

آسمان دریایی
16-04-2013, 09:52 AM
مثل هميشه براي تو مي نويسم...
تو به نيت هر كه دوست داري بخوان!
مي دانم كه نمي داني
مي دانم كه نميخواني
ولي من مي دانم كه
هنوز هم همانم كه دوستت داشت...
اما
كمي شكسته تر...
گاهي نوشته هايم تلخُ گزنده ميشوند
چه كنم؟؟!!!
دلم پُر است...
تو به دل نگير...




:1:

آسمان دریایی
16-04-2013, 10:27 AM
27783



ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟
معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟

گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست ، نشان‌هاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته ي گل کو اگر آن باغ بدیدید؟
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید؟

با این همه آن رنج شما گنج شما باد
كافسوس که بر گنج شما پرده شمایید

آسمان دریایی
16-04-2013, 11:18 AM
27790




از خانه بیرون می زنم اما كجا امشب؟
شاید تو می خواهی مرا در كوچه ها امشب

پشت ِستون ِسایه ها روی درخت ِشب
می جویم اما نسیتی در هیچ جا امشب

می دانم آری نیستی اما نمی دانم
بیهوده می گردم بدنبالت چرا امشب ؟

هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب ها

ها ... سایه ای دیدم شبیهت نیست اما حیف
ای كاش می دیدم به چشمانم خطا امشب

هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
حتی زِ برگی هم نمی آید صدا امشب

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
بشكن قُرق را ماه من بیرون بیا امشب

گشتم تمام كوچه ها را یك نفس هم نیست
شاید كه بخشیدند دنیا را به ما امشب

طاقت نمی آرم تو كه می دانی از دیشب
باید چه رنجی برده باشم بی تو تا امشب

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
آخر چگونه سركنم بی ماجرا امشب!

پسرخاله
16-04-2013, 11:38 AM
میدونم برات عجیبه این همه اسرارو خواهش این همه خواستن دستات بدون حتی نوازشمی دونم که خنده دار واسه تو گریون دردمم یگزری از منو میری اما من باز بر میگردم میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم پیش همه ی بدیهات چه جوری بازم صبورم میدونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم دور میشی منو نبینی باز سراغتو میگیرم میدونی چرا همیشه من بدهکارتو میشم وقتی نیستیم یه جوری با خیالت رازی میشم میدونی واسه چی از تو بد میبینمو میخندم تا نبینی گریه هامو هر دو چشمامو میبندم چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگهام میمیرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام میدونم یه روز می فهمی روزی که دنیا رو گشتی من چه جوری تو رو خواستم تو چه جور ازم گذشتی

پسرخاله
16-04-2013, 11:43 AM
هر روز عمرم از دیروز بدتره



عمری که هر نفس بی غم نمی گذره




دلگیر و خسته ام بی روح و ساکتم


نبضم نمی زنه پلکم نمی پره




می دونم امشبم از خواب می پرم


از گریه تا سحر خوابم نمی بره




این زنده موندنه بازنده موندنه


بی دوست زندگی! مرگ از تو بهتره




اون روبروم داره پرواز می کنه


می بینمش هنوز از پشت پنجره




هی دست تکون می دم هی داد می زنم


اون سنگدل ولی هم کوره هم کره




حتی اگه من از این عشق بگذرم


قلب شکستم از حقش نمی گذره




دوران گیجی و سرگیجگیت گذشت


محکم بشین دلم این دور آخره

پسرخاله
16-04-2013, 11:47 AM
جوابـــــم نکن مُــــــردم از نا امیـــــدی





شاید عاشقـم شی خدا رو چه دیدی








خیال کـــن جواب منــــــو دادی امـــــا

عزیــــزم جواب خدا رو چـــی می دی

دختر مهتاب
16-04-2013, 10:20 PM
من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.
من ندیدم بدی، سایه اش را بفروشد به زمین.
رایگان می بخشد، نارون شاخه ی خود را به کلاغ.
هرکجا برگی هست شور من می شکفد.
مثل بال حشره وزن سحر را می دانم.
مثل یک گلدان، می دهم گوش به موسیقی روییدن.
مثل زنبیل پر از میوه تب تند رسیدن دارم.
تا بخواهی خورشید، تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر.

من به سیبی خشنودم
و به بوییدن یک بوته ی بابونه
من به یک آینه، یک بستگی پاک قناعت دارم.

سهراب سپهری

shakira
17-04-2013, 06:41 AM
این روزها تلخ می گذرد ...

دستم می لرزد از توصیفش ...

همین بس که،

نفس کشیدنم در این مرگ تدریجی،

مثل خودکشی است،

با تیغ کند ...

:گل:

ریحانه69
17-04-2013, 04:56 PM
یه جایی باید دست آدما رو بکشی

نگهشون داری

صورتشون رو میون دستات محکم بگیری

بگی:ببین !من دوست دارم !نرو !

ali.masoudkhah
19-04-2013, 08:27 PM
ديدار تلخ



به زمين ميزني و ميشكني
عاقبت شيشه اميدي را
سخت مغروري و ميسازي سرد
در دلي آتش جاويدي را
ديدمت واي چه ديداري واي
اين چه ديدار دلازاري بود
بي گمان برده اي از ياد آن عهد
كه مرا با تو سر و كاري بود
ديدمت واي چه ديداري واي
نه نگاهي نه لب پر نوشي
نه شرار نفس پر هوسي
نه فشار بدن و آغوشي
اين چه عشقي است كه دردل دارم
من از اين عشق چه حاصل دارم
مي گريزي ز من و در طلبت
بازهم كوشش باطل دارم
باز لبهاي عطش كرده من
لب سوزان ترا مي جويد
ميتپد قلبم و با هر تپشي
قصه عشق ترا ميگويد
بخت اگر از تو جدايم كرده
مي گشايم گره از بخت چه باك
ترسم اين عشق سرانجام مرا
بكشد تا به سراپرده خاك
خلوت خالي و خاموش مرا
تو پر از خاطره كردي اي مرد
شعر من شعله احساس من است
تو مرا شاعره كردي اي مرد
آتش عشق به چشمت يكدم
جلوه اي كرد و سرابي گرديد
تا مرا واله بي سامان ديد
نقش افتاده بر آبي گرديد
در دلم آرزويي بود كه مرد
لب جانبخش تو را بوسيدن
بوسه جان داد به روي لب من
ديدمت ليك دريغ از ديدن
سينه اي تا كه بر آن سر بنهم
دامني تا كه بر آن ريزم اشك
آه اي آنكه غم عشقت نيست
مي برم بر تو و بر قلبت رشك
به زمين مي زني و ميشكني
عاقبت شيشه اميدي را
سخت مغروري و ميسازي سرد
در دلي آتش جاويدي را

ali.masoudkhah
19-04-2013, 08:29 PM
از ياد رفته



ياد بگذشته به دل ماند و دريغ
نيست ياري كه مرا ياد كند
ديده ام خيره به ره ماند و نداد
نامه اي تا دل من شاد كند
خود ندانم چه خطايي كردم
كه ز من رشته الفت بگسست
در دلش جايي اگر بود مرا
پس چرا ديده ز ديدارم بست
هر كجا مينگرم باز هم اوست
كه به چشمان ترم خيره شده
درد عشقست كه با حسرت و سوز
بر دل پر شررم چيره شده
گفتم از ديده چو دورش سازم
بي گمان زودتر از دل برود
مرگ بايد كه مرا دريابد
ورنه درديست كه مشكل برود
تا لبي بر لب من مي لغزد
مي كشم آه كه كاش اين او بود
كاش اين لب كه مرا مي بوسد
لب سوزنده آن بدخو بود
مي كشندم چو در آغوش به مهر
پرسم از خود كه چه شد آغوشش
چه شد آن آتش سوزنده كه بود
شعله ور در نفس خاموشش
شعر گفتم كه ز دل بر دارم
بار سنگين غم عشقش را
شعر خود جلوه اي از رويش شد
با كه گويم ستم عشقش را
مادر اين شانه ز مويم بردار
سرمه را پاك كن از چشمانم
بكن اين پيرهنم را از تن
زندگي نيست بجز زندانم
تا دو چشمش به رخم حيران نيست
به چكار آيدم اين زيبايي
بشكن اين آينه را اي مادر
حاصلم چيست ز خودآرايي
در ببنديد و بگوييد كه من
جز از او همه كس بگسستم
كس اگر گفت چرا ؟ باكم نيست
فاش گوييد كه عاشق هستم
قاصدي آمد اگر از ره دور
زود پرسيد كه پيغام از كيست
گر از او نيست بگوييد آن زن
دير گاهيست در اين منزل نيست

ali.masoudkhah
19-04-2013, 08:34 PM
اي ستاره ها



اي ستاره ها كه بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد
اي ستاره ها كه از وراي ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته ايد
آري اين منم كه در دل سكوت شب
نامه هاي عاشقانه پاره ميكنم
اي ستاره ها اگر بمن مدد كنيد
دامن از غمش پر از ستاره ميكنم
با دلي كه بويي از وفا نبرده است
جور بيكرانه و بهانه خوشتر است
در كنار اين مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه هاي زيركانه خوشتر است
اي ستاره ها چه شد كه در نگاه من
ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
اي ستاره ها چه شد كه بر لبان او
آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد ؟
جام باده سر نگون و بسترم تهي
سر نهاده ام به روي نامه هاي او
سر نهاده ام كه در ميان اين سطور
جستجو كنم نشاني از وفاي او
اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد
از دو رويي و جفاي ساكنان خاك
كاينچنين به قلب آسمان نهان شديد
اي ستاره ها ستاره هاي خوب و پاك
من كه پشت پا زدم به هر چه كه هست و نيست
تا كه كام او ز عشق خود روا كنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زين سپس به عاشقان با وفا كنم
اي ستاره ها كه همچو قطره هاي اشك سربدار
سر بدامن سياه شب نهاده ايد
اي ستاره ها كز آن جهان جاودان
روزني بسوي اين جهان گشاده ايد
رفته است و مهرش از دلم نميرود
اي ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست ؟
اي ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس ديار عاشقان جاودان كجاست ؟

ali.masoudkhah
19-04-2013, 08:42 PM
لک لک

می روم تا آشیان بر گنبد مینا بسازم
دور از این دنیا بسازم
در بهشت آرزو ها غرفه ای زیبا بسازم

خیمه ای از پرنیان ، خرگاهی از دیبا بسازم
دور از این کانون پستی
وین بساط خود پرستی
میروم با چیره دستی
سرنوشت خود کمی ، بالاتر از بالا بسازم
دور از این نام و نشانها
بر فراز قله آتشفشانها
پشت بام کهکشانها
پر زنم ، چندان که سر تا پا بسوزم
یا در این کانون پستی ، آتشی بر پا بسازم
یا بسوزم ..... یا بسازم
میروم تا دور از این آلایش و آلودگیها
بند خود را گم کنم در وادی نابودگیها
وارهانم خویش را از ننگ و دود اندودگیها
گر نشد ، چنبر کنم چرخ زمان را
یا بهم دوزم زمین و آسمان را
با فغان سینه سوز .... بی امان و کینه توز
هم گریزان میستیزم ..... هم ستیزان میگریزم
در جهان خاکی از پاکی اثر کو؟
گوشه امن و امان ، یا خلوت بی درد سر کو؟
زین متاع مختصر ، کس را گذشتی مختصر کو؟
با پسر مهر پدر کو؟ وز پدر شرم پسر کو؟
زندگی خاکش به سر گشته ، ولی اهل بصر کو؟
جان به قربان بشر ، اما بشر کو؟
وز بشر ، جز شور و شر کو؟
شد عیان شرش به عالم ، لیکن از خیرش خبر کو؟
راه گم شد ، راست کج شد ، راهبین کو ؟ راهبر کو؟
یارب آن طوفان که این بنیان کند ، زیر و زبر کو؟
از قلم کاری نشد ، باری تبر کو؟
دیده ها بیناست ، اما دیده صاحب نظر کو؟
در نظر جز سیم و زر کو؟
عالمی زین خاکدان آلوده تر کو؟

میروم تا عالمی دلکش تر از رویا بسازم .
قصر شیرین ، طاق بستان ، بیستون
جمله بی سقف و ستون
مادر گیتی مگر ، لیلی و مجنون نمیزاید دگر؟
یا شکسته قالب آن کوزه ها را کوزه گر؟
رادمردان ، آن صفا و سادگی کو؟
رادی و آزادی و آزادگی کو؟
چون فروغ مهر با افتادگان ، افتادگی کو؟
تخت و بخت اماده ، اما در شما آمادگی کو؟
کو شکوه کوهساران؟

کو نسیم نوبهاران؟
کو صدای آبشاران؟
کو صفای جویباران؟
کو هزاران ..... در هزاران ؟
ماه کو ؟ مهتاب کو؟ رنگین کمان کو؟
آن جهان آسمانی ، آن جلای آسمان کو؟
آنکه با دل همزبان باشد در این دور وزمان کو؟
وز شرار خانمانسوز شرارتها امان کو؟
میروم تا در شکاف سخره ها مأوا بگرم
یا سرم سامان پذیرد ، یا در این سودا بمیرم

یا بگیرم ....... یا بمیرم

یاد باد آن مردی و مردانگیها
عالم خوش باوریها ، درو از این فرزانگیها
در بهار عاشقی گل کردن دیوانگیها
با پری هم خوابگیها ، با جنون هم خانگیها
مز خرد تا خادم خودکامگی بیگانگیها
ای خوش آن خواب خیال انگیز و رویای طلایی
عالم عشق و ، بلای مبتلایی
ای دریغا ! کان طهارت رفت وآن عصمت رمید
جای هر گل ، هرزه خاری بر دمید


میروم تا درو از این درنده خوها
دور از این ناشسته رو ها
وین زننده رنگ وبوها
آشیان از اطلس و دیبا بسازم
در بهشت آرزو ها غرفه ای زیبا بسازم
میروم تا شکوه دل باز گویم با " خدایان "
پرده ها را پس زنم تا چهره ها گردد نمایان
پاره سازم پرده ها را
رو کنم با برده داران ، برده ها را
با ستم کیشان ، ستم پرورده ها را
باز گویم گفته ها را ، بر شمارم کرده ها را
با خدایان لخت و عریان گویم از حال گدایان
در نگاه بی گناهان این عبارت
کاین نمایش کی رسد یارب به پایان
نیست در راهی که من پا میگذارم
رد پای رهگذاری
خویش را با خویش تنها میگذارم
در حصار انتظاری
عقربک میچرخد اما دیر دیر
بی گذشت و سخنگیر
بس عبوس ومرگبار
بس صبور وبردبار
ساغت سیر زمان گردیده پیر
میبرم صد ره ، به تنهایی ، پناه از بی پناهی
بلکه یک دم وارهم زین همرهان نیمه راهی
وز تباهی و سیاهی
داوریها دارم از دست ستمکاران به داور
از سیاهی میگریزم...... با تباهی میستیزم
وآنچه پیش آید در این ره از دل وجان میپذیرم

میروم ..... میروم.... تا آشیان بر گنبد مینا بسازم
دور از این دنیا بسازم

شعر از : استاد اسماعیلی حمیدیه متخلص به نشید مراغه ای ( سال 1356)

shakira
21-04-2013, 07:18 AM
صـدای زندگی را،

می شنـوم ...

همــه جــا،

فـرا می خـــوانـد مــا را ...

تــــو را،

بـرای در آغــوش کشیــــدن،

معـشـوقت ...

مـــرا،

بــرای در آغـوش کشیــدن،

زانــوهایم ...

:گل:

ریحانه69
25-04-2013, 04:17 PM
ا مـَـלּ لــَج نـَـکــُـלּ بُــــغض نـَـفـَـهمـ !
ایــלּ کـِـه خُودت را گوشـِـه ے گـَــلوُ قایــِم کــُنے ...
چیزے را عَوَض نـِمے کــُـنـَـد !
بالاخـَـره یا اَشــــــک مے شـَـوے دَر چشـــمانم
یا عـُـقده دَر دلــــــــــ ــم !

پسرخاله
26-04-2013, 01:08 PM
من ندیدم خوش‌تر از جادوی تو،

ای سکوت ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو گم شدم،

تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می‌داشتم،


زندگی پر بود از فریاد من!

پسرخاله
26-04-2013, 01:10 PM
وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه،هی "من عاشقت هستم" شکست
بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند
دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست …

shakira
29-04-2013, 06:51 PM
و بالاخره صبح ...

من ...

کابوس ها و پلک روی هم نگذاشتن های دیشب ...

و بی قراری های الان ...

و ذهنی درگیر ...

:گل:

آسمان دریایی
30-04-2013, 10:30 PM
29267



به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سَنَدِ عشق، به امضا شدنش می ارزد

گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم
کوشش رود به «دریا» شدنش می ارزد

کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد

با دو دستِ تو فرو ریختنِ دَم به دَمَم
به همان لحظه ی برپا شدنش می ارزد

دل من در سبدی، عشق به «نیل» تو سپرد
نگهش دار، به «موسی» شدنش می ارزد

سالها گر چه که در پیله بمانَد غزلم
صبرِ این کِرم به زیبا شدنش می ارزد

parastu
04-05-2013, 01:44 PM
http://www.up.iranjoman.com/images/gqi0zhr4578y8kum6i0.png (http://www.up.iranjoman.com/)

اردیبهشت بی تو برایم جهنم است



اردی جهنمی که همیشه پر از غم است


اینجا به اوج عشق و علاقه نمی رسی


اینجا حضور خاطره ها گیج و مبهم است


می ترسم از خودم به خودم طعنه میزنم


این طعنه ها برای رسیدن به تو کم است


هر لحظه مثل صاعقه در من نشسته ای


سیلی دست حادثه هامان چه محکم است


کاری به جز شکستن وزن غزل نبود


وقتی که زخم قافیه ات عین مرهم است


اردیبهشت گفتی و گفتم نمی روم

آخر بهشت بی تو برایم جهنم است...

baroon
07-05-2013, 01:12 AM
اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد
حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد
چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوب تر می شد
اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم

سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش
دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم

پسرخاله
07-05-2013, 04:32 PM
تو از متن کدوم رویا رسیدی


که تا اسمت رو گفتی شب جوون شد


که از رنگ صدات دریا شکفت و

نگاه من پر از رنگین کمون شد


تو از خاموشی دلگیر رویا

صدام کردی صدام کردی دوباره

صدا کردی منو از بغض مهتاب

از اندوه گل و اشک ستاره

پسرخاله
07-05-2013, 04:34 PM
صدام کردی صدام کردی نگو نه !


اگرچه خسته و خاموش بودی

تو بودی و صدای تو صدام زد

اگرچه دور و ظلمت پوش بودی


تو چیزی گفتی و شب جای من شد

من از نور و غزل زیبا شدم باز

تو گیج و ویج از خود گمشدن ها

من از من مردم و پیدا شدم باز


از این تک بستر تنهایی عشق

از این دنج سقوط آخر من

صدام کردی که برگردم به پرواز

به اوج حس سبز با تو بودن


صدام کردی که رو خاموشی من

یه دامن یاس نورانی بپاشی

برهنه از هراس و تازه از عشق

توی آغوش جان من رهاشی


صدام کردی صدام کردی نگو نه !

اگرچه خسته و خاموش بودی

تو بودی و صدای تو صدام زد

اگرچه دور و ظلمت پوش بودی


تو چیزی گفتی و شب جای من شد

من از نور و غزل زیبا شدم باز

تو گیج و ویج از خود گمشدن ها

من از من مردم و پیدا شدم باز

...seda
08-05-2013, 02:55 PM
من دلم میخواهد...
خانه ای داشته باشم پر دوست...
کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام...
گل بگو و گل بشنو...
هرکسی میخواهد...وارد خانه ی پر مهر و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند...
شرط وارد گشتن...شست و شوی دل هاست...
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست...
روی آن با قلم سبز بهار...
مینویسم ای یار خانه ی ما اینجاست...
تا که سهراب نپرسد دگر...
خانه ی دوست کجاست...
:گل:

behtar9521
08-05-2013, 03:14 PM
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

دختر مهتاب
08-05-2013, 10:48 PM
بگذر از نی

چون حکایت میکنم

و ز جداییها شکایت میکنم

نی کجای این نکته ها آموخته

نی کجا داند نیستان سوخته

بشنو از من بهترین راوی منم

راست خواهی هم نی و هم نی زنم

نشنو از نی ...نی نوای بی نواست

بشنو از دل دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه داور شود

الهه خورشید
09-05-2013, 09:36 PM
خسته شدم!

خسته شدم بس که نوشتم . . .

بس که گفتم و دیگران فکر کردند شعار میدم . . .

بس که گفتم و کسی صدامو نشنید . . .

خسته شدم بس که خواستم و نشد . . .

میگن زندگی روی خوش هم داره . . .

شما هم شنیدین؟

من شنیدم اما نشنیدم کسی زیاد دیده باشه . . .



بر سنگ قبرم بنویسید!

خسته بود . . .

خسته بود . . .

خسته بود . . .

خسته تر از آهی سرد . . .!

shakira
21-05-2013, 05:58 PM
تــمام ماجــرا همینجاست ...

من هســتم ...

تو هســتی ...

من برای هیچــکس جــز تــــــو،

و تــو برای هرکــسی جــز مــــــن ...

:گل:

پسرخاله
22-05-2013, 06:36 PM
همه چی خوبه فقط دلتنگم
آخه هیچی مثل دلتنگی نیست
دو تا دریاچه تو چشماته ولی
هیچ دریاچه ای این رنگی نیست

shakira
22-05-2013, 06:40 PM
حق دادنی است،

گرفتنی نیست ...

باور نداری ...؟

حقت را بگیر،

ببین چند نفر،

مجازاتت می کنند ...

:گل:

پسرخاله
22-05-2013, 06:55 PM
تا که تو قفس اسیری ، حس آزادی کدومه

دنیا تو چشم قناری ، چند تا خط نا تمومه

این حباب خوابو بشکن ، با یه حس فاتحانه

دل بده به این تبسم ، پا بزار تو این ترانه

پسرخاله
22-05-2013, 06:59 PM
سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالی ام
عیبی نداره میدونم باعث این جدایی ام
رفتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر بکنه
نبودنم کنارتو حالتو بهتر بکنه

shakira
22-05-2013, 06:59 PM
باید بدجنس باشی،

تا عاشقت باشن ...

باید خیانت کنی،

تا دیوونه ات باشن ...

باید دروغ بگی،

تا همیشه به فکرت باشن ...

باید مدام رنگ عوض کنی،

تا دوستت داشته باشن ...؛

اگه ساده ای،

اگه باوفایی،

اگه یک رنگی،

همیشه تنهایی ...

:گل:

پسرخاله
22-05-2013, 07:01 PM
تو دلیل بودنی
تویی اون اوج نیاز

روی قله دلت
واسه من خونه بساز

لحظه ندیدنت
آخر راه منه

پل برگشتنمو
هجرت تو میشكنه
پل برگشتنمو
هجرت تو میشكنه

پسرخاله
22-05-2013, 07:03 PM
اگه كوچه صدام يك كوچه باريكه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه

ميدونم آخر قصه ميرسي به داد من لحظه يكي شدن تو آينه ها نزديكه

shakira
22-05-2013, 07:09 PM
روزهایی که دلم شکسته،

یاد حرف های پدر ژپتو به پینوکیو افتادم که می گفت:

پینوکیو!

چوبی بمان،

آدمها سنگی اند،

دنیایشان قشنگ نیست ...

:گل: