در روزهای گذشته با تنی چند از فضلا و محققان حوزه علمیه قم توفیق تشرف به عتبات عالیات و خرید بلیط نجف پیدا کردم و از نزدیک با مراجع عظام تقلید شخصیت های علمی و فرهنگی مدارس علمیه نجف اشرف و برخی از موسسات و کتابخانه های عراق آشنا شده و بهره های فراوان بردم . آن چه پیش روی شماست نیم نگاهی است به حوزه نجف ظرفیت ها زمینه ها و مشکلات آن . امیدوارم در فرصت و مجالی دیگر گزارش تفصیلی این سفر علمی و فرهنگی را تقدیم علاقمندان نمایم . ان شاالله
در سفر پیشین که در زمان حاکمیت رژیم استبدادی بعثی به عتبات مشرف شدم هیچ اثر و نشانه ای از وجود حوزه علمی و درسی را در شهرهای مقدس نجف کربلا کاظمین و سامرا مشاهده نکردم وقتی به صورتی محتاطانه و به دور از چشم مامور بعثی در کاروان های ایرانی به مسجد شیخ طوسی رفتم جز غربت و سکوت و گرد و خاک غلیظ مشاهده نکردم و بر حوزه هزارساله نجف اشرف گریستم . نه درسی نه بحثی نه تحرکی و نه فعالیتی تو گویی در این شهر هیچ سابقه ای از فعالیت و نشاط علمی نبوده و نیست . جز دعا و استغاثه به درگاه الهی برای ریشه کن کردن رژیم دیکتاتوری و احیای شعائر دینی و حوزه های علمیه چاره ای نبود ...
اما این بار که به اماکن مقدس و عتبات عالیات مشرف شدم اوضاع را به رغم مشکلات فراوان از جهات مختلف از آن جمله حوزه های علمیه متفاوت یافتم که سعی می کنم به اختصار نکاتی را از این زاویه مطرح نمایم .
وحدت کلمه و تعامل حوزات علمیه
۲ ) شکی نیست که علما و طلاب حوزه بخشی از جامعه و متاثر از شرایط اجتماعی و سیاسی و اقتصادی اند . امروز مردم عراق با دشواری های فراوانی روبرو هستند دشواری های سیاسی فرهنگی اقتصادی و معیشتی . فقر و بیکاری و محرومیت های متنوع آنان را رنج می دهد و تا رفع اشغال و تامین امنیت کامل و آبادانی و بازسازی دوباره این کشور و جریان عادی زندگی در حد مقبول فاصله زیادی است . احیای حوزه های علمیه در چنین شرایطی البته با موانع فراوانی روبروست نخستین و اساسی ترین عنصری که می تواند در چنین شرایطی احیای مجدد حوزه هزارساله نجف را سرعت بخشد; وحدت کلمه مراجع عظام تقلید در حوزه های علمیه جهان تشیع بالاخص عراق است . بدون شک همه مراجع در حوزه های علمیه اعم از ایران و عراق و سایر بلاد قلبشان برای احیای مجد و عظمت حوزه نجف می تپد حوزه کهنی که دارای ظرفیت های منحصر به فردی است . هم جواری آن با حرم شریف علوی قدمت هزارساله آن مقبولیت آن نزد محافل و شخصیت های علمی و فرهنگی دنیا به این حوزه جایگاهی بخشیده که حوزه های دیگر به رغم عظمت و بزرگی فاقد برخی از این ویژگی هایند. بدون شک احیای مجدد حوزه نجف به تقویت جهان اسلام و تشیع و تقویت حوزه های علمیه دیگر می انجامد. جدا انگاشتن حوزه ها از یکدیگر و بی تفاوت بودن نسبت به سرنوشت حوزه های دیگر به معنای فقدان نگاه جامع و رها ساختن طیف وسیعی از مردمی است که در بلاد دیگر زندگی می کنند. حیات و قدرت و عظمت حوزه نجف به معنای حیات قدرت و عظمت یکی از مهمترین سرزمین های اسلامی است سرزمینی که میراث گرانقدر اسلامی را در خود جای داده و همیشه و همه وقت مورد طمع بیگانگان بوده است .
بسیاری از علما و شخصیت هایی که با آنان دیدار نمودیم بر « وحدت کلمه میان حوزه های علمیه » به ویژه قم و نجف تاکید داشتند. اختلاف و تفرقه نشانه « عدم درک صحیح شرایط حساس کنونی » و یا « فقدان ایمان و اخلاص » است . سیره سلف صالح چنین بود که برای مجد و عظمت شیعه از « خود » می گذشتند و « مرجعیت و ریاست » را به همقطاران خود می سپردند. حوزه نجف چه بسیار از این نمونه ها در تاریخ گذشته خود دارد که درسی و الگویی برای ماست . اگر امروز پرچم اسلام و تشیع در عراق به دست با کفایت شخصیتی بزرگوار و مدبر است بر همگان فرض است در به اهتزاز نگاه داشتن این پرچم از هیچ کوششی دریغ نکنند در تاریخ پر افتخار شیعه « ملیت » هرگز معیار برتری و امتیاز نبوده چه بسیار مراجعی که عراقی لبنانی ایرانی قفقازی یا افغانی بوده اند. عرب بودن یا عجم بودن به عنوان معیاری برای مرجعیت در هیچ اثری از آثار فقهی به چشم نمی خورد. آن چه معیار مرجعیت و ریاست است علمیت تقوا و وارستگی از دنیا کیاست و عقل و تدبیر است و بس .
در شرایط حساس کنونی عدم اقامه نماز جماعت در حرم شریف علوی یا اقامه نمازهای جماعت متعدد در عرض هم در یک زمان در حرم حسینی که به گفته بسیاری معلول اختلاف کلمه زعمای قوم یا دخالت برخی از مدعیان مرجعیت است هیچ توجیه عقلی و منطقی و شرعی ندارد و آنان که مسبب چنین وضعیتی هستند که توجه هر زائر عامی را نیز به خود جلب می کند در پیشگاه با عظمت الهی و در محضر رسول خدا و ائمه هدی پاسخی و عذری ندارند.
آیا امامت جماعت در مشاهد مشرفه ارثی است که عالمی از خود به جا گذارد و ورثه او نسبت به آن حقی داشته باشند ! بگذارم و بگذرم . اما این نکته را بار دیگر یادآور شوم که احیای مجد و عظمت حوزه هزار ساله نجف اشرف راهی جز « اتحاد کلمه » ندارد. امور این حوزه به مانند بسیاری از امور دیگر در سایه وحدت و همدلی سامان می یابد.
هجرت علمی به عراق
● نشاط و تحرک علمی
۱ ) بارزترین چیزی که در شهرهای مقدس عراق به ویژه نجف اشرف مشاهده می شد و آن را از گذشته متمایز می ساخت نشاط تحرک و فعالیت علمی طلاب فضلا اساتید و مراجع عظام تقلید بود. امروزه حوزه نجف به برکت سقوط نظام دیکتاتوری و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و هدایت و تدبیر مراجع عظام تقلید به ویژه آیت الله العظمی سیستانی حیاتی دوباره یافته و فعالیت و نشاط علمی در آن جاری است . حوزه کهن نجف با صبر و استقامت علمای بزرگ بار دیگر فعالیت علمی و فرهنگی اش را آغاز کرده و البته تا رسیدن به جایگاه واقعی اش راه درازی در پیش دارد.
با گشتی که در مدارس علمیه نجف اشرف و مساجد و محافل علمی آن زدیم شور و نشاط و فعالیت علمی فراوانی را مشاهده کردیم . حتی برخی از عالمانی که در سال های اخیر از قم به نجف هجرت کرده اند معتقد بودند که طلاب و فضلا و علمای حوزه نجف نوعی احساس عقب ماندگی در کاروان علم و دانش را دارند و با تلاش و کوشش مضاعف خویش درپی جبران این عقب ماندگی هستند. این نکته مهمی است و حکایت از این واقعیت دارد که طلاب و علمای حوزه نجف امروز قدر و ارزش فعال و دائر بودن حوزه را می دانند. کسانی که سالیان دراز محرومیت از درس و بحث و فعالیت علمی را چشیده اند ارزش حوزه را درک می کنند و این مسئله برای طلاب و علمایی که در حوزه های دائر از نعمت درس و بحث و امکانات آموزشی و پژوهشی بهره مندند درس آموز است . حوزه علمیه قم نمونه بارز حوزه ای است که طلاب فضلا و علمای حاضر در آن غرق در نعمت های الهی اند که در پرتو نظام مقدس جمهوری اسلامی فراهم شده و شکر این نعمت بزرگ بر همگان فرض است . این نکته بسیار مهم درباره اقشار دیگر جامعه بخصوص دانشجویان و فرهیختگان نیز صادق است . امروز در نجف حتی پویندگان علم در مراکز آموزشی دیگر نیز با نوعی احساس عقب ماندگی فعالیت می کنند و خلاصه تشنگی زیادی در آنان مشاهده می شود. پاسخگویی مناسب به این احساس تشنگی یک ضرورت است . نشاط و تحرک علمی در حوزه نجف پدیده مبارکی است که نیازمند هدایت و برنامه ریزی و سازماندهی به منظور استفاده هر چه بهتر و بیشتر از نیروهای جوان و شیفته علم و دانش و تحقیق و پژوهش است وجود پنج هزار طلبه در حوزه نجف که یک هزار نفر آنان در مقطع دروس خارج فقه و اصول مشغول تحصیل اند هر چند در مقایسه با حوزه علمیه قم بسیار کم است اما با توجه به گذشته غمناک این حوزه و سیاست استعمارگران و ایادی داخلی آنان در رابطه با حوزه کهن نجف رقم و هزینه و مشکلات تهیه بلیط نجف امیدوار کننده ای است . به گفته بعضی از علمای بزرگ عراق حوزه نجف افزون بر فقه و اصول که دروس اصلی حوزه شمرده می شوند نیازمند احیای دروس دیگر است چنان که سابقه درخشان این حوزه در رشته های دیگر علوم همچون کلام تاریخ قرآن حدیث و ... بر کسی پوشیده نیست . حتما در میان طلاب استعدادهای فراوانی برای تربیت متکلمان مفسران مورخان و رجالیان بزرگی در آینده وجود دارد سیراب نکردن آنان به معنای ضایع نمودن این استعدادهاست . تردیدی نیست که « فقه و اصول » رکن اصلی حوزه های علوم دینی است اما امروز پاسخگویی به بسیاری از شبهات بدون آشنایی با دانش های دیگر مانند منطق و کلام و حکمت حقوق تفسیر تاریخ حتی جامعه شناسی سیاست رجال و ... امکان پذیر نیست . امروز حتی موفقیت در عرصه تبلیغ و ایجاد ارتباط صحیح با مخاطبان و استفاده از ابزارهای پیشرفته تبلیغی برای معرفی اسلام و تشیع به دانش های دیگری نیاز دارد که غفلت از آن ها موجب می شود کاروان حوزه های علوم دینی از زمان خود عقب بماند و در گذر زمان به فراموشی سپرده شود.
این نکته مهم خوشبختانه مورد توجه تعدادی از عالمان و اندیشمندان حوزه های علمیه عراق بوده و به دنبال ایجاد زمینه هایی برای تحصیل طلاب علاقمند در رشته های دیگر علوم روز هستند. امروز دور نگاه داشتن طلاب از علوم و دانش ها و فنون روز و با دنیای سیاست به معنای محروم کردن خود و جهان اسلام و عقب ماندن مسلمانان از پیروان سایر ادیان است در حالی که حوزه های علوم دینی و میراث ارزشمند آن ظرفیت و توانایی خلق دوباره تمدن اسلامی را دارد. بی تفاوتی نسبت به نضج دانش های دیگر که مهد اصلی آن ها حوزه های علمیه بوده و سپردن آن ها به مراکز آموزشی دیگر به معنای سپردن جامعه است به دست کسانی که آشنایی کافی با علوم و معارف اسلامی ندارند و نتیجه چنین امری پیشاپیش معلوم است .
۳ ) امروزه حوزه نجف و حوزه های دیگر در کربلا و کاظمین و شهرهای دیگر نیازمند اساتیدی است که مهمترین رکن یک مرکز علمی است . هجرت به حوزه نجف و کربلا و ... از حوزه های دیگر مصداق بارز جهاد در راه خداست . نقل شده که حضرت آیت الله سیستانی به صورت کلی از اساتید و شخصیت هایی که در خود آمادگی زندگی در شهر نجف را با همه دشواری هایش احساس می کنند دعوت نموده اند تا به این شهر هجرت کرده و با تشکیل حوزه های درسی به احیای این حوزه کمک نمایند. البته زندگی در شرایط امروز نجف کار دشواری است اما علما و شخصیت های دینی در طول تاریخ نشان داده اند که برای انجام رسالت دینی از هیچ گونه فداکاری دریغ نمی کردند. هجرت تعدادی از علما که پیشتر از حوزه نجف به حوزه قم آمده بودند به حوزه نجف منشا آثار و برکات فراوانی شده صدها طلبه مشتاق در دروس آنان شرکت می کنند و از محضر آنان کسب فیض می نمایند. زندگی در شرایط دشوار خصلت مردان خداست امروز از فضای شهر نجف کاملا احساس می شود که از علمای پیشین این شهر که در شرایطی خاص به سرزمین دیگری هجرت نموده اند انتظار دارند که بار دیگر به نجف باز گردند. در کوچه و بازار از بعضی از کسبه می شنیدم که مشخصا از برخی از اعلام نام می بردند که چرا به نجف باز نمی گردند
البته این نکته اختصاصی به علمای نجف که امروز در حوزه های دیگر به سر می برند ندارد بلکه از علمای سایر بلاد نیز چنین انتظاری هست .
وقتی از آیت الله فیاض پرسیدم که آیا از فضای فکری و فرهنگی افغانستان نسبت به میدان داری سکولارها نگران نیستید اظهار داشت : « البته نگرانی هست باید طلاب و فضلایی که در حوزه علمیه قم درس خوانده اند به افغانستان باز گردند و اجازه میدان داری به آنان را ندهند. طبیعی است وقتی طلاب و فضلا و علما فضا را خالی بگذارند دیگران از آن استفاده کنند. طلاب و فضلا را تشویق کنید که به افغانستان رفته و فعالیت های علمی و فرهنگی و دینی را گسترش دهند. مردم افغانستان به گونه ای هستند که اگر عالم خوب ببینند دست و پای او را می بوسند. نباید طلاب به دنبال راحت طلبی باشند باید بروند و صحنه را پر کنند. »
گفتنی است که هجرت علمای اعلام و مراجع عظام و فضلا و طلاب در تاریخ تشیع امری رایج و مورد اهتمام بوده است . عالم و مرجعی مورد توجه با هجرت خود خیل عظیمی از مشتاقان و علاقمندان را به دنبال خود به هجرت وا می داشت . وجود یک محور که طلاب و فضلا پیرامون او اجتماع نموده و به فعالیت علمی و فرهنگی خود دلگرم باشند از شرایط لازم یک هجرت جمعی موفق است . طلاب بی پناه افغانی نیز چنان که هجرت یکی از مراجع و علمای آن دیار را نظاره کنند با شوق و اشتیاق به کشور خود بازگشته و با تکیه بر ملجا و پناهگاه « مرجعیت » به خدمت خواهند پرداخت .
اخلاص رمز احیای حوزه نجف
۴ ) شرایط و دشواری های خاصی که حوزه های علمیه شیعه در عراق علما فضلا و طلاب در عصر حاکمیت رژیم بعثی گرفتار آن بودند ایجاب می کند که قدر و اهمیت موقعیت استثنایی « حاکمیت دولت شیعی » و اقتدار مرجعیت شیعه را بدانند و به بهترین وجه از آن استفاده کنند. پیشتر از ضرورت وحدت کلمه علمای عراق حول محور « پرچمدار مرجعیت » در آن کشور سخن گفته و به صورت گذرا اهمیت آن را یادآور شدم . آن چه می تواند به درک غ قدر و منزلت و اهمیت این موقعیت استثنایی کمک کند « تاسی به اسوه های وارستگی » در تاریخ حوزه های شیعه است . کم نبودند عالمان و فرزانگانی که به خاطر وارستگی از دنیا از حق و آبرو و موقعیت خویش برای اعلای کلمه اسلام می گذشتند. هم اکنون نیز از این دسته عالمان کم نیستند. بسیاری از علما و شخصیت های موجهی که در این سفر توفیق دیدارشان نصیب ما شد از آیت الله سیستانی تجلیل نموده و بر حمایت از ایشان تاکید داشتند. مشخصا می توان از آیت الله سید حسین صدر عالم موجه کاظمین داماد و شاگرد برجسته شهید آیت الله سید محمد باقر صدر و از شخصیت های نامدار خاندان صدر که منشا خدمات فراوانی به مردم بوده که گفته می شد از هرگونه فعالیتی که نشانه مرجعیت است پرهیز نموده و هر مراجعه کننده ای را به ایشان ارجاع می دهد هم چنین از آیت الله سید محمد بحرالعلوم موسس « معهد العلمین للدراسات العلیا » نام برد. وجود چنین الگوهای وارسته ای اتمام حجتی است بر همگان .
آیت الله صدر در گفتار کوتاهی که در جمع دوستان ایراد کرد « اخلاص » را اساس فعالیت های علمی و فرهنگی شمرد و توجه به شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی را یادآور شد و اظهار امیدواری نمود که حوزه علمیه کاظمیه نیز بتواند در آینده نزدیک تجدید حیات کند.
عنایت ویژه به اخلاق در حوزه های علمیه یک ضرورت است . اهمیت « تقوا و وارستگی » یک عالم دینی اگر بیشتر از « علم و دانش » او نباشد یقینا کمتر نیست . علاقه به دنیا و آن چه مربوط به آن است مانند ریاست و ثروت و شهرت و زیر پا نهادن اصول و ارزش های اخلاقی از سوی عالم دینی با هیچ توجیهی برای مردم پذیرفته نیست و رفتار و کردار و گفتار هر عالمی که شائبه چنین علاقه ای را نشان دهد از چشم مردم ساقط می شود هر چند از خاندان ریشه دار و اصیل و شناخته شده باشد. رای و اقبال و ادبار توده های مردم محک خوبی برای آزمون خویش است .
تجدید حیات حوزه های علمیه در عراق بدون عنایت خاص به مقوله اخلاق در گفتار و عمل امکان پذیر نیست . هدف باید احیای مجد و عظمت حوزه های علوم دینی باشد نه مطرح کردن خود و خاندان خود; مردم در صورتی از علما و حوزه های علمیه تبعیت می کنند که « اخلاص » را در گفتار و کردار رهبران دینی خود ببینند. رفتار پرچمدار امروز حوزه نجف شخصیت دادن او به علمای معاصر خویش و مشورت کردن با آنان در امور سیره او در زندگی و مواسات و همدردی با مردم محروم و مظلوم عراق و دفاع از حقوق آنان از علل و عوامل محبوبیت ایشان در میان عوام و خواص است .

سلوک عملی حوزویان
۵ ) چگونگی عملکرد علمای طراز اول حوزه نجف و به تبع آنان اساتید محققان و طلاب تاثیر بسزایی در آینده این حوزه و عراق دارد . آن چه تاکنون در عرصه اجتماعی و سیاسی عراق در ارتباط با مرجعیت شیعه مشاهده می شود با توجه به مشکلات تنگناها و موانع داخلی و خارجی قابل درک و دفاع است . اگر از پاره ای تحرکات نابجایی که در سال های گذشته از سوی برخی از جریانات مذهبی و سیاسی رخ داد بگذریم حرکت کلی در جهت تثبیت جایگاه شیعیان منطقی و موجه و منتج به نتیجه بوده است بدون آن که حقی از پیروان مذاهب دیگر و یا طوایف مختلف عراقی تضییع شود.
در شرایطی که حقوق مسلم شیعیان در عراق زیر پا نهاده شده و حتی اکثریت عددی آنان در استان های مختلف انکار می شد جریانات سیاسی وابسته با حمایت بیگانگان به دنبال تحمیل اراده استعمارگران بر ملت مظلوم عراق بوده و با تحریک طوایف مختلف درپی تجزیه عراق بودند و تلاش فراوانی برای ایجاد جنگ های مذهبی میان شیعه و سنی انجام می شد تدبیر و کیاست « مرجعیت در عراق » توانست تا حد امکان از حقوق شیعیان و مسلمانان دفاع نماید و بر مشکلات فائق آمده و شرایط مناسب کنونی فراهم آید. در ملاقاتی که با آیت الله بحر العلوم در نجف اشرف داشتیم از این واقعیت سخن گفت . او که معهدی را به نام دو عالم جلیل القدر جهان تشیع شیخ طوسی و بحر العلوم راه اندازی کرده تا طلاب علاقمند حوزه نجف را با علوم روز به ویژه علم سیاست آشنا کند از مشکلات عراق سخن گفت و از شدت درگیری هایی که ایجاد کرده بودند و از این که صبر و طاقتش از مظلومیت شیعیان و کشتار آنان به دست وهابیان افراطی به پایان رسیده بود یاد کرد ولی در ملاقات با آیت الله سیستانی با صبر و استقامت مثال زدنی وی مواجه شده بود و این که « اگر ما بخواهیم مقابله به مثل کنیم چه خواهد شد و به چه نتیجه ای دست خواهیم یافت »
سیره علمی و عملی علما و حوزویان نقش تعیین کننده ای در شرایط فعلی عراق دارد. مردم از علما و روحانیان انتظار دارند که با آنان همراه و همنشین بوده و با ایشان همدردی کنند. در کنار آنان و مدافع حقوق آنان و در فکر حل مشکلات آنان باشند. در برابر زیاده خواهی بیگانگان و عوامل داخلی آنان بایستند و « وحدت کلمه » را در همه زمینه ها جایگزین موارد نادر « تفرقه و تشتت » نمایند. از پرچمدار اسلام و تشیع در عراق دفاع نموده و آن را هم چنان در اهتزاز نگاه دارند. از هرگونه سخن یا عملی که « وحدت اسلامی » و « وحدت شیعی » را خدشه دار می کند بپرهیزند. عاملی که تاکنون توانسته عراق را از بسیاری آفات حفظ کند و مسیر روبه رشدی را طی نماید « اخوت اسلامی » و « وحدت کلمه شیعیان » با یکدیگر بوده که در پرتو تدبیر و کیاست مراجع عظام تقلید به دست آمد. حراست از این دستاورد مبارک بیش از همه بر عهده علما و حوزویان است .
امروزه حوزه نجف به برکت سقوط نظام دیکتاتوری و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و هدایت و تدبیر مراجع عظام تقلید به ویژه آیت الله العظمی سیستانی حیاتی دوباره یافته و فعالیت و نشاط علمی در آن جاری است .
نشاط و تحرک علمی در حوزه نجف پدیده مبارکی است که نیازمند هدایت و برنامه ریزی و سازماندهی به منظور استفاده هر چه بهتر و بیشتر از نیروهای جوان و شیفته علم و دانش و تحقیق و پژوهش است
احیای مجدد حوزه نجف به تقویت جهان اسلام و تشیع و تقویت حوزه های علمیه دیگر می انجامد
سیره سلف صالح چنین بود که برای مجد و عظمت شیعه از « خود » می گذشتند و « مرجعیت و ریاست » را به همقطاران خود می سپردند .
مردم از علما و روحانیان انتظار دارند که با آنان همراه و همنشین بوده و با ایشان همدردی کنند. در کنار آنان و مدافع حقوق آنان و در فکر حل مشکلات آنان باشند .
نگاهی به جامعه شناسی زیارت

پیش از آن که مقصودمان از اصطلاح "جامعه شناسی زیارت" را توضیح دهیم، ابتدا هر یک از دو واژه «جامعه شناسی» و «زیارت» را تعریف می کنیم تا مدخل بحث فراهم آید و از ابهامات احتمالی آن بکاهد.
«جامعه شناسی» را می توان علم شناخت زندگی اجتماعی، گروه ها و جوامع انسانی تلقی نمود;۱ یعنی هنگامی که گروه ها، دسته جات، قشرها و طبقات بزرگ و کوچک یک جامعه را به طور نظام مند مطالعه می کنیم، در واقع، به جامعه شناسی آن جامعه پرداخته ایم. در این زمینه، ما نیازهای اساسی آن ها و راه های جمعی را که آن ها به برآورده ساختن نیازهای خود می پردازند، مورد توجه قرار می دهیم و اعمال و رفتار و کنش های جمعی الگودار آن ها را مطالعه می کنیم. حال فرقی نمی کند که کل واقعیت اجتماعی و یا جامعه کل را مورد بررسی قرار دهیم (جامعه شناسی کلان) و یا تنها یک گروه، یک فرقه، یک اقلیّت قومی و مذهبی را تحقیق نماییم (جامعه شناسی خُرد).
اما «زیارت» اگر چه در اصل، به معنای قصد کردن و ملاقات نمودن است،۲ ولی در معنای اصطلاحی متداول آن، به هرگونه دیدار و ملاقاتی زیارت اطلاق نمی شود. زیارت ملاقات با اشخاص و دیدار از اماکنی است که از نظر زیارت کنندگان دارای احترام، شرافت، برتری و خارق العاده گی می باشند. همین مفهوم را نیز می توان در متون دینی مشاهده نمود; مثلاً، در متون دینی به ما تأکید می شود که به زیارت عالمان دین برویم۳ و یا خانه خدا و قبر شریف پیغمبر(ص) و قبور شریف امامان شیعه(ع) را زیارت کنیم.۴ بدین روی، افراد به زیارت چهره های علمی و معنوی می روند و یا زائر اماکن عالیه و مشاهد مشرفه می شوند تا از اعتبار، قدسیت، فضیلت، معنا و روحانیتی که به نظر آن ها در شخص و یا مکان مزبور وجود دارد، بهره مند گردند.
حال با این توضیح، هنگامی که اصطلاح «جامعه شناسی زیارت» را به کار می بریم، مقصود ما عبارت از مطالعه آن دسته از رفتارهای گروهی، جمعی و جامعه ای است که عرفاً به عنوان عمل «زیارتی»۵ نامیده می شود. مطالعه منظم و روشمند رفتار یک گروه کوچک، که به زیارت امام زاده روستای خود یا بلیط نجف و کربلا را تهیه می کند و به انجا می رود «جامعه شناسی زیارت» است، مطالعه جامعه شناسانه اعمال یک جمع چند هزار نفری که به زیارت امام رضا(علیه السلام)می روند هم «جامعه شناسی زیارت» است. همچنین مطالعه حالات، حرکات و سکنات و رویّه و رفتار یک جمع چند میلیونی که سالانه به زیارت خانه خدا مشرف می شوند نیز «جامعه شناسی زیارت» است. در این زمینه، کوچکی و یا بزرگی عرصه عمل اجتماعی و مطالعه آن، تفاوتی در صدق عنوان اصطلاح مورد بحث پدید نمی آورد، هرچند ممکن است تفاوت های عمقی ای را برای یک جامعه شناس ظاهر سازد. همین معنا را با عبارت دیگری نیز می توان توضیح داد. هنگامی که پدیده زیارت را چه در قالب زیارت یک گروه کوچک و یا در قالب یک جمع بسیار بزرگ با راه ها و روش های جامعه شناسانه مورد تحقیق قرار می دهیم، در واقع، به جامعه شناسی زیارت مبادرت ورزیده ایم. پس «جامعه شناسی زیارت» عبارت از شاخه ای و یا حوزه ای از جامعه شناسی است که به رفتار زیارتی جمع (به عنوان یک کنش جمعی و اجتماعی) می پردازد. در عین حال، از آن جا که زیارت مشاهد مشرّفه و اماکن مذهبی خود یک عمل دینی است، جامعه شناسی زیارت در واقع، عرصه ای خاص از جامعه شناسی دین را تشکیل می دهد و در زیر مجموعه های آن قرار می گیرد.
به هر تقدیر، آنچه تاکنون گفته شد در واقع، شرحی متداول و متعارف و در عین حال، «آکادمیک» و همساز با ضوابط و قواعد جامعه شناسی از اصطلاح جامعه شناسی زیارت است، ولی این اصطلاح را می توان به شیوه ای گسترده تر و عمیق تر نیز توضیح داد و آن هنگامی است که در مطالعه پدیده زیارت، از ایده ای که جامعه شناس معروف معاصر سی رایت میلز در اثر بدیع خود به نام تخیّل جامعه شناسانه۶ پیشنهاد کرده استفاده کنیم. آنتونی گیدنز یکی از برجسته ترین جامعه شناسان حاضر نیز در کتاب جامعه شناسی خود، این ایده را بسط داده و به طور نمونه، در مطالعه عمقی خود درباره «قهوه» به کار گرفته است.۷
تخیّل جامعه شناسانه به معنای فاصله گرفتن از شیوه متداول تفکّر و اندیشیدن، و دور ساختن اندیشه از جریان های عادی زندگی روزانه، برای از نو نگریستن به آن هاست. حال اگر بخواهیم تخیّل خلّاق جامعه شناسانه را در مطالعه پدیده «زیارت» به کار گیریم، باید زیارت را نه تنها مرتبط با زائران، بلکه در شبکه وسیعی از روابط اجتماعی انسان هایی که به نحوی درگیر پدیده زیارتند، مورد مطالعه قرار دهیم. در این صورت، همه آن ها که در تعامل مشترک با یکدیگر قرار می گیرند تا زیارت جمع شکل گیرد، در محدوده تحقیق و بررسی ما قرار می گیرند.
به توضیح بیش تر، جامعه برای انجام زیارت (در سطح کلان)، کارهای متعدد و متنوّعی را تدارک دیده، طیف وسیعی از نقش هایی را پدید می آورد که همگی در تحقق زیارت، سهیم می باشند، به گونه ای که بدون این کارها و بدون ایفای این نقش ها، زیارت جمعی تحقق نمی یابد. از این رو، جامعه شناسی زیارت با استفاده از این اندیشه خلّاق، که از سی رایت میلز فراگرفته، پدیده زیارت ـ مثلاً، زیارت حضرت امام رضا(ع) ـ را تنها در سطح زیارت کنندگانی که به راحتی قابل مشاهده اند، محصور نمی بیند، بلکه مجموعه ای از ارتباطات و پیوستگی متقابلی را مورد ملاحظه قرار می دهد که می تواند به صورت ذیل دسته بندی گردد:
۱) در بدو امر، مجموعه انسان های بزرگ و کوچک، پیر و جوان، زن و مردی قرار دارند که عرفاً به عنوان «زوّار» و یا «زائران» نامیده می شوند.
۲) سپس دسته ای از انسان هایی که به کار ساختن، بازسازی، تعمیر و مرمّت قبر و ضریح و حرم و بنای لازم برای زیارت جمع مشغولند.
۳) دسته ای از انسان هایی که به آماده سازی فضای زیارتی مشغولند; مثلاً، نور، سرما، گرما، تهویه، نظافت زیارتگاه و امثال آن را آماده می کنند.
۴) دسته ای از انسان هایی که به خدمات رسانی به زائران اشتغال دارند; آن ها را به حرم راهنمایی می کنند، به هدایت گُم شدگان می پردازند، نذورات و هدایا را دریافت می کنند، هدایایی به زائران می دهند، برای زائران زیارتنامه و روضه می خوانند، برای زائران مراسم سخنرانی برپا می کنند و ده ها کار دیگر شبیه این انجام می دهند.
۵) دسته وسیعی از کارها و شغل ها که به آماده سازی غذای زیارت کنندگان می پردازند; مواد خام می آورند، پخت و پز می کنند و گاه به طور مجانی بین زائران توزیع می کنند و یا به آن ها می فروشند.
۶) دسته ای از کارها و شغل ها برای تأمین سرپناه زائران شکل می گیرد; مجموعه ای از هتل ها، مسافرخانه ها، خانه های اجاره ای، چادرها، حسینیه ها، زائرسراها و نظایر آن که هزاران نفر را به یکدیگر مربوط می سازد.
۷) دسته ای از افراد که به تأمین پارکینگ برای اتومبیل زائران مشغولند.
۸) دسته ای که برای زائران، قرآن و دعا و زیارتنامه چاپ می کنند و دسته ای که آن ها را به فروش می رسانند.
۹) دسته ای که برای زائران سوغات تدارک می بینند; آن هایی که مهر و تسبیح و نبات و نقل و نخود و کشمش و پرچم و انگشتر و عطر تولید می کنند و کسانی که آن ها را به فروش می رسانند.
۱۰) دسته ای که به امر بیماری و ناخوشی زائران می پردازند و بیمارستان و درمانگاه و داروخانه را سرپا نگه می دارند.
۱۱) گروهی که برای پرکردن ساعات خالی زائران و سرگرمی آن ها، کارهایی را در نظر می گیرند و اماکن و برنامه های تفریحی، موزه ها، نمایشگاه ها و امثال آن را می چرخانند.
۱۲) دسته ای که وسایل سفر را مهیّا می کنند و به امر ایاب و ذهاب و جابه جایی زائران از اطراف و اکناف کشور و گاه بیرون از کشور در سطحی بین المللی اشتغال دارند. انواع وسایل نقلیه (اتوبوس، قطار، هواپیما، اتومبیل شخصی) و درصد افرادی که از آن ها استفاده می کنند نیز مورد ملاحظه قرار می گیرند.
و ده ها مورد کارهایی از این قبیل. پس ملاحظه می کنید که شبکه بسیار وسیع و گسترده ای از عمل جمعی و تعامل گروهی در شکل گیری پدیده «زیارت» وارد عرصه می شوند که ذهن خلّاق و چشم تیزبین جامعه شناس باید به دقّت آن ها را ملاحظه و محاسبه نماید تا بتواند شناخت دقیق و جامعی از آن به دست آورد. با این حساب، می توان حدس زد که اگر به طور مثال، سالانه سه میلیون نفر به زیارت مشهدالرضا(ع)می روند، احتمالاً سی میلیون انسان به نحوی از انحا در شکل گیری این امر دخیل بوده، بافت ارتباطی فوق العاده عظیمی از عمل و عکس العمل، کنش و واکنش، نقش ها و وظیفه ها را پدید می آورند که جامعه شناسی زیارت از بررسی و توصیف و تفسیر و تبیین آن ها ظاهر می گردد.
نکته ای را که در انتها باید متذکر شویم این است که تمامی شبکه ارتباطی وسیعی که در سطور فوق به آن ها اشاره شد، در حول یک کانون نمادین ـ یک حرم، یک زیارتگاه (مثلاً، حرم حضرت رضا ع ) شکل گرفته و تداوم می یابد که جزءجزء آن مکان برای شبکه ارتباطی مذکور محترم و مکرّم بوده،ایجاد حالات معنوی و طراوت روحی می کند.