B
امتیاز کسب شده
0

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
    با موج های آبی دریا به رقص آیی
    و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
    بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
    لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
    به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
    دعایت می کنم، روزی بفهمی
    در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
    بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
    برایت آرزو دارم
    که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
    اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد...

    زندگی مـثل پیانـو اســت …

    دکمه های سیاه برای غــم ها
    و دکمـه های سـفید برای شادی ها

    اما
    زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت
    که دکمه های سـفید و سـیاه را با هم فشار بدهی …
    اگر فکر می کنی کس دیگری هم وجود دارد که می تواند زندگی تو را متحول کند


    در آیینه نگاه کن

    در زندگی مثل یک تمبر باش ، به یک هدف بچسب و اون رو به مقصد برسون
    [IMG]



    برگرفته از: http://www.iranjoman.com/member.php?u=14831&vmid=130728#vmessage130728#ixzz2Jj9YVB7V

    آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

    [IMG]
    [IMG]
    ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند...
    پا به پایت می آیند؛ آنقدر که گاهی سماجتشان در همراهی حوصله ات را سرمی برد، امّا کافیست تا اندک بادی بوزد یا خرده موجی برخیزد تا ردّ پایت برای همیشه از حافظه ی ضعیفشان پاک شود!
    آرزو دارم دوستانی داشته باشی از نسل صدف ها...
    صدف هایی که به پاس اقامتی یک روزه تا دنیا دنیاست صدای دریا را برای هر گوش شنوایی زمزمه می کنند...

    به خاطر بسپاریم : در تقویم رفاقت،روزی به نام"فراموشی"وجود ندارد.............:nicolnici:




    [IMG]
    [IMG]
    غنچه ازخواب پرید

    و گلی تازه به دنیا آمد.
    خارخندید و به گل گفت سلام
    …و جوابی نشنید؛
    خار رنجید و هیچ نگفت؛
    ساعتی چند گذشت
    گل چه زیبا بود…
    دست بی رحمی آمد نزدیک…
    گل سراسیمه زه وحشت افسرد
    لیک آن خار در آن دست خزید
    …و گل از مرگ رهید
    صبح فردا که رسید
    خار با شبنمی از خواب پرید؛
    گل صمیمانه به او گفت:سلام!
    علي در عرش بالا بي نظير است

    علي بر عالم و آدم امير است
    به عشق نام مولايم نوشتم
    چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟

    عید غدیر خم مبارک...:گل:

    من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

    نه در ان بالاها

    مهربان، خوب، قشنگ

    چهره اش نورانیست

    گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من

    او مرا می فهمد

    او مرا می خواند، او مرا می خواهد:گل:

    مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن

    نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن
    زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست

    بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن ...
    طلا باش…

    تا اگه روزگار آب ات کرد,
    روز به روز طرح های زیباتری از تو ساخته شود
    سنگ نباش…
    تا اگر زمانه خرد ات کرد,

    تیپا خوردهء هر بی سر و پایی بشوی..!!!

    هيچ وقت ،هيچ چيز را بي جواب نگذار!!!
    جواب نگاه مهربان را با لبخند
    جواب دورنگي را با خلوص
    جواب مسئوليت را با وجدان
    جواب بي ادب را با سكوت

    جواب خشم را با صبوري
    جواب پشتكار را با تشويق
    جواب كينه را با گذشت
    جواب گناه را با بخشش
    جواب دلمرده را با اميد
    جواب منتظر را با نويد
    سپیده که سر بزند

    در این بیشه زار خزان زده

    شاید گلی بروید

    مانند گلی که در بهار روییده

    پس به نام زندگی

    هرگز مگو هرگز
    همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی . . . مایکل اسکافیلد !

    آنچه در ما جاری است این همه فاصله نیست!
    چشمه گرم وصال است و عبور...

    زندگی می گذرد تند و آسان و سبک!

    عاشق هم باشیم عاشق بودن هم
    عاشق ماندن هم
    عاشق شادی و هر غصه هم

    روز نو هر روز است
    فکر را نو بکنیم...
    عشق را سر بکشیم...

    زندگی می گذرد؛ تند و آسان و سبک!

    می‌شود برخاست در باران
    دست در دست نجیب مهربانی

    می‌شود در کوچه‌های شهر جاری شد
    می‌شود با فرصت آیینه‌ها آمیخت
    با نگاهی

    با نفس‌های نگاهی
    می‌شود سرشار

    از راز بهاری شد
    دست‌های خسته‌ای پیچیده با حسرت
    چشم‌هایی مانده با دیوار رویاروی
    چشم‌ها را می‌شود پرسید ...
    زندگی زیباست...وقتی مهربانی را بیاموزیم

    فرصت ِ آیینه‌ها در پشت در مانده‌ست
    روشنی را می‌شود در خانه مهمان کرد
    می‌شود در عصر آهن آشناتر شد
    سایبان از بید مجنون،

    روشنی از عشق
    می‌شود جشنی فراهم کرد

    می‌شود در معنی یک گل شناور شد

    [IMG]

    مهربانی را بیاموزیم
    موسم نیلوفران در پشت در مانده‌ست
    موسم نیلوفران یعنی که باران هست

    یعنی یک نفر آبی‌ست
    موسم نیلوفران یعنی

    یک نفر می‌آید از آنسوی

    دلتنگی
    زندگی پر از ارزش های دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود.برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.

  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
بالا