آیا میدانید ؟ ارسال محتوای سیاسی خلاف قوانین ایران انجمن است؟

.::. شـــرايط تبليغـــات در ايـــران انـــجمن .::.


میهن ترجمه همکاری در فروش فایل میهن همکار

صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 65 , از مجموع 65

موضوع: Idioms ( اصطلاحات زبان انگلیسی )

  1. #61

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض

    Close your eyes to something

    معادل فارسی: چشم پوشی کردن
    / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن

    Button one's lips

    معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن
    / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!

    Get something off one's chest

    معادل فارسی: دل خود را خالی کردن
    / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن

    Get up on the wrong side of the bed

    معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن
    / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن

    Give someone the cold shoulder

    معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن
    / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!

    Stand on one's own two feet

    معادل فارسی: روی پای خود ایستادن
    / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن

    Open a can of worms

    معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن
    / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن

    Scrape the bottom of the barrel

    معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده
    / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن

    Two heads are better than one

    معادل فارسی: یک دست صدا ندارد
    / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است

    Keep something under one's hat

    معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن
    / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن

    A bad vessel is seldom broken

    معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد
    / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند

    White lie

    معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز
    / معنی ظاهری: دروغ سفید




    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  2. #62

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض

    اصطلاحات کاربردی انگلیسی


    Persian Equivalent
    Idioms
    سخن محرمانه‌ای با شما دارم.
    I have a word in your ear.
    سر به سرم نگذار.
    Don't pull my leg.
    سربالایی است.
    It is steep.
    سرپایینی است.
    It is sloping.
    سگ در خانه‌ی صاحبش شیر است.
    A lion at home a mouse abroad.
    سزاوار سرزنش هستی.
    You are to blame.
    سحرخیز است.
    He is up with the larks.
    سیاست پدر و مادر ندارد.
    Politics has no scruples.
    سرجایتان بنشینید.
    Take your seat.
    سر و پا گوشم.
    I am all ears.
    شوخی به کنار.
    All joking aside.

    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  3. #63

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض

    Persian Equivalent
    Idioms
    کسی زیاد عمر میکندکه‌خوب‌زندگی کند.
    Who lives long, live well.
    کم قول بده و بیشتر عمل کن.
    Promise little and do much.
    کلاغه برام خبر آورد.
    A little bird told me so.
    کارخودت‌را بکن. سرت به‌کار خودت باشه.
    Do your stuff.
    گدا حق انتخاب ندارد.
    Beggar can't be chooser.
    چیزی از آن سر در نمی‌آورم.
    It is all Greek to me.
    چرا چپ‌چپ نگاه می‌کنی؟
    Why do you look daggers?
    حرفی ندارم. (اعتراضی ندارم)
    I have no objection to that.
    حالش رو ندارم.
    I am fed up.
    حرف آخرت را بزن.
    Please have the last word.
    Source
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  4. #64

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    Idiom
    Persian equivalent
    to what end
    به چه منظور
    You must hand it to him.
    باید به کارش ایولله گفت.
    You make me ill with your speech.
    با صحبتهایت حالم را بهم میزنی.
    I dare say…
    به جرأت میتوانم بگویم...
    Mind your eye.
    بپایید. ملتفت باشید.
    Excuse me back.
    ببخشید پشتم به شماست.
    upon my word
    به شرافتم سوگند
    on my own account
    به‌حساب خودم
    He takes after his father.
    (قیافه‌اش) به پدرش رفته.



    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  5. #65

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض

    کلیک کنید
نام: idiom-of-the-day.png
مشاهده: 5
حجم: 20.0 کیلو بایت

    once in a blue moon


    به ندرت

    Meaning: If something happens once in a blue moon, it happens very rarely
    معنی : اگر چیزی به ندرت اتفاق بیفتد ، به صورت بسیار نادری رخ می دهد.


    For example:
    برای مثال :




    • We hardly ever go out these days, though once in a blue moon we might go and see a movie.
      ما این روزها به سختی بیرون می رویم ، گرچه ما به ندرت مم کن است بیرون برویم و یک فیلم تماشا کنیم.
    • My daughter lives in Brazil and she only comes to see us once in a blue moon; maybe every two or three years if we're lucky.

    دخترم در برزیل زندگی می کند و او به ندرت به دیدن ما می آید ، شاید اگر خوش شانس باشیم هر دو یا سه سال یکبار.


    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

2، 200، art، box، break، car، center، dark، don، double، easy، fast، game، good، guard، high، home، http، idiom، idioms، light، limit، live، makeup، master، play، put، sea، security، sky، speed، tennis، test، time، فاصله، فرهنگ، قند، قوانین، قبل، قرار، كهنه، كامل، كانادا، مفید، مفاهیم، مقابل، مقصر، من، مهارت، موفقیت، موجود، موجب، مورد، موسیقی، مي، می، می‌تواند، می‌دهد، میلان، مانند، مجله، محیط، مختلف، مدت، مدرسه، مستقیم، مشکلات، مشغول، چقدر، نقش، چند، چیست؟، نکردن، نبايد، نخستین، چرا، چطور، نظر، هفته، هم، همه، همین، همان، همراه، هاي، هر، هرگز، يک، یادگیری، کلاس، کمتر، کند، که، کوچک، کودکی، کامل، کاهش، کاره، کردن، کسی، گوش، گوشی، گام، گرامر، گزارش، پیش، پیشرفته، پا، پاریس، پاسخ، پس، پشت، word، آموزش، آمدن، آن، آهنگ، آورده، آب، آسان، افراد، افرادی، افزايش، افزایش، اما، امریکایی، انگليسي، انگلیسی، انگیز، انگشت، اون، اين، این، ایتالیا، ایرانی، اثبات، احساس، ارتباط، از، است، استفاده، است؟، اصطلاحات، اصطلاحات یا idiom، اصطلاحات انگلیسی، اصطلاحات انگلیسی همراه با ترجمه فارسی، اصطلاحات زبان انگلیسی، اصطلاحات زبان انگلیسی به همراه معنی، اعتماد، بچه، به، بهترین، بوی، بودن، بوده، بيان، بيشتر، بی، بین، بالا، باور، بايد، باد، بار، باز، بازی، بازار، بدون، بر، برنامه، برچسب، براي، برتر، برخورد، بزرگ، تفاوت، تمرین، تنها، تولد، تواند، توجه، توسط، تیم، تا، تجهیزات، تشخیص، جلسه، جملات، جمع، جهت، جالب، جدید، جذابیت، حل، حرف، حرفه، حرکت، خوب، خوبی، خود، خودش، خوش، خانواده، خارجی، خراب، خط، خطر، دل، دنیا، دهان، دو، دوم، دوباره، ديگران، ديدار، دانشگاه، دادن، دارند، دارد، داستان، داشتن، داشته، در، درباره، دست، ذهن، روی، روش، رایج، رابطه، راحت، رشد، زمين، زندگي، زبان، زبان انگلیسی، سه، سودمند، سال، سخن، سخت، سر، شما، شوند، شود، شیوه، شیر، شانس، شاد، شدن، شده، شرایط، شرح، صحبت، علمی، علاقه، علت، عاشق، عصبانيت

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

سایت ایران انجمن در تاریخ 1389/8/10 راه اندازی شد و با تلاش گروهی مؤسسان خود، شروع به فعالیت نمود. هدف ما همواره تولید مطلوب و با کیفیت محتوا و ارائه ی خدمات مطلوب و شایسته به کاربران محترم می باشد.

طراحی شده توسط : ایران انجمن