آیا میدانید ؟ ارسال محتوای سیاسی خلاف قوانین ایران انجمن است؟

.::. شـــرايط تبليغـــات در ايـــران انـــجمن .::.


میهن ترجمه همکاری در فروش فایل میهن همکار

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

موضوع: اصطلاحات کاربردی انگلیسی در فیلم و سریال ها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    T 7 اصطلاحات کاربردی انگلیسی در فیلم و سریال ها

    سلام به همگی دوستان علاقه مند به زبان
    اصطلاحات زیر از هیچ سایتی کپی برداری نشده اند و منبع اصلی اون ها سایت ایران انجمن هست

    کپی برداری بدون ذکر منبع غیر قانونی است...




    1. Complete rip off
    گران پام افتاد ( کاملا بی ارزش بود )

    2. get off the beaten track
    قرار گرفتن در یک موقعیت غیر عادی ( تو هچل افتادن )

    3. I'm down on luck at moment.
    در حال حاضر شانسم نمی خونه ( من بدشانسم )

    4. reels them off
    مثل بلبل حرف میزنه

    5. waste any time on
    وقت هدر ندادن ( الّاف نبودن )

    6. pissed off
    از کوره در رفتن

    7. feel at home
    احساس راحتی کردن

    8. help me out
    به دادم برس

    9. I'm short.
    من ورشکست شدم.

    10. picks his way through
    با احتیاط گام برداشتن در جمعیت

    ویرایش توسط BLaDe : 29-04-2013 در ساعت 10:37 AM
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  2. #2

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    11. I'm taking him out.
    من ترتیبشو میدم. ( منظور کشتن است )

    12. I was a little short of volunteers.
    یکمی کمبود داوطلب داشتم.

    13. sounds like quite the chore.
    به نظر کار وقت گیری میاد.

    14. I know what you're about to do
    میدونم هدفت چیه ؟ ( میدونم درصدد انجام چه کاری هستی )

    15. Please don't do this to me
    لطفا این کار رو با من نکن.

    16. i have to do the right thing by you
    در مورد تو باید کار درست رو انجام بدم.

    17. I was being a gentleman.
    داشتم ادب به خرج می دادم.

    18. want to come ?
    میخوای باهام بیای ؟

    19. It feels real and I'm not ready to let go of that
    احساس میکنم واقعیه و نمی تونم بی خیالش بشم.
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  3. #3

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    21. Going to chuck me out
    اون ها منو اخراج می کنن ( پرتم می کنن بیرون )

    22. on a pretty tight budget
    دستم تنگه ( از لحاظ اقتصادی )

    23. making his pitch
    در حال آماده شدن برای معامله

    24. Fading out
    محو شدن

    25. take a hike
    برو گم شو

    26. mean a trip
    منظورم سفره

    27. hand it
    باید تشویقش کنیم

    28. i am reaping what I sowl
    دارم سزای کار خودم رو می بینم ، هرچی کاشتم درو می کنم

    29. pony up the dough
    پول پرداخت کردن

    30. Get the hell out of my life
    لعنتی از زندگیم برو بیرون
    ویرایش توسط BLaDe : 28-01-2013 در ساعت 01:14 AM
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  4. #4

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    31. and that's final
    این حرف آخرمه ، این تصمیم نهایی منه

    32. stop being a damn fool
    دست از خل بازی بردار

    33. I am out of here
    من باید برم

    34. Drive somebody nuts
    کسی را دیوانه کردن

    35. You will pay
    تاوان سنگینی خواهی پرداخت ، هر چی دیدی از چشم خودت دیدی

    36. pay off
    نتیجه دادن

    37. What's the rush ?
    عجله برای چیه ؟

    38. I have absolutely no idea
    اصلا نمی دونم ، هیچ نظری ندارم

    39. Make face
    ادا در آوردن

    40. You are missing the point
    تو متوجه نیستی ، موضوع اصلی چیز دیگه ست
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  5. #5

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    41. That's OK
    اشکالی نداره ، مهم نیست

    42. Go through hell
    پدر کسی را در آوردن ، بدجور اذیت شدن

    43. ake lame excuses
    عذر و بهانه بیجا آوردن

    44. Hold your horses
    صبر کن ، آروم باش

    45. You are sure you are cool with this ?
    مطمئنی برات اشکالی نداره ؟ ، مطمئنی باهاش مشکلی نداری؟

    46. You can say that again
    گل گفتی

    47. Make yourself at home
    اینجا رو خونه خودت بدون ، راحت باش

    48. With all due respect
    با کمال احترام

    49. Bon Appetit
    نوش جان

    50. Give me a hand
    کمکم کن
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  6. #6

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    I had some complications.51
    من سر در گم شدم.
    It’s your dead line.52
    این مهلت آخر توست.
    53.Getting desperate
    بدبخت شدن.
    It sound’s nice.54
    خوب به نظر می رسد.
    It is certainly easy enough for you to loose it.55
    برا تو راحته که پرداخت کنی ، تو که مایه داری
    You can bet on it.56
    می تونی روی آن شرط ببندی.
    I would never bet on you.57
    من هیچ وقت روی تو حساب باز نمی کنم.
    Your face grows red.58
    شرمنده میشوی.
    Do a trick.59
    حقه زدن
    Make sure.60
    مطمئن شدن

    ویرایش توسط BLaDe : 28-04-2013 در ساعت 12:02 AM
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  7. #7

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    216

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط BLaDe نمایش پست ها
    5. waste any ime on
    سلام مهسا جون احیانا ime در بالا همان time نیست؟باسپاس
    نخستین قانون موفقیت تمرکز است .

    یعنی همه نیروهای خود را روی یک نقطه متمرکز کنید ،

    مستقیما به سراغ همان بروید و به چپ و راست منحرف نشوید .
    ویلیام ماتیوس

  8. #8

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط diana نمایش پست ها
    سلام مهسا جون احیانا ime در بالا همان time نیست؟باسپاس
    چرا عزیزم .. شرمنده ، اشکال تایپی ام بوده ... ممنون اطلاع دادی ... الان درستش میکنم
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  9. #9

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    61. His eyes widen
    شاخ در آورد.

    62. A satisfied smile crossed his face
    لبخند ملیحی زد.

    63. Beat up
    کتک زدن

    64. It’s tough
    کار سختی است.

    65. His thoughts are chumming
    افکارش پلید است.

    66. Go off
    مُردن ، فاسد شدن

    67. He is in his mid-thirties
    او سی و پنج شش سال سن دارد _ سی و پنج شش ساله است.
    ( ممنون از آرش هانتر عزیز بابت راهنمایی خوب در ترجمه بهتر این جمله )

    68. Go over to it
    برو انجامش بده

    69. There is no answer.
    هیچ پاسخی نیست.

    70. Get out of the car.
    از ماشین پیاده شو.

    ویرایش توسط BLaDe : 29-05-2013 در ساعت 10:58 PM
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  10. #10

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    71. Who are you calling that ?
    با کی هستی ؟ / کی رو داری با این اسم صدا می کنی ؟

    72. You sure are easy to read.
    خیلی تابلویی.

    73. Keep your voice down
    صداتو بیار پایین.

    74. .This is no time fooling around
    الان وقت این مسخره بازی ها نیست.

    75. Darn it.
    بِخُشکی شانس.

    76. I'd better have my stomach pills ready
    بهتره شکممو صابون بزنم.

    77. Grant me happiness this year
    امسال به من خوشبختی عطا کن.

    78. ?What's with this lack of motivation
    چرا یه دفعه ای انقدر بی انگیزه شدی ؟

    79. ! Man , you don't have what it takes to do this
    مرد ، تو اصلاً عرضه این کارو نداری !

    80. She appeared.
    او عین اجل معلق ظاهر شد.
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

سایت ایران انجمن در تاریخ 1389/8/10 راه اندازی شد و با تلاش گروهی مؤسسان خود، شروع به فعالیت نمود. هدف ما همواره تولید مطلوب و با کیفیت محتوا و ارائه ی خدمات مطلوب و شایسته به کاربران محترم می باشد.

طراحی شده توسط : ایران انجمن