Warning: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in ..../includes/class_bbcode.php on line 2958

Warning: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in ..../includes/class_bbcode.php on line 2958
>>> Idioms with their pictures <<< - صفحه 2
آیا میدانید ؟ ارسال محتوای سیاسی خلاف قوانین ایران انجمن است؟

.::. شـــرايط تبليغـــات در ايـــران انـــجمن .::.


میهن ترجمه همکاری در فروش فایل میهن همکار

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 29

موضوع: >>> Idioms with their pictures <<<

  1. #11

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    2,415

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض

    کلیک کنید
نام: e1.jpg
مشاهده: 27
حجم: 17.6 کیلو بایت



    Feel like doing something

    معنی فارسی: خواستن




    - I don't want to stay home again tonight, I feel like doing something.

    - من نمی‌خوام امشب دوباره خونه بمونم، من می‌خوام یه کاری بکنم.



    Peace

    it does not mean to be in a place
    where there is no noise, trouble
    or hard work, it means to be in
    the midst of those things and still
    be calm in your heart




  2. #12

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    2,415

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض

    کلیک کنید
نام: 1.jpg
مشاهده: 20
حجم: 15.4 کیلو بایت




    Holy cow!

    توضيح: از اين اصطلاح بيشتر براي بيان احساساتي مانند غافلگيري يا عصبانيت استفاده مي‌شود. اين اصطلاح ميان نوجوانان بسيار شايع است.


    Holy Cow!" she said as she saw his car after the horrible accident.
    او وقتي ماشينش را پس از آن تصادف وحشتناک ديد گفت: «خداي من


    Holy cow! How did she do that
    خداي من! او چطور اين کار را کرد؟



    Peace

    it does not mean to be in a place
    where there is no noise, trouble
    or hard work, it means to be in
    the midst of those things and still
    be calm in your heart




  3. #13

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    2,415

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض

    کلیک کنید
نام: 2.jpg
مشاهده: 20
حجم: 11.6 کیلو بایت





    Give Somebody a Cold Shoulder

    معني: به سردي با کسي رفتار کردن، به کسي کم محلي کردن


    What have I done to him? He gave me the cold shoulder the whole evening at the party

    مگر من با او چکار کرده‌ام؟ او در مهماني تمام بعد از ظهر را به من کم محلي کرد




    Peace

    it does not mean to be in a place
    where there is no noise, trouble
    or hard work, it means to be in
    the midst of those things and still
    be calm in your heart




  4. #14

    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    نوشته ها
    2,415

    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض

    کلیک کنید
نام: 3.jpg
مشاهده: 20
حجم: 24.0 کیلو بایت




    Get the Axe

    معني: اخراج شدن


    Senior staff are more likely to get the axe because the company can't afford their high salaries

    احتمال اينکه کارکنان ارشد اخراج شوند بيشتر است، زيرا شرکت نمي‌تواند از عهده حقوق بالاي آنها بر بيايد




    Peace

    it does not mean to be in a place
    where there is no noise, trouble
    or hard work, it means to be in
    the midst of those things and still
    be calm in your heart




  5. #15

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    مرند
    سن
    23
    نوشته ها
    553

    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض Idioms with their pictur

    Under the weather
    معنی: ناخوش، بدحال

    کلیک کنید
نام: under_the_weather.jpg
مشاهده: 5
حجم: 17.5 کیلو بایت

    - I stayed home from work because I was feeling under the weather.
    - من سر کار نرفتم و خانه ماندم، زیرا احساس کسالت می کردم.

    - When you catch cold, you feel under the weather.
    - وقتی آدم سرما می خورد، احساس کسالت می کند.
    ویرایش توسط BLaDe : 28-11-2013 در ساعت 09:40 AM دلیل: ویرایش تصویر

  6. #16

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    مرند
    سن
    23
    نوشته ها
    553

    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض

    Cross your finger
    توضیح: برای موفقیت کسی یا اتفاق چیزی امیدوار بودن

    کلیک کنید
نام: CrossYourFingers.jpg
مشاهده: 5
حجم: 16.8 کیلو بایت

    - we'll be crossing our fingers for you to pass your exam.
    - امیدواریم (دعا می کنیم) در امتحانت قبول شوی.
    ویرایش توسط BLaDe : 28-11-2013 در ساعت 09:42 AM



    stars cant shine without darkness

  7. #17

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    مرند
    سن
    23
    نوشته ها
    553

    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض

    Keep something under your hat
    معنی: چیزی را از دیگران مخفی نگه داشتن، تو دل خود نگه داشتن

    کلیک کنید
نام: to_keep_under_the_hat.jpg
مشاهده: 5
حجم: 18.3 کیلو بایت

    - You should keep the news under your hat.
    - تو باید این خبر را از بقیه مخفی نگه داری.

    ویرایش توسط BLaDe : 28-11-2013 در ساعت 09:44 AM دلیل: پیوست عکس و قرار دادن آن به جای عکس معیوب کاربر



    stars cant shine without darkness

  8. #18

    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    محل سکونت
    مرند
    سن
    23
    نوشته ها
    553

    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض

    Drive somebody up the wall
    معنی: کسی را عصبانی کردن

    کلیک کنید
نام: to_drive_smb_up_the_wall.jpg
مشاهده: 5
حجم: 16.6 کیلو بایت

    - That noise is driving me up the wall.
    - آن صدا دارد من را عصبانی می کند.

    - The news will drive him up the wall.
    - آن خبر او را عصبانی خواهد کرد.

    ویرایش توسط BLaDe : 28-11-2013 در ساعت 09:46 AM



    stars cant shine without darkness

  9. #19

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    Pull someone's leg

    معني: کسي را دست انداختن

    کلیک کنید
نام: Pull someones Leg.gif
مشاهده: 5
حجم: 3.7 کیلو بایت

    - Hey, Al, I was invited to be a judge for the contest.
    - Oh, really? You're pulling my leg!

    - هي، ال، من براي داوري تو اون مسابقه انتخاب شدم.
    - واقعاً؟ تو داري من رو دست مي‌ندازي!


    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    Lose one's head
    معنی: دستپاچه شدن


    کلیک کنید
نام: LoseHead.gif
مشاهده: 5
حجم: 8.2 کیلو بایت

    - When Mel saw a dog in the street right in front of his car, he lost his head and drove into a tree.
    - وقـتی مل سگی را در خیابان درست در مقابـل ماشینش دید، دستپاچه شد و بـه یک درخت زد.




    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

  10. #20

    تاریخ عضویت
    Sep 2010
    محل سکونت
    خوزستان
    نوشته ها
    1,823

    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض

    Get off someone's back

    معني: دست از سر کسي برداشتن

    کلیک کنید
نام: get off sb's back.gif
مشاهده: 4
حجم: 3.1 کیلو بایت


    - Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something.

    - Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight.
    - You've been studying for a long time. Why don't you take a break?
    - Get off my back! I can't go anywhere!
    - OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished.



    - هي، جان. من خسته شدم. بيا بريم بيرون يه کاري بکنيم.
    - متأسفم، الآن دارم خودم رو براي يک امتحان فيزيک آماده مي‌کنم. امشب نمي‌تونم بيام.
    - تو خيلي وقته که داري درس مي‌خوني. چرا يک کم استراحت نمي‌کني؟
    - دست از سرم بردار! من هچ جا نمي‌تونم بيام!
    - باشه، ديگه اذيتت نمي‌کنم فقط به اين شرط که قول بدي هر موقع کارت تموم شد بهم بگي.


    **************************************************
    People who live in glass houses shouldn't throw stones
    توضيح: وقتي کسي خودش هم مقصر است نبايد ديگران را سرزنش کند.


    کلیک کنید
نام: People who live in glass houses shouldn't throw stones.gif
مشاهده: 4
حجم: 4.3 کیلو بایت
    Janet has often criticized her friend, Lois for driving too fast, yet she herself has had her license suspended for exceeding the speed limit. Lois once tried to tell her that people who live in glass houses shouldn't throw stones, but it didn't do much good. Janet simply didn't accept the fact that she should not pass judgment on other people when she is just as bad as they are.

    جانت هميشه دوستش لوئيس را بخاطر اينکه با سرعت زياد رانندگي مي‌کند، سرزنش مي‌کند، درحاليکه خودش بخاطر سرعت غيرمجاز گواهي‌نامه‌اش توقيف شده است. لوئيس يک دفعه سعي کرد به او بگويد که وقتي خودت هم مقصر هستي نبايد ديگران را سرزنش کني، اما اين زياد فايده نداشت. جانت اين حقيقت را قبول نکرد که نبايد در مورد ديگران حکم صادر کند وقتي که به اندازه آنها مقصر است.


    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

سایت ایران انجمن در تاریخ 1389/8/10 راه اندازی شد و با تلاش گروهی مؤسسان خود، شروع به فعالیت نمود. هدف ما همواره تولید مطلوب و با کیفیت محتوا و ارائه ی خدمات مطلوب و شایسته به کاربران محترم می باشد.

طراحی شده توسط : ایران انجمن