آیا میدانید ؟ ارسال محتوای سیاسی خلاف قوانین ایران انجمن است؟

.::. شـــرايط تبليغـــات در ايـــران انـــجمن .::.


میهن ترجمه همکاری در فروش فایل میهن همکار

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

موضوع: رنگ ها در اصطلاحات انگليسي !

  1. #1

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض رنگ ها در اصطلاحات انگليسي !

    در این پست به رنگ‌ها و اصطلاحاتی که از رنگ‌ها ساخته شده‌اند می‌پردازم. اصطلاحاتی که در زبان فارسی هم وجود دارند، مثل سیاه کردن (کلک زدن و کلاه گذاشتن سر کسی) ، زرد شدن (شدت ترسیدن)،…
    Black

    Black as coal: شدیداً تاریک یا پلید و شیطانی
    [Her heart is black as coal.]
    قلب سیاهی دارد.
    Black as the night: شدیداًتاریک
    [My bedroom is always Black as the night.]
    اتاق خوابم همیشه تاریکه.
    Black out: بی‌هوش کردن، از هوش بردن
    [High elevation tends to make me black out.]
    بلندی حالمو بد می‌کنه.
    Black out: خاموشی مطلق (بر اثر قطع برق)
    [The electricity went off and caused a black out.]
    برق رفت و همه جا خاموش شد.
    (to) Black list someone: کسی را در لیست سیاه گذاشتن
    [He can't find work because he was black listed.]
    نمی‌تونه کار پیدا کنه چون اسمش رفته تو لیست سیاه.

    *معادل [black ball someone] هم به همین معناست. سابقه لیست سیاه به دوره مک کارتی برمی‌گردد. در آن زمان هر کس تصور می‌شد کمونیست است نامش را در لیست سیاه می‌نوشتند و سپس او را می‌کشتد.

    (to) Give someone a black eye: کبود کردن چشم کسی
    [I made a comment his friend and he gave me a black eye!]
    در مورد دوستش یه چیزی گفتم اونم محکم کوبید پای چشمم.
    Black and white: پلیس، ماشین پلیس
    [A black and white pulled up to the curb.]
    یه اتومبیل پلیس کنار جاده توقف کرد.

    *سابقاً در بعضی از جاها ماشین‌های پلیس سیاه و سفید بوده است به همین دلیل گاهی اوقات از این اصطلاح برای خود پلیس هم استفاده می‌کنند.

  2. #2

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    Blue
    What in blue blazes? : از سر تعجب و ناراحتی
    [What in the blue blazes is going here?]
    وای خدای من، این جا چه خبره؟
    Blue: افسرده، غمگین
    [I'm feeling sort of blue.]
    امروز حال خوشی ندارم، پکرم.
    Out of the blue: یکهو از جایی خارج شدن
    [The other driver appears out of the blue.]
    آن یکی ماشین معلوم نیست از کجا پیداش شد.

  3. #3

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    Gray

    Gray area: موضوع گنگ و مبهم
    [I'm having trouble answering you because that's a gray area.]
    برای جواب دادن به سوال شما مشکل دارم چون سوالتان گنگ و مبهم است.
    Gray matter: مغز،مخ،هوش
    [I don't know why he makes such stupid mistake; I guess he just doesn't have much gray matter.]
    نمی‌دونم او چرا همچین اشتباه احمقانه‌ای کرد، فکر می‌کنم اصلاً مخ نداره.

  4. #4

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    Green

    Green: تازه‌کار
    [I wouldn't hire him if I were you, He's really green.]
    اگه جای شما بودم استخدامش نمی‌کردم، واقعاً تازه‌کاره.
    (to look) Green around the gills: مریض و ناخوش به نظر رسیدن
    [What's wrong with you? You look green around the gills.]
    چته؟ ناخوش به نظر میای.
    *این عبارت برای ماهی‌ها استفاده می‌شد و gill به آبشش ماهی می‌گویند و وقتی دور آبشش ماهی سبز باشد معلوم می‌شود ماهی مریض است و قابل خوردن نیست... اما حالا دیگه در مورد آدما هم استفاده می‌شود.
    Green with envy: به شدت حسادت کردن
    [When I told her the news, she was absolutely green with envy.]
    وقتی خبر را بهش گفتم کاملا معلوم بود از حسادت داره می‌ترکه.

  5. #5

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    Pink
    In the pink: سرحال بودن
    [You look you're in the pink today.]
    امروز خیلی سرحال و قبراق به نظر می‌رسی.
    Pinky: انگشت کوچک
    [He always wears a ring on his pinky.]
    همیشه تو انگشت کوچیکش یه حلقه داره.
    Tickled pink: هیجان زده
    [When H heard about your new job, I was tickled pink.]
    وقتی خبر کار تازه‌ات را شنیدم خیلی هیجان زده شدم.
    ویرایش توسط BLaDe : 15-04-2011 در ساعت 04:07 PM

  6. #6

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    Purple

    Purple passion: آرزو داشتن، به شدت علاقمندبودن
    [I have purple passion to become an actor.]
    آرزو دارم بازیگر بشم.
    ویرایش توسط BLaDe : 15-04-2011 در ساعت 04:07 PM

  7. #7

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    Red

    Beet red: خیلی قرمز، شدیداً سرخ
    [She turned beet red from embarrassment.]
    از تعجب رنگ لبو شد.( این اصطلاح را خود ما ایرانی‌ها هم می‌گوییم.)
    Catch someone red-handed: سربزنگاه مچ کسی را گرفتن
    [I know he's guilty. I caught him red-handed.]
    می‌دانم گناهکاره. خودم سر بزنگاه مچشو گرفتم.
    (To) paint the town red: مهمانی رفتن
    [We are going to paint the town red tonight.]
    امشب داریم می‌ریم مهمونی.
    Red:کمونیست
    [I think he's a Red.]
    فکر کنم اون یه کمونیسته.
    Red hot: فوق العاده
    [The team is red hot.]
    اون تیم معرکه‌اس.
    Red neck: متعصب، مرتجع
    [His father is a real redneck.]
    پدرش واقعاً آدم متعصبیه.
    (To) see red: عصبانی شدن
    [When I saw her with someone else, I saw red!]
    وقتی او را با یکی دیگه دیدم خونم به جوش آمد.
    ویرایش توسط BLaDe : 15-04-2011 در ساعت 04:08 PM

  8. #8

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    White

    White-lie: دروغ مصلحتی
    [I didn't want to go to work today, so I told my boss a white lie.]
    امروز نمی‌خواستم برم سرکار، این بود که به رئیسم یه دروغ مصلحتی گفتم.
    ویرایش توسط BLaDe : 15-04-2011 در ساعت 04:08 PM

  9. #9

    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    2,420

    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض

    Yellow
    Yellow: ترسو
    [You're not going to confront her? What are you, yellow?]
    نمی‌خوای باهاش روبرو بشی؟ چی هستی؟ یه بزدل؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

سایت ایران انجمن در تاریخ 1389/8/10 راه اندازی شد و با تلاش گروهی مؤسسان خود، شروع به فعالیت نمود. هدف ما همواره تولید مطلوب و با کیفیت محتوا و ارائه ی خدمات مطلوب و شایسته به کاربران محترم می باشد.

طراحی شده توسط : ایران انجمن