پایان حکایت من شنیدن دارد ......من عاشق او بودم او عاشق او__)پیامک

raha710

کاربر ويژه
دیدی ای دل عاقبت زخمت زدندگفته بودم مردم اینجا بدنددیدی ای دل دل ساقه ی جانت شکستآن عزیزت عهد و پیمانت شکستدیدی ای دل دوستی ها بی بهاستکمترین چیز که می بینی وفاست

این نیز بگذرد...
اما ای کاش از جای دیگری بگذرد و همش از روی ما نگذرد...

دلتنــــــگ نشــــدی ببیــــــنیچـــــگونه خوبتـــــرین خــــاطره هــــــابی رحــــــم ترینــــــشان می شــــــود …

انتظار
…
شش حرف و چهار نقطه،کلمه ی کوتاهیست،اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه.
کاش منتظرت نبودم،کاش می شد گفت
“
یادت مرا فراموش”

عشق هایت را مثلکانال تلویزیون عوض می کنیو افتخار می کنی،که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم …
به برنامه هایی که هیچکدام ،ارزش دیدن ندارند . .

.
امان از این بوی پاییز و آسمان ابری ،که آدم نه خودش میداند دردش چیستو نه هیچ‌کس دیگری ...............
فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشود ,
دلت آغوش ِگرمتری می خواهد...!

پایان حکایت من شنیدن دارد من عاشق او بودم او عاشق او………​
 
آخرین ویرایش:
بالا