لغتنامه مازندرانی به فارسی و فارسی به مازندرانی (زبان طبری) + معنی کلمات

جمع‌بندی هوش مصنوعیAI
این تاپیک قدیمی را خواندیم و اصل مطلب و اصلاح‌هایش را این‌جا آورده‌ایم
تاپیک ۱۳۹۱ ← بازبینی ۱۴۰۵۲ بخشحدود ۱ دقیقه
پاسخ کوتاه
یک گویشور در این صفحه واژه‌های مازندرانی (طبری) را در قالب پرسش‌وپاسخی کوتاه نوشته و خودش یادآوری کرده که تلفظ در جاهای مختلف مازندران کمی فرق می‌کند. لغت‌نامه‌ی کامل نیست؛ آنچه در پاسخ‌ها پراکنده بود این‌جا دسته‌بندی شده است.

  • ضمیرها: من: من (men) · تو: ته (te) · او: وه (ve) · ما: امان (emaan) · شما: شمان (shemaan) · آن‌ها: وشون (veshoon)
  • فعل‌ها: خوابیدن: باختن (baakheten) یا باخاتن (baakhaaten) · بیدار شدن: بیدار بئن (bidaar bean) یا بهوشتن (bahooshten) · رفت: بورده (boorde یا borde) · آمد: بیمو (bimoo یا biamoo) · گرفت: بییته (baiite) · داد: هدا (hedaa)
  • هوا: برف: ورف (varf) · آفتاب: افتاب (eftaab) · باران: وارش (varesh)

جمله‌ای که تاپیک برگردانده: «من ته ره خله دوست دارمه» (men te re khale doost daarme)، یعنی «من خیلی دوست دارم».
۱صرف فعل «رفتن»۳ مورد
  • گذشته (رفتم، رفتی، رفت، رفتیم، رفتید، رفتند): بوردمه، بوردی، بورده، بوردمی، بوردنی، بوردنه
  • حال (می‌روم، می‌روی، ...): شومبه، شونی، شونه، شومبی، شورنی، شورنه
  • «می‌خواهم بروم»: خان بورم، خان بوری، خان بوره، خان بوریم، خان بورین، خان بورن
۲افتادگی‌ها و آوانویسی‌های ناهمخوان
در متن اصلی «بیدابئن» آمده و «ر» افتاده است؛ آوانویسی خود نویسنده bidaar bean است، یعنی بیدار بئن. آوانویسی «خان بورین» هم به‌اشتباه boorim نوشته شده و تکرار سطر قبل است؛ به قرینه‌ی خط باید boorin باشد.

برای «گرفت»، خط (بییته) و آوانویسی (baiite) با هم نمی‌خوانند و از روی این صفحه نمی‌شود فهمید کدام مقصود نویسنده بوده. «باختن» این‌جا به معنی خوابیدن است؛ با «باختنِ» فارسی اشتباه نشود.

نویسنده سومین دسته را «آینده» نامیده، ولی خودش آن را «می‌خوام برم» ترجمه کرده، نه «خواهم رفت».
تهیه‌شده با کمک هوش مصنوعی و بازبینی‌شده. پست‌های کاربران بدون تغییر در ادامه آمده است.

0mid

متخصص بخش ورزشی
دوستان عزیز از این به بعد میتونین تو این تاپیک کلمه فارسی بگین تا ما معادل مازندرانیش رو بهتون بگیم یا برعکس :چشمک:


فقط توجه کنین تنها باید یک کلمه بگین نه جمله یا عبارت
 
آخرین ویرایش:

baroon

متخصص بخش ادبیات
:8: بالاخره افتتاح شـــــــددد.:دست::گل:
برای اینکه اسپم نباشه اینارو معنی کن برای بچه ها :بدجنس: >> :baroon: & :barf: & :aftab:
 

0mid

متخصص بخش ورزشی
امید این ها رو معنی کن:
خوابیدن
بیدار شدن
رفت
اومد
گرفت
داد

خوابیدن: باختن /baakheten/ یا باخاتن /baakhaaten/
بیدار شدن: بیدابئن /bidaar bean/ یا بهوشتن /bahooshten/
رفت: بورده /borde/ یا /boorde/
اومد: بیمو /biamoo/ یا /bimoo/
گرفت: بییته /baiite/
داد: هدا /hedaa/


:8: بالاخره افتتاح شـــــــددد.:دست::گل:
برای اینکه اسپم نباشه اینارو معنی کن برای بچه ها :بدجنس: >> :baroon: & :barf: & :aftab:

برف: ورف /varf/
آفتاب: افتاب /eftaab/
باران: وارش /varesh/ :نیش:
 

0mid

متخصص بخش ورزشی
سلام اگه میشه این جمله راترجمه کنید:شاد2:


من خیلی دوست دارم:خنده2:

عجب :0mid:
سیما خانم جان اینجا لغتنامه هست یعنی فقط باید یه لغت بگین من بهتون جواب بدم
حالا اینبارو میگم ولی بقیه دوستان توجه کنین که نظم تاپیک بهم نخوره

فارسی: من خیلی دوست دارم
مازندرانی: من ته ره خله دوست دارمه
تلفظ: men te re khale doost daarme

حالا جمله قحطی بود؟ :تعجب: :نیش:
 

shant

کاربر ويژه
آخ جون :شاد2: قلم و کاغذ بردارم یاداشت کنم:فرار:
دست مریزاد به اقا امید محترم :گل: خسته نباشید و ممنونم بابت آموزش.
استاد امید خان لطفا یه فعلیو به انتخاب خودتون تو زمانهای مختلف (گذشته و حال و اینده) در صیغه های مختلف صرف کنید ...:گل:
 

0mid

متخصص بخش ورزشی
آخ جون :شاد2: قلم و کاغذ بردارم یاداشت کنم:فرار:
دست مریزاد به اقا امید محترم :گل: خسته نباشید و ممنونم بابت آموزش.
استاد امید خان لطفا یه فعلیو به انتخاب خودتون تو زمانهای مختلف (گذشته و حال و اینده) در صیغه های مختلف صرف کنید ...:گل:

خواهش میشه :گل:
باشه من فعل رفتن رو صرف میکنم

گذشته:
اول شخص: بوردمه /boordeme/ رفتم
دوم شخص: بوردی /boordi/ رفتی
سوم شخص: بورده /boorde/ رفت
اول جمع: بوردمی /boordemi/ رفتیم
دوم جمع: بوردنی /boordeni/ رفتین
سوم جمع: بوردنه /boordene/ رفتن

حال:
اول شخص: شومبه /shoombe/ میرم
دوم شخص: شونی /shooni/ میری
سوم شخص: شونه /shoone/ میره
اول جمع: شومبی /shoombi/ میریم
دوم جمع: شورنی /shoorni/ میرین
سوم جمع: شورنه /shoorne/ میرن

آینده:
اول شخص: خان بورم /khaan boorem/ می خوام برم
دوم شخص: خان بوری /khaan boori/ می خوای بری
سوم شخص: خان بوره /khaan boore/ می خواد بره
اول جمع: خان بوریم /khaan boorim/ می خوایم بریم
دوم جمع: خان بورین /khaan boorim/ می خواین برین
سوم جمع: خان بورن /khaan booren/ می خوان برن



البته دوستان توجه کنن
ممکنه تو نقاط مختلف یا حتی تو یک نقطه و شهر از مازندران کمی تلفظ ها متفاوت باشه ولی من چیزی رو کی طی این سال ها شنیدم و خودم استفاده کردم رو بیان میکنم :بله:
و اینم بگم که واقعا سخته نوشتن این چیزا برام :نیش: چون تا الان فقط صحبت میکردم و اصلا به حالت نوشتاریشون دقت نمیکردم
 
آخرین ویرایش:

0mid

متخصص بخش ورزشی
اینم ضمیر ها:چشمک:

من= من /men/
تو= ته /te/
او= وه /ve/
ما= امان /emaan/
شما= شمان /shemaan/
ایشان/آن ها= وشون /veshoon/
 
بالا