*** گویش بهبهانی ***

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
سلام سلام به تک تک ایران انجمنی ها... :11: :39:

راستش از مدت ها پیش دلم میخواست این تاپیک رو بزنم ولی متاسفانه وقتشو پیدا نمیکردم :نه:
ولی الان اینجام تا شما عزیزان رو با گویش خودم یعنی بهبهونی :نیش2: آشنا کنم :شاد:
گویش شیرینی که در معرض نابودی قرار گرفته :ناراحت:
این شما و اینم گویش بهبهووونی :نیش2:




گویش بهبهانی، گویش قدیمی و غالب مردم این شهر می باشد و از جمله گروه زبانهای ایرانی جنوب غربی محسوب می شود .گویش بهبهانی از گویش‌های فارسی رایج در استان خوزستان و از بازماندگان پهلوی پارسیک است. این گویش بسیار شبیه به گویش دشتی-تنگستانی است که در شهر بهبهان در جنوب شرق خوزستان به آن گفتگو می‌شود



به ادامه مطلب توجه کنید :بدجنس:



:narges:
 
آخرین ویرایش:

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
ویژگی‌های دستوری

ویژگی اصلی و متمایز کنندهٔ این گویش از سایر گویش های منطقه ویژگی اسپلیت ارگاتیو آن است که از پارسی میانه به آن رسیده است. در این گویش افعال ماضی شکسته می‌شوند و شناسهٔ ماضی پیش از فعل به ضمیر یا ساخت های دیگر جمله می چسبد. اما هنگامی که فعل به تنهایی و خارج از جمله بیان می‌شود بصورت عادی رایج درفارسی ادا می‌شود.بعبارتی لازم یا متعدی بودن افعال در زمان های حال و گذشته دو الگوی متفاوت دستوری برای صرف افعال از لحاظ شناسه های فعلی . وندها یا ضمایر شخصی پیوسته و حتی ضمایر فاعلی جدا ارائه می دهد .الگوی اول شامل افعال لازم (ساخت حال و گذشته ) و متعدی (ساخت حال) می شود که در صرف آنها در ساخت های مورد نظر .از الگوی دستوری مشترکی پیروی می کنند . الگوی دوم شامل افعال متعدی در ساخت گذشته می شود. بر خلاف الگوی اول در صرف این افعال شناسه ها .ضمایر پیوسته شخصی و ضمایر فاعلی جدای خاصی بکار برده می شوند .این ویژگی باعث شده که گویش بهبهانی از جمله گویش های ارگتیو محسوب شود . ارگتیو اصطلاحی است که در زبانشناسی نوین و به ویژه رده شناسی زبان (language typology )به کار می رود . این ویژگی، حالتی است دستوری که مخصوص فاعل فعل متعدی می باشد و معمولا در زبان هایی یافت می شوندکه قدیمی ترند و دست نخورده باقی مانده اند . رده شناسان زبان، زبان ها را از نظر نشانه های فاعلی و مفعولی به چندین دسته تقسیم کرده اند که از این میان، گویش بهبهانی مخلوطی از نظام خنثی و ارگتیو -مطلق می باشد . در نظام خنثی، فاعل فعل لازم و متعدی صورت یکسانی با مفعول دارند، وقتی که فاعل و مفعول هر دو اسم یا ضمیر باشند . فعل از نظر شخص، عدد همیشه با فاعل مطابقت می کند.این ویژگی در الگوی اول افعال این گویش یعنی افعال لازم و متعدی در ساخت های حال اخباری، حال التزامی و افعال لازم در ساخت گذشته مشاهده می شود.در نظام ارگتیو-مطلق، فاعل فعل لازم و متعدی دارای صورت های متفاوتند، فاعل فعل لازم و مفعول فعل متعدی دارای صورت های یکسانند، فعل متعدی از نظر شخص، عدد با مفعول مطابقت می کند و فاعل فعل متعدی نشانه دار است ( یا ارگتیو) و مفعول بدون نشانه ( یا مطلق) . در گویش بهبهانی این ویژگی در افعال متعدی زمان گذشته که از الگوی خاصی پیروی می کنندنمود می یابد، با این تفاوت که فعل اغلب بدون شناسه و بشکل ستاک گذشته یا ستاک صفت مفعولی تظاهر می یابد . الف . نظام خنثی ( مطابق با الگوی اول افعال)

مثال اول :


1. doter-ay mi می آید دختر
۲. me doter-ay me-bin-am می بینم دختررا من
۳. doter-ay me mi-bi می بیند مرا دختر


مثال دوم : ۱. u mit-i

مي آيد او

۲. me u dus me-dâram

من اورا دوست دارم


۳. u me dus me-dâr-e

او مرا دوست دارد


چنانکه ملاحظه می شود، فاعل فعل لازم و متعدی در جملات ۱ و ۳، صورت یکسانی با مفعول فعل متعدی در جمله ۲ دارند . البته فعل از لحاظ شخص و عدد با فاعل تطابق دارد .



ب. نظام ارگتیو-مطلق (مطابق با الگوی دوم افعال)

doter-ay ame.1: آمد دختر
۲. mem doter-ay dit دید دختر را من
۳.doter-eke: dit-am یا doter-eke: me dit دختر مرا دید دختر دید مرا


در مثالهای فوق، فاعل جمله لازم ۱ مشابه مفعول جمله متعدی ۲ می باشد در صورتی که فاعل جمله متعدی ۳ دارای نشانه خاص (ergative) و متفاوت با فاعل فعل لازم می باشد .

‌‌‌ در تلفظ ها نیز تفاوت هایی وجود دارد.برخی از کلمات کوتاه و خلاصه بیان می‌شوند و برخی دیگر هنوز شکل پارسی میانه خود را دارند. بجز بهبهانی ها اهالی روستاهای دیل و مارین و منطقهٔ دشتک در شهرستان دوگنبدان استان کهگیلویه و بویراحمد نیز به این گویش تکلم می‌کنند.تا اندازه‌ای در شهر امیدیه و مناطق میانکوه و آغاجاری خوزستان نیز رایج است.




 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
نمونه واژگان


برخی از کلمات شکل پهلوی خود را تا امروز نیز حفظ کرده اند و در گویش بهبهانی کاربرد دارند مانند:

پریسیک : پرستو (prisik)
اشتو : شتاب(eڑtow)
دیگ: دیروز(dig)
اسدن : گرفتن-خریدن(esseden)
اَور : ابر (awr)
برار : برادر (borar)
پار : سال گذشته (par)
پریگ : یا پریر (یک روز بیش از روز گذشته)(Prig)
پُس : پسر (Pos)
پسین : بعد از ظهر (Pesin)
چاس : چاشت (cas)
دوش : شب، گذشته، دیشب(Dus)
دُول : دَلو(Dul)
سُمب : سُم(Somb)
گپ : حرف و سخن (Gap)
گردتن : کلیه (Gordin)
مَهتَک : مهد، گهواره (Mahtak)
مُروا : فال نیک زدن (Morva)
میره : میرک ـ شوهر (Mire)
ایسَ : حالا (isa)، اوسَ : آن زمان
کُرو : آرنج (koru)
کُلیک : انگشت (kolik)
میلُم : لثه (milom)
تِنگِل : زبان کوچک (tengel)
مُنی : مثلِ، مانندِ (moni)
بندیر : منتظر (bandir)

—او؛آب ؛« O »

:نیش2:


 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
نمونه افعال


در افعال با فارسی معیار چندان تفاوتی ندارد و چند مورد مصدر بومی در این گویش دیده می‌شود:

رمباندن : خراب کردن (rombadan)
شیونیدن : به هم زدن (ڑivenidan)
یک زدن : هم زدن (yak)
پِش خوردن : ریخته شدن(pesh)
چِرویدن :خراشیده شدن (cerv)
پِشِنگِه شدن : با قطرات مایعی خیس شدن
تِنگیدن : پریدن (tengidan)
تیر کردن : پرتاب کردن (tir)

در این گویش برای رفتن از مصدر شدن استفاده می‌شود:


به خانه می روم : میشـَم خونه


 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
آواشناسی

از ویژگی‌های دیگر این زبان داشتن ابتدا به ساکن است به گونه‌ای که دو صامت در ابتدای کلمه می‌آیند که صامت نخستین ساکن است و بدون قلب تلفظ می‌شود.
بیان سریع نیز در این گویش گاهی دیده می‌شود که موجب تخفیف کلمه می‌شود.مثلا:


مرا : مَی(may)
نیست : نی (ni)
من : مَ(ma)
بکن:بکو (bko)
از: ا َ (a)
توی : ته(te)
اگر: اَی(ay)




پا: پُ PO
بازی : BOZI
شب: SHOW
خالی: XOLI


نکته : در این گویش مخرج تولید صامت های (ج ج) ‍‍ در تمام بافت های آوایی ، " دندانی-لثوی " می باشد







 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
راهنمای آوا نویسی

در این نوشتار از نمادهای زیر برای آوانویسی استفاده شده‌است

â = تلفظ حرف آ در واژهٔ آبادان

a = تلفظ حرف ا در واژه احمد

ٍe = تلفظ حرف ا در واژه ابراهیم

C = چ

i = تلفظ حروف ای در واژه ایران

ڑ = ش

Q = غ یا ق

O = تلفظ حرف ا در واژهٔ امید

U = تلفظ حرف و در واژهٔ کوچه

X = خ

ژ = ژ


 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
:14: :14: :14:



شعری به گویش بهبهانی

(بخشی از دو بیتی‌های استاد تقی آصفی)


غم یارن که مَی دیوونه کردهاَ دین و مذهبی بیگونه کرده
مبینه‌ای که جا و منزلیم نیغم عشقن که مَی بی خونه کرده
شکسته اَ غمت بال و پر مَهاَ داغت خرد و خَسّه پیکر مَه
نوِیساده دلم میخواس بزودیته انگشتت بشو انگشتر مَه
ول و ویلون اَ ته صحرا مگردما دنبال گل نعنا مگردم
ا روزی که ته رته ا ای شهرمن بی خانمون تینا مگردم
ته صحرا و چمن جای تو خولیاته دشت و دمن جای تو خولی
کنار جو لب چشمه ا ته باغولی شمس و چمن جای تو خولی
چقد عاشق کشی برق نگاهتمثال بارفتن اندوم ماهت
دو چشمونم وبیده پاک کم سوا بس کی بیدیم مه چشم به راهت
بهار زندگی مردُم اَسی توگلی بیدم که پژمردم اَسی تو


:12::12::12:

:13:
 
آخرین ویرایش:

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
گویش بهبهانی در معرض نابودی :ناراحت:



در اسفند 87 سازمان یونسکو اعلام کرد از شش هزار زبان ، گویش و لهجه ی زنده ی جهان بیش از دو هزار زبان در حال انقراض است و این سوای آن چند هزار زبانی است که از میان رفته اند و دیگر گویش - وری ندارند.
با شیوع پدیده ناپسند مدگراییِ فرهنگی در میان شهرهای ایران و کوتاهی های انجام گرفته پیرامون حفظ اصالت های فرهنگی ـ ملی ، دانشمندان و زبان شناسانِ آگاه و دلسوز ، گویش های لری ، بختیاری ، دزفولی و به خصوص بهبهانی را در معرض خطر انقراض ارزیابی کرده اند.در این میان گویش بهبهانی از همه مظلوم تر است . گویش بهبهانی از منشعبات اصلی زبان پارسی میانه است و نزدیکی آن به پارسی میانه ، زبان دوران ساز و افتخار آمیز ایرانیان ، حتّا از فارسیِ معیار امروزی به قرائن علمی بسیار بیشتر است .گویش بهبهانی به علت دستور و گرامر مخصوص در افعال و شناسه ها و انتظام دقیق و مشکل جمله سازی ، یادگیری بسیار مشکلی دارد . گویش لری ، بختیاری ، دزفولی و ... را بسیار سریع تر و در چند ماه می توان فرا گرفت ولی بهبهانی را هرگز ، چرا که باید یک عمر با زیر و بم آن خو گرفت تا بتوان بدین گویش سخن گفت . فهمیدن آن آسان تر است ، آنچه مهم است سخن گفتن بدین گویش است .
 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
با زبان فارسی و گویش مادری مان چه کرده ایم ؟ :34:


قدرت مانایی هر زبانی از گویش ها و لهجه های محلی است . ایران سرزمین گویش های محلی است . و بقای هر کدام از آنها ضامن بقای ارزش و اعتبار زبان پارسی است .

در سالیان پس از انقلاب و بخصوص پس از پایان جنگ شاهد ظهور نسلی بودیم که خواهان ارتقای فرهنگ و طبقه اجتماعی خود بوده اند .

گرایش بسیار شدید به تحصیلات بالا و مدرک گرایی ( و نه لزوما کسب دانش و فرهنگ ) ثروت اندوزی بی سابقه شهروندان ( عدم اطمینان به آینده فرزندان) و افزایش تبادلات اقتصادی ، فرهنگی با دیگر شهرها، تحصیل کردگان این دیار و حتا شهرهای دیگر را به این اشتباه تاریخی انداخت که تنها فارسی حرف زدن فرزندان باعث بالا رفتن فرهنگ و طبقه اجتماعی آنان خواهد شد .

بسیاری لهجه داشتن را بهانه کردند و چاره را در آن دیدند که فرزندانشان یک کلمه بهبهانی نشنود ( و گویش های دیگر ... ) بسیاری نشانه ی ضریب هوشی را فارسی و در مواردی انگلیسی حرف زدن دانستند ( و نه لزوما دانستن چند زبان ! ) و بسیاری دیگر با کلاسی را بهانه کردند ....

و این شد که همه در پای لهجه تهرانی گویش های ناب خود را قربانی کردند.

متاسفانه حاصل کار این شده است که همه ما در کلاس زبان پارسی مردود شدیم ...

و این زبان پارسی است که از مرگ فرزندان کوچک و بزرگ خود ( گویش ها ، لهجه ها ) زار می زند و کسی نمی شنود ....
فاجعه این است !قریب به هفتاد درصد کودکان ، نوجوانان و جوانان ما ( بخصوص دختران ) گویش بهبهانی را فقط می فهمند و قادر به حرف زدن با زبان مادری خود نیستند.

جالب اینجاست فرزندان ما با وجود دشمنی کامل ما با گویش بهبهانی و اصرار ما به فارسی حرف زدن با آنها کما کان به بی کلاس ترین شکل ممکن فارسی حرف می زنند تا بی کلاس نباشند! علت آن هم این است که بهبهانی فکر می کنند و مثلا فارسی حرف می زنند و نتیجه آن پیدایش نوعی فارسی حرف زدن در میان فرزندان ماست معروف به « فارسی ِ سگونی » !!
خطر اصلی نه این نسل که نسل ده سال آینده را تهدید جدی می کند . زمانی که این جوانان و کودکان ازدواج کنند...

آن زمان فرزندانی خواهند آمد که این گویش را حتا دیگر نمی توانند بفهمند و این یعنی مرگ یکی دیگر از انشعابات اصیل زبان پارسی....

این نوشته در صدد آن است که به خود و همشهریان بگوید . دوستان و عزیزان . تلویزیون ، سینما ، CD ، مدرسه ، مهد کودک ، پیش دبستانی ، کتاب ، نوار و خود ما حتا برای آموزش صحیح زبان فارسی به فرزندانمان کافی هستیم ، دلتان به حال زبان مادران و پدران تان بسوزد که در حال نابودی است .

تنها یک دستگاه تلویزیون 14 اینچ سیاه و سفید به کودن ترین مغزها فارسی را یاد خواهد داد و تنها اندکی توجه به مخرج حروف ، لهجه فرزندان ما را اصلاح خواهد کرد چرا که برای لهجه نداشتن داریم یکی از گویش های ناب پارسی را نابود می کنیم.

ما داریم برای اصلاح زیر ابرو ، طرف را سر می بریم ! چشم کور کردن به کنار....
اعتقاد ما براین است در مجامع و مراسم اداری و رسمی به احترام و علاقه فارسی حرف بزنیم و در جامعه ، خانواده ، محافل خانوادگی و نظایر اینها با خود و فرزندان خود به گویش بهبهانی حرف بزنیم .

و این به پاس زیان پارسی است که بهبهانی حرف می زنیم . بسیارند فرزندان این آب و خاک در خارج از ایران که با علاقه بهبهانی را به فرزندان خویش آموخته اند . فرزندانی که آلمانی بدند و بهبهانی ، انگلیسی بلدند و بهبهانی ، سوئدی بلدند و بهبهانی ، روسی بلدند و بهبهانی و ...

اینجاست که سخن زبان شناسان ارج می یابد که برخلاف همشهریان با کلاس ما معتقدند دانستن زبان ها و لهجه های متفاوت یادگیری زبان های دیگر را ساده تر خواهد کرد گویشی که زیباترین شعرها را شاعرانش سروده اند و توانایی خلق واژه و ادبیات خاص خود را دارد زنده و پویاست چرا که شاعران حافظان زبانند زنده یادان مرتب و سید دیگر نیستند که بنویسند و غصه بخورند . آصفی دیگر نمی نویسد اما سلطانی هنوز می نویسد و زیبا می نویسد و هستند دیگر شاعران این دیار که زیباترین سروده ها را به این گویش هدیه داده اند . زبان شالوده حفظ فرهنگ و هویت است .

اساسا فرهنگ در زبان تجلی می یابد و حفظ آن حفظ هویت جمعی و فردی است . پس بدانیم گویش ما هویت ماست.

و در پایان ، این مژده خوش که به سبب کم کاری های گذشته و برای پاس داشت زبان پر بهای فارسی جمعی از پزشکان ، مهندسان ، تحصیل کردگان و علاقه مندان فرهنگ ملی و مذهبی ایران قد دارند از اول فروردین امسال با فرزندان خود دیگر بهبهانی حرف بزنند ....
شما چه طور ؟



منبع: بشیرنذیر




:34:
 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
ثبت گویش بهبهانی در عرصه جهانی!

روزنامه جام جم در شماره 3046 خود مطلبی را به چاپ رسانده که ما را برآن داشت تا اندکی تامل در این زمینه داشته باشیم، گوشه ای از مطلب را به شرح زیر می خوانیم:

جام جم: «گویش ایرانی بخشی از زبان فارسی است که شناسائی و حفظ آنها عامل تحکیم هویت ملی کشور است.

چنانچه ثبت و ضبط گویش ها به عنوان میراث معنوی کشور مورد توجه قرار نگیرد احتمال اینکه این گویش ها به فراموشی سپرده شوند بسیار است در حال حاضر یکی از گویش های ایرانی که کمتر مورد بحث قرار گرفته است، گویش مردم سمنان است گویش سمنانی، بسیار متفاوت از گویش های دیگر ایرانی است. زیرا گویش سمنانی بسیار پیچیده و مشکل است و به سختی می توان متوجه آن شد، هرچند که سازمان یونسکو با همکاری دانشگاه سمنان و میراث فرهنگی استان، اقدام به ثبت ملی و جهانی این گویش کرده اند تا این گویش کهن به فراموشی سپرده نشود و بتوان آنرا به نسلها منتقل کرد.»

حال سخن اینجاست که بهبهان با قدمتی چند هزار ساله و فرهنگ و تمدن و زبان و گویش خاص و کهن خود چرا نباید در عرصه جهانی ثبت شود؟

همه می دانیم که اگر زبان یا گویشی از بین برود، گویش وران آن هم از بین خواهد رفت. گویشها بخشی از هویت ملی و مذهبی است و نگرش گویش وران خود، سبب حفظ گویشها می شود.

همانگونه که قبلا عنوان کرده ایم علت اصلی حفظ و یا از بین بردن گویشها خانواده ها می باشندکه باید در محیط خانواده به گویش محلی خود سخن بگویند تا این میراث بزرگ چند هزار ساله حفظ و جاودانه بماند.

همانگونه که در پستهای قبلی نیز اشاره کرده ام در رادیوی استانی خود جائی برای ما در نظر نگرفته اند. حتی در زمینه مستند سازی نیز بگونه ای عملکرد ضعیفی داشته ایم چرا که در برخی از مستندهای پخش شده از شبکه های تلویزیونی کمتر از گویش و زبان بهبهانی استفاده شده است.

چرا مسئولین محترم بهبهان اقدامی پر رنگ در این زمینه ندارند؟

چرا گویش وران تلاشی برای حفظ این گویش و زبان نمی کنند؟

مسئولین فرهنگی بهبهان برای احیای این زبان و گویش کهن باید اقداماتی از قبیل در اختیار قرار دادن بسته های فرهنگی، کتابهای بهبهانی، نوارها و پوسترهای این گویش و زبان به تمامی مردم سراسر ایران معرفی کنند و بهبهان و گویشش را به ایرانیان بیشتر بشناسانند.
 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
يك شاعر و محقق ادبی گفت:
شاعران بهبهانی تمايلي براي سرودن
شعر نو به گويش محلي ندارند.

خيرالله محمديان در گفت‌و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان گفت: ميرزا شوقي بهبهاني، شاعر عصر ناصرالدين شاه، اولين شاعر بهبهاني است كه شعرش را به گويش محلي سرود و مستنداتي بر اين مبنا از اين شاعر داريم. بعد از اين شاعر شاعراني به تقليد از او به سرودن شعر محلي بهبهاني دست زدند.

وي افزود: در شعر بهبهاني شاعراني مانند مرحوم ميرزا شوقي، مرحوم محمدحسين مرتب، مرحوم تقي آصفي، مرحوم سيد محمد سيد، عبدالرضا عتيق، حاج بشير تجلي، سيروس مختاران، عباس سلطاني، علي‌رضا قيصر،دكتر بهرام دادمهر، سيد محمد مير و حسين تجلي معروف‌ترين شاعران در زمينه شعر محلي هستند و به موضوعات اجتماعي و آييني مي‌پردازند.

وي ادامه داد: شاعران بهبهاني معمولا در قالب‌هاي قصيده، مثنوي، رباعي، دوبيتي، غزل و مخمس شعر مي‌گويند و ما چيزي به عنوان شعر نو نيمايي بهبهاني نداريم. شاعران بهبهاني اعتقادي به شعر نو محلي ندارند و حتي خود من نيز به هنگام سرودن شعر محلي از قالب كلاسيك استفاده مي‌كنم.
محمديان بيان كرد: شعر محلي بهبهان در استان خوزستان و استان‌هاي هم جوار از جمله بوشهر، چهار محال و بختياري و كهگيلويه و بويراحمد كاملا شناخته شده است و اين شناخت حاصل برپايي همايش‌هاي شعر محلي در بهبهان و شهرهاي اطراف است.
 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ
اشعار بهبهانی :12: :8:


بهبهو شهر گل و
نرگس و شهر هنرن :شاد2:



شهر شعرو ادب و عارف اهل سحرن



شاعری توش گپ و بیدن مث شوقی که هنی



هر کلومی که وشاش گفته وبو مثل زرن



ته قناعت و وفا می زن بیبونی نی :80:



دوترونی ته نجابت یکی یی پخته ترن :نیش2:



شاعر:سید محمد سید
:احترام: :گل:


:14:
 

Sea Girl

متخصص بخش تاریخ


شعر زیر شعری است از آقای مسعود آصفی.


بهبهان


در فصل گل كه رو به سوي بوستان كنم

يادي ز شهر گلشن و گل بهبهان كنم

دل را هوس به نرگس مخمور يار نيست :8: :14:

وقتي نظر به نرگس اين گلستان كنم :شاد:

شعر وهنر دو هديه اين خاك دلكشند

اي خاك عشق من بفداي تو جان كنم

وقتي هزار ماه در اين شهر ساكنند

من كي نظر به سوي مه آسمان كنم

آزادگي شعار جوانان شهر شد

سر را فداي مقدم آزادگان كنم


بالا بلند شهر برون آمد از كمين

خونم به پاي خويش بسايد چسان كنم

بشكست پشت عقل زبار گردان دل

پس من علاج عقل به رطل گران كنم

تاهست (بُرچ ) و (تنگ تكاب) و (دريزه كوه)

من كي هوس به روضه باغ جنان كنم

گر دشمني به ( به زبهان) حمله ور شود

دفع بلا به جان و تن واستخوان كنم

ايران چو روي دلبر و خالش چو بهبهان

جان را فداي خال و رخش هر زمان كنم

من گرچه در ديار غريبم ولي بدان

مرغ سخن بياد رخت نغمه خوان كنم

از چشم زخم دشمن و دهرت مباد مبارك

چون باوان يكاد تو را حفظ جان كنم

آمد بهار و باد صبا گفت رخصتي

تا لاله را به صحن چمن ميزبان كنم

ساقي بريز باده كه از معجزات جام

جان را فداي شاهد شكر دهان كنم

چون مژده و صال تو بنشيند آصفي

گفتا كه فرش مقدم جانانه جان كنم



بشیرنذیر بهبهان
 
آخرین ویرایش:
بالا