م
امتیاز کسب شده
4

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره



  • هیچوقت از خدا نخواستم همه ی دنیا مال من باشه

    فقط خواستم اونی که دنیای منه مال هیچکی نباشه


    اگر قرار باشد خوبی ما وابسته به رفتار دیگران باشد
    این دیگر خوبی نیست بلکه معامله است ...


    برای زندگی نه سقف میخواهم نه زمین...
    نقشه ی جغرافیایی دستهایت کافیست


    در برابر انتقادات:
    اگر نادرست بود، بی اعتنا باشید ...
    اگر غیر منصفانه بود، عصبانی نشوید ..
    اگر از روی نادانی بود، لبخند بزنید ...
    گر عادلانه بود، از آن درس بگیرید ...


    ما ز هر صاحبدلی یک رشته فن آموختیم
    عشق از لیلی و صبر از کوه کن آموختیم
    گریه از مرغ سحر خودسوزی از پروانه ها
    صد سرا ویرانه شد تا ساختن آموختیم ...



    گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

    هــفــت رنگش می شود هفتــــاد رنگ

    "فریدون مشیری"

    وقتی که می رفتی آن روز،
    از دور آیا ندیدی؟
    بغض غریب علی را، ...
    در شیون کودکانت
    جز عشق و خوبی چه کردی،
    جر رنج و حسرت چه دیدی؟
    نا مهربانان چه کردند،
    با آن دل مهربانت

    سلاااااااااااااااااام
    سازت اگر عشق بنوازدهمه خلقت خواهند رقصید
    زبانت اگر شیرین باشدهمه پروانه ها گرد تو خواهند آمد
    قلبت دریای رحمت باشدهمه در آن جا خواهند گرفت
    پس عشق را بنوازبا زبان دلت بخوان و با قلبت پذیرا باش

    نیازمندیم به بازگشتِ سال‌ها،
    به عقب‌گردِ تقویم‌ها،
    که یک کودکی، یک نوجوانی،
    از نو تکرار شود،
    بی‌کابوس و آرام، آرام...



    هزاران سال است
    یک عده
    اسم آزادی را شنیده اند
    یک عده هم
    عده ی دیگری را به همین اسم ساده
    می برند جایی دور برایشان قصه میگویند!...

    صداها و بوها و همه ی چیزهایی که معمولی اند ،
    می توانند برای هر کس یک معنایی داشته باشند...
    همه چیز به تو بستگی دارد...

    رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
    رهرو آن نیست که آهسته و پیوسته رود

    رهرو آن است که گاهی بنشیند، نرود
    تا ببیند که چه رفتست و چه باید برود...

    روزگاری بود که
    آدم‌ها با قلبشان می‌خندیدند
    و با چشم‌شان
    اما امروز تنها با دندان‌هایشان می‌خندند
    در حالی که نگاهشان، سرد و غریب
    سایه‌ام را از پشتِ سر می‌پایند. ...



    می شود کمی مـا را دعا کنیـد، دلمان عجیب زخمی ست
    جا نمی شویم ، نه در زمیـن ، نه در زمان
    خسته ایم ..............
    نگاهت را می خواهیم آقا



    فقـط کافیـست هنگـام گـرفتاری بگـویید :

    " الهــــی رضــــاً برضــــائک " ...

    " خدایا راضیم به رضایت "

    تا محال ِ عـالـم بشود

    ممکن ِ تـو ...



    یورتمه می رود زندگی
    حالمان
    حسابی به هم خورده است
    ما را به جایی می برد این اسب
    که ما نمی خواهیم...

    ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩکی ﺭﺍ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺮﺩ...!
    ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭی ﺳﺎﺣﻞ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺩﺯﺩ
    ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩی ﮐﻪ ﺻﻴﺪ ﺧﻮبی ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭی ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ:
    ﺩﺭﻳﺎی ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨد
    ﺟﻮﺍنی ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﻗﺎﺗﻞ.
    ﭘﻴﺮﻣﺮﺩی ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪی ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ، ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎی ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ
    ﻣﻮجی ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ
    ﺩﺭﻳﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﻴﺨﻮﺍهی ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺎشی...!!
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
  • بارگذاری…
بالا