آیا انسان توسط خدا گمراه می شود؟

fatemeh

متخصص بخش ادبیات و دینی

اگر انسان راه ضلالت و گمراهى را انتخاب كرد، بدون شك عواقبى متناسب با آن خواهد داشت.

به عبارت دیگر هر كس راه فسق را پیش گیرد، خداوند او را در مسیر انحراف قرار مى‏دهد. «وَ مَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ»(بقره، 26) و هر كس راه خدا را پیش گیرد، هدایت مى‏شود. «وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ»(رعد، 27)، «یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ»(مائده، 16)، «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»
(عنكبوت، 69)

92258214125151472552111971441422043689228.gif
در این مقاله دو مطلب چالش برانگیز قرآنی را به طور خلاصه بررسی خواهیم کرد، امید اینکه مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد:

1 ـ از ظاهر بعضى آیات، گمراه شدن انسان توسط خدا فهمیده مى‏شود، آیا چنین برداشتى صحیح است؟ مثلًا؛ «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ» یا «طبع اللّه» یا «یضلل اللّه» و «تذلّ من تشاء»؟

خیر؛ زیرا مگر مى‏شود خداوند این همه پیامبر و كتب آسمانى را براى هدایت انسان بفرستد؛ آنگاه خودش او را گمراهش كند؟!

بنابراین، معناى گمراه كردن خداوند این است كه انسان با اختیار خودش راه انحرافى را انتخاب مى‏كند و خداوند كیفر او را بستن راه نجات و هدایت قرار مى‏دهد.

به یك مثال توجه كنید: سارقى وارد منزل مى‏شود و براى سرقت به زیر زمین مى‏رود؛ امّا صاحب خانه متوجه شده، در را روى او قفل مى‏كند و به پلیس خبر مى‏دهد. در اینجا صاحب خانه دزد را گرفتار و راه را بر او مى‏بندد؛ ولى این عمل، كیفر حركت آزادانه خود سارق است.

آرى، انسان ابتدا خودش راه لجاجت و خلافكارى را پیش مى‏گیرد و خداوند او را در آن راه حبس مى‏كند. «وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ» (بقره، 26)، «یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ » (غافر،35)، «طَبَعَ اللّهُ عَلَیْهَا بِكُفْرِهِمْ» (نساء، 155) كسانى كه با كمال جسارت به انبیاء مى‏گویند: خواه شما موعظه كنید یا موعظه نكنید، ما سخن شما را نمى‏پذیریم.

«سَوَاء عَلَیْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِینَ» (شعراء، 136) در قیامت هم مى‏گویند: «سَوَاء عَلَیْنَآ أَجَزِعْنَا» (ابراهیم، 21) مگر مى‏شود باور كرد كه خداوند این همه پیامبر را با كتب آسمانى بفرستد و سرانجام انسان مجبور به انحراف باشد.

آرى، اگر انسان راه ضلالت و گمراهى را انتخاب كرد، بدون شك عواقبى متناسب با آن خواهد داشت. چنانكه منافقان مى‏گویند: «إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِۆُونَ» (بقره، 14) ما اهل ایمان را مسخره‏ مى‏كنیم، خداوند مى‏فرماید: «اللّهُ یَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ» (بقره، 15)

امام رضا علیه السلام مى‏فرماید: خداوند اهل مكر و خدعه و استهزا نیست؛ لیكن جزاى مكر و خدعه و استهزا را مى‏دهد.

كوتاه سخن آنكه هر كس راه فسق را پیش گیرد، خداوند او را در مسیر انحراف قرار مى‏دهد. « وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ» (بقره، 26) و هر كس راه خدا را پیش گیرد، هدایت مى‏شود. «وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ» (رعد، 37)، «یَهْدِی بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ» (مائده، 16)، «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (عنكبوت، 69)

آیا به نمایش گذاشتن قدرت‏ها، هنرها و صنعت‏ها ازنظر قرآن جایگاهى دارد؟


اگر به نمایش گذاشتن، بر اساس رشد جامعه و ترساندن دشمنان و عزّت اسلام و مسلمانان باشد، كارى لازم و معقول است؛ ولى اگر این نمایش برخاسته از غرور و تكبّر خود و استضعاف و تحقیر دیگران باشد، منفى است.

به چند نمونه توجه كنید:

1. خداوند اطلاعاتى را به حضرت آدم آموخت و براى فرشتگان به نمایش گذاشت تا ظرفیت علمى آدم را بر آنان ثابت كند. «ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ » (بقره، 31)

2. حضرت سلیمان با آوردن تخت بلقیس- ملكه سرزمین سبأ- قدرت یاران خود را به نمایش گذاشت و نتیجه‏اش ایمان آوردن بلقیس بود.


3. حضرت موسى معجزه خود را در چاشتگاه روز عیدى در مركز شهر به نمایش گذاشت و ساحران را به سجده واداشت.

4. پیامبر صلى الله علیه و آله براى فتح مكه مانورى از سپاه مسلمانان براى ابوسفیان و لشكریانش به نمایش گذاشت كه سرانجام اهل مكه بدون خونریزى تسلیم شدند و نظام شرك برچیده شد.

امّا اگر نمایش بر اساس تكبّر خود و استضعاف دیگران باشد، جایز نیست. نظیر احضار ساحران از مناطق مختلف براى حفظ حكومت فرعون. «ائْتُونِی بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِیمٍ» (یونس، 79)

فخرفروشى و مغرور شدن به كاخ و باغ و به نمایش گذاشتن آن، كار فرعونى است. «أَلَیْسَ لِی مُلْكُ مِصْرَ» (زخرف، 51)

نمایش قدرت و به رخ‏كشیدن ثروت و دارایى (همچون قارون) و هرگونه تشریفات، نهى شده و توبیخ در پى دارد.«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ» (قصص، 79)

فرآوری: آمنه اسفندیاری
بخش قرآن تبیان

منابع:

پرسش و پاسخ هاى قرآنى (ج‏1) ـ محسن قرائتی

قرآن کریم، سور: قصص، یونس، زخرف، بقره، شعرا، ابراهیم، مومن
 

B a R a N

مدير ارشد تالار
چرا مطابق قرآن، خود خدا عده ای را گمراه می کند؟

همان گونه که بیان شده است، در قرآن، آیاتی ضلالت عده ای به خدا مستند می شود. که برای درک صحیح مطلب باید به چند نکته توجه کنیم:

1-برای فهم صحیح نظر یک گوینده نمی توانیم تنها به بخش کوچکی از گفتار او توجه کنیم. بلکه باید ابعاد مختلف سخن او را ببینیم تا به درک صحیح و کاملی برسیم. مطلبی که قرآن بر آن تاکید کرده است. و کسانی که تنها بخشی از کلام الهی را می گیرند را به شدت مذمت کرده است.
الَّذينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضينَ (91 حجر) (ما عذابی بر آنها می فرستیم) همانها كه قرآن را تقسيم كردند (آنچه را به سودشان بود پذيرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهايشان بود رها نمودند)
2- در مساله گمراهی، با سه موضوع مواجه هستیم. انسان، شیطان و خدا. این سه دستگی عوامل در مسائل دیگری نیز در قرآن وجود دارد. مثلا در مساله اینکه چه کسی جان انسان ها را می گیرد، یک جا سخن از ملک الموت، عزرائیل است (آیه 11 سوره سجده) یک جا سخنان از فرشتگان زیر دست عزرائیل است (آیه 61 سوره انعام) و یک جا سخن از خود خداست. (آیه 70 سوره نحل) پس این بیان سه گانه، خود حاوی نکته مهمی است که باید در آن تدبر کرد و آن را به نحو صحیح دریافت.
الف) یک نکته مهم در این بیانات سه گانه، توجه دادن به توحید است. کما اینکه ما به توحید افعالی معتقدیم و باید توجه داشته باشیم که در نظام هستی بدون خواست خدای متعال هیچ فعلی انجام نمی شود. عدم توجه به این نکته ممکن است انحراف هایی به وجود آورد. مثلا در محل بحث ما عدم توجه به این نکته ممکن است عده ای را دچار توهم نماید که موجوداتی در هستی، از سیطره قدرت خدای متعال خارج شده است. در حالی که شیطان و گناهکاران مقهور سلطنت خدای متعال هستند.

وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ (59 انفال) آنها كه راه كفر پيش گرفتند، گمان نكنند (با اين اعمال،) پيش برده ‏اند (و از قلمرو كيفر ما، بيرون رفته‏ اند)! آنها هرگز ما را ناتوان نخواهند كرد!
ب) نکته دیگر تفاوت جایگاه هر کدام از عوامل است که زاویه نگاه خاصی، عامل بودن آن را معنا می کند. یعنی عامل بودن انسان، به این است که خود مسیر گمراهی را انتخاب می کند. و عامل بودن شیطان به صرف دعوت به گناه است.
وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي‏ فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ابراهیم/22) (شیطان می گوید) من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد! بنا بر اين، مرا سرزنش نكنيد خود را سرزنش كنيد.
(البته شیطان می تواند بعد از ایجاد کردن سلطنت از سوی گناهکار، بر او مسلط شود.)
و عامل بودن خدای متعال به این است که انسان را به گونه ای خلق کرده است که می تواند بیراهه برود. و حتی در مقابل خدا، ستیزه جویی کند:
أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصيمٌ مُبينٌ (77 یس) آيا انسان نمى‏داند كه ما او را از نطفه‏اى بى‏ارزش آفريديم؟! و او (چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد كه) به مخاصمه آشكار (با ما) برخاست.
و به همین دلیل گمراه کردن و اضلال خدای متعال تنها در حق کسانی معنا دارد، که خودشان گمراهی را انتخاب کرده اند. که توجه به کلماتی نظیر فاسق، ظالم و ... نشان می دهد خود شخص، خود را به گمراهی کشانده است:
وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقينَ (26بقره) ولى تنها فاسقان را با آن گمراه مى‏ سازد. ِ
وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ (27 ابراهیم) و ستمگران را گمراه مى‏ سازد.

شهر سوال

 

TAHEREH

متخصص بخش

با تاپیک مشابه ادغام شد!

 
بالا