پاسخ : مشاعره با حرف " ر " راه دل عشاق زد آن چشم خماری پیداست از این شیوه که مست است شرابت
م مهشید کاربر ويژه 2012 , March 4 #21 پاسخ : مشاعره با حرف " ر " راه دل عشاق زد آن چشم خماری پیداست از این شیوه که مست است شرابت
گ گل همیشه بهار متخصص بخش اینترنت 2012 , March 8 #22 پاسخ : مشاعره با حرف " ر " راه مقصد دور و پاي سعي لنگ وقت همچون خاطر ناشاد تنگ جذبهاي از عشق بايد، بيگمان تا شود طي هم زمان و هم مکان
پاسخ : مشاعره با حرف " ر " راه مقصد دور و پاي سعي لنگ وقت همچون خاطر ناشاد تنگ جذبهاي از عشق بايد، بيگمان تا شود طي هم زمان و هم مکان
گ گل همیشه بهار متخصص بخش اینترنت 2012 , March 8 #23 پاسخ : مشاعره با حرف " ر " ريخته در چشمهايم زحمت آوارها مانده در گوشم ملال نفرت آهنگها کس نمی گيرد سراغم را مگر اندوه ها کس نمی پرسد زحال من مگر دل تنگها
پاسخ : مشاعره با حرف " ر " ريخته در چشمهايم زحمت آوارها مانده در گوشم ملال نفرت آهنگها کس نمی گيرد سراغم را مگر اندوه ها کس نمی پرسد زحال من مگر دل تنگها
گ گل همیشه بهار متخصص بخش اینترنت 2012 , March 8 #24 پاسخ : مشاعره با حرف " ر " رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی عقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکن باز شد وقتی نوشتی ?یار باقی کار باقی?
پاسخ : مشاعره با حرف " ر " رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقی حسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقی عقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکن باز شد وقتی نوشتی ?یار باقی کار باقی?
گ گل همیشه بهار متخصص بخش اینترنت 2012 , March 8 #25 پاسخ : مشاعره با حرف " ر " روزم خوش است که برای تو می خوانم شبم خوش است که برای من می خوانی روزگارم خوش نیست چرا که با هم نمی خوانیم
پاسخ : مشاعره با حرف " ر " روزم خوش است که برای تو می خوانم شبم خوش است که برای من می خوانی روزگارم خوش نیست چرا که با هم نمی خوانیم
گ گل همیشه بهار متخصص بخش اینترنت 2012 , March 12 #26 روزگارا...که چنین سخت به من میگیری باخبر باش که پژمردن من آسان نیست گر چه دلگیرتر از دیروزم گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند لیک باور دارم دلخوشی ها کم نیست... زندگی باید کرد...
روزگارا...که چنین سخت به من میگیری باخبر باش که پژمردن من آسان نیست گر چه دلگیرتر از دیروزم گر چه فردای غم انگیز مرا میخواند لیک باور دارم دلخوشی ها کم نیست... زندگی باید کرد...
م مهشید کاربر ويژه 2012 , March 12 #27 رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن یا زجانان یا زجان باید که دل برداشتن حافظ
baroon متخصص بخش ادبیات 2012 , March 12 #28 رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود
baroon متخصص بخش ادبیات 2012 , March 30 #29 راز گیسوی تو دنیای شگفت انگیزی است که به اندازه ی صد فلسفه معنا دارد
baroon متخصص بخش ادبیات 2012 , April 18 #30 رسم ما عاطفت و مهر و وفاداری بود پشت پا از چه بر آن وعده و پیمان زده ای؟
M majnooneleyli کاربر ويژه 2012 , April 18 #31 رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل از كاروان چه ماند جز آتشی به منزل آخرین ویرایش توسط مدیر: 2012 , July 22
F fatemeh متخصص بخش ادبیات و دینی 2012 , April 30 #32 رواق منظر چشم من آشیانه ی توستکرم نما و فرودآ که خانه خانه ی توست حافظ
baroon متخصص بخش ادبیات 2012 , May 9 #33 روی آن شیشه ی تب دار تو را "ها" کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
روی آن شیشه ی تب دار تو را "ها" کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم
چ چاووش متخصص بخش ادبیات 2012 , May 9 #34 baroon گفت: روی آن شیشه ی تب دار تو را "ها" کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم کلیک کنید تا باز شود... شعر زیباییست از خواندنش لذت بردم بخاطر همین فی البداهه چند بیت هم من بهش اضافه میکنم امیدوارم خرابش نکرده باشم دیدم آنشب رخ زیبای تو را در مهتاب از خدا دیدن روی تو تمنا کردم راضی از دیدن عکس تونشد بیچاره خواستم عکس تو را وای چه بیجا کردم تا شنیدم تو می آیی دل خود را آنی بهر آسایش تو زود مهیا کردم
baroon گفت: روی آن شیشه ی تب دار تو را "ها" کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو را عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم کلیک کنید تا باز شود... شعر زیباییست از خواندنش لذت بردم بخاطر همین فی البداهه چند بیت هم من بهش اضافه میکنم امیدوارم خرابش نکرده باشم دیدم آنشب رخ زیبای تو را در مهتاب از خدا دیدن روی تو تمنا کردم راضی از دیدن عکس تونشد بیچاره خواستم عکس تو را وای چه بیجا کردم تا شنیدم تو می آیی دل خود را آنی بهر آسایش تو زود مهیا کردم
baroon متخصص بخش ادبیات 2012 , July 22 #35 روی هر شانه سری وقت وداع می گرید سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست
F fatemeh متخصص بخش ادبیات و دینی 2012 , August 26 #36 راه مقصد دور و پای سنگ لنگ وقت، همچون خاطر ناشاد تنگ جذبه ای از عشق باید بی گمان تا شود طی، هم زمان و هم مكان
راه مقصد دور و پای سنگ لنگ وقت، همچون خاطر ناشاد تنگ جذبه ای از عشق باید بی گمان تا شود طی، هم زمان و هم مكان
A ali jan کاربر ويژه 2012 , August 26 #37 روزها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
baroon متخصص بخش ادبیات 2012 , September 12 #38 رسمی که هیچ آه نگویند و جان دهند ما در میان مردم عالم گذاشته ایم
A asl_davood متخصص بخش کتابخانه الکترونیکی 2012 , September 15 #39 رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرم راز است
F fatemeh متخصص بخش ادبیات و دینی 2012 , September 27 #40 روح من در جهت تازه اشيا جاری است روح من كم سال است. روح من گاهی از شوق سرفه اش می گيرد روح من بيكار است: قطره های باران را، درز آجرها را، می شمارد روح من گاهی مثل يك سنگ سر راه حقيقت دارد سهراب سپهری
روح من در جهت تازه اشيا جاری است روح من كم سال است. روح من گاهی از شوق سرفه اش می گيرد روح من بيكار است: قطره های باران را، درز آجرها را، می شمارد روح من گاهی مثل يك سنگ سر راه حقيقت دارد سهراب سپهری