خاطرات یک جنین:دی

shakira

متخصص بخش پزشکی
من به قدری آروم بودم که هیچ یک از نزدیکان متوجه گذر زمان نشدن و فکر میکردن چندماه دیگه هم باید جنین باشم.:خنده:

:گل:
 

دختر مهتاب

متخصص بخش آموزش خیاطی
من به قدری آروم بودم که هیچ یک از نزدیکان متوجه گذر زمان نشدن و فکر میکردن چندماه دیگه هم باید جنین باشم.
برعکس من که بابه دنیا امدنم کلا همه شوکه شدن بماند که همه ازخاطرات دوران بچگی من باشیطونیهای عجیب وغریبی که میکردم ویه شهروبهم میریختم حرف میزنن:نی نی::8::8::8:
 
بالا