.: دفتری برای نوشته های باران :.

baroon

متخصص بخش ادبیات
در پس دیدارها
می شود آیا فقط با یک رنگ
عشق یا نفرت دید؟

آینه دارد مکدّر می شود
کاش دستی بود به مهر
گردگیری می کرد

وای نه... دیگرنه!

کاش اندوه جانفرسای من
در شب مرگ گل احساس ما
جان می ربود

کاش ذهن آینه از هر چه دید
پوچ و خالی می شد

درد ما مهر و وفاست
که نبودش با تو، که وجودش با من
هستی ویرانه ساخت

کاش می دانستیم
در پس دیدار ما رمزی هست
رمز با هم بودن
راز آفرینش های ماست

وای نه... دیگر نه!

قلب این آینه ویران باشد
×♥×​

1387927839.jpg​

24 خرداد
92​
 
آخرین ویرایش:

baroon

متخصص بخش ادبیات


آرزوی شادی داری برایم؛ قبول!

روزهای بعد رفتنت
من شاد می شوم به آرزوهای تو!
و تو به سرگرمی های نو!

روزهای بعد تو یکی یکی عذاب شد امّا
باز یکی یکی
حرف، حرف توست
سکوت و گریه و رفتن
و حالا شادی!
همه خواست توست

ساز دل، کوک توست...

ولی کاش
التهاب دل مرا نصیب،
قطره ای از آبی بود
که در دلت تکان نخورد!​


71875884127524620877.jpg​

شنبه
5 مرداد
92
---
تولد خرداد92​
 

baroon

متخصص بخش ادبیات
بارانِ جان!
در خزان ساده رفتی امّا
فصل ها پی تو می دوند
از دی‏خیزترین زمستان آمده ام تا بگویم:
این بار
من "می بهارمت"
!
مرداد لبخندت آرزوست...

82.jpg

5 مرداد 92

 
آخرین ویرایش:

salar69

کاربر ويژه
سنگین است تکلیف بی تو بودن، تو آسوده بخواب!من مشق گریه هایم مانده...!!!

 

salar69

کاربر ويژه
آنچه می‌گویی
گوارا مثل باران است
هیـچ می‌دانی؟
کویـرم می‌کند
آن حرف‌هایی که نمی‌گویی.
 
بالا