عکسهای عاشقانه

مهشید

کاربر ويژه
_ax2ni2_blogfa_com_4.jpg

​
 

ناهید

متخصص بخش
نمـایش احسـاس با عکـس (33)
​

تفاهــم به معــنای درک کـــردن نیست
بلکه به معنای تـوانایـی تحـمل تفـاوتهـاست .....!
​

نــه نمـی دانــی...!
هیچــکس نمــی دانـــد...!
پشت ایــن چهــره ی آرامـ در دلــــم چه میگــذرد...!
نمـی دانـی...!
کســی نمـی داند.....!
ایــن آرامش ظاهــــــر و این دل نـــــــا آرام...!
چقــدر خسته امـ میکنــد...!
​

بیایید به هم دروغ نگوییم ...
آدم اســـت ...
بـاور می کنـــد ...
دل می بنــدد .... ... .... !
​

نمی دانم سیگار ها کوچک شدند ،
یا نبودت ، کام های مرا عمیق تر کرده ... !
​


تــــــو فقط نـَخ بــده، دهــآنِ مــَردم را من میـدوزم ...​


زن طراوت زندگی نیست . . .

زن روغن مابین چرخ دنده های نخراشیده ی زندگی نیست . . .

زن بخش مهمی از زندگی نیست . . .

زن مُسکن دردهای زندگی مرد نیست . . .

زن طراوت زندگی نیست . . .

زن تمــــــــــامِ تمــــــــــــامِ تمــــــــــام زندگی مرد است . . .
​

درد دارد ...
وقتی می رود ...
و همه می گویـند : دوستـت نـداشـت ...
و تو نمی توانی به همه ثابـت کنی
كه هرشـب ...
با عـاشقانه هایـش خوابت می كرد ...
​

دلتنگـــی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهـــی فکر میکنـــی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش مـــی زند . . .
​

انگشت نمای تمام مردم شهر شده ام . . .

شیـرین ندیده اند ، تـیشه به دست بگیرد . . .

و بـه سـَمت بیستـون برود !
​
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ناهید

متخصص بخش
تـــــو برمی‌گردی
و زنــــد گـــی را از جایی‌ که پاره شده
دوباره به‌ هم می‌دوزیم.

در صندوقِ خاطره‌ها هنوز
نخ برای بخیه زدن هست ...!
​
غمگینم
چونان پیرزنی
که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد
پسرش نیست!

مایاکوفسکی
​
هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد،بــرای خودشــان..!

"خــُسـرو" و "شیـــرین" ..."لیـلی" و "مـَجنــون" ..

"رامیـن" و "ویـس" .... "پیــرمــَرد" و "پیرزَن" ..

"تــو" و "اون" ...

"مــَن" و "تــَنهـآیی" !!
​
آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد

هیچ نشانه خاصی!

فقط با هر صدایی برمیگردد . . .
​
بیچاره عروسک!
دلش میخواست زار زار گریه کند
اما...
خنده را بر لبانش دوخته بودند..
​

خــاصیـتــ دنـیـاستـــ . . . کـه در اوج داشـتـن و خـوشـبـخـتـی
دلـهـره ی از دسـتــ دادَن . . . پـــر رنـگــ تَـر استــ . . .
​
نتـــــــــرس . . .

اگـــــــر همــــــــ بخـــــواهمــــــــ
از ایـــن دیــــــــوانـه تـر نمیــشومـــــــــ !
گفـــــته بودمــــــــ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـافــــــــ !
حـــــرفمــــــ را پس میگــیرمـــــــــ
بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد!
​
 

مهشید

کاربر ويژه
مانده ام سر در گریبان
بی تو در شب های غمگین
بی تو باشد همدم من
یاد پیمان های دیرین
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت​

در خزان سینه افسرد
کنون نشسته در نگاهم
تصویر پر غرور چشمت
یک دم نمی رود از یادم
چشمه های پر نور چشمت
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
​

یه پروانه را با دستات می گیری
بدش می خوای ببینی زنده هست؟
انگشتاتو باز کنی …. فرار میکنه
محکم بگیری….می میره
دوست داشتن هم یه چیزی مثل پروانه هست
​


بیش ترین عشق جهان را به سوی تو می آورم
از معبر فریادها و حماسه ها
چرا كه هیچ چیز در كنار من
از تو عظیم تر نبوده است
كه قلبت
چون پروانه ای ظریف و كوچك و عاشق است

​
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بالا