استقبال از كاروان كربلا
بشير گويد: مردم مدينه يكپارچه بسوى كاروان حركت كردند، و من نيز اسبم را بسرعت راندم و ديدم مردم همه راهها را با حضور خود سد كرده اند، بناچار از اسب پياده شدم و با زحمت از ميان مردم گذشتم و خود را به خيمه هاى آل البيت رساندم.
على بن الحسين عليهماالسلام داخل خيمه بود، بيرون آمد و دستمالى در دست آن حضرت بود كه اشك از رخسار مباركش پاك مىكرد، مردى منبرى آورد و آن حضرت بر آن نشست و اشك از ديدگانش جارى بود.
صداى مردم به گريه بلند شد و زنان ناله و زارى مىكردند و مردم از هر طرف به آن حضرت دلدارى و تسليت مى گفتند، آن منطقه پر از شيون و فرياد شده بود، تا آن كه حضرت سجاد عليه السلام با دست خويش اشاره كرد كه ساكت شوند و سپس اين خطبه را ايراد فرمود: