انتهای هر سفـر پیـداست وقتی برگـی باشـی در بـاد .. !!
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , August 26 #182 انـدوهِ پشت پنجـره گلدانِ در گلـو .. حتا اتـاق بـا نـی و سنتـور گریــه کـرد ..
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , August 26 #183 تاریــخ عشـق سرشـار از شـادی و انـدوه است لبـریـز بـــاران است ؛ گــاهی تـازه ، گــاهی تلــخ . . .
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , August 26 #184 、 بــرای پلکــ هایـم قصـهای تعـریـفـ کـن امشبــ 、 کـه خوابــم بهتـریـن خـواب جهـان بـاشـد . . .
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , August 26 #185 مطمــئن باش همیشـه یکــی هسـت که عـاشق لبخــند تو باشــــد ...
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , August 26 #187 هــوای دلمون که بـارونیـــه!کـــاش هــوای شهـرمونـم بـارونـی بـود...!
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , August 26 #189 همیشه بال زدن به پرواز نمیرسد ! گاهی بال بال میزنی از درد . . . و دیگران ذوق میکنند که به حس پرواز رسیده ایی ! هه . . .
همیشه بال زدن به پرواز نمیرسد ! گاهی بال بال میزنی از درد . . . و دیگران ذوق میکنند که به حس پرواز رسیده ایی ! هه . . .
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 11 #190 ايــن فنجــان قهــوه هــم تمــام مــي شــود و از ايــن کــافــه هــم خــواهيــم رفــت! و مــن هنــوز بــه حــرف هــايــي فکــر مــي کنــم کـه بــراي نگفتــن داريــم . . .
ايــن فنجــان قهــوه هــم تمــام مــي شــود و از ايــن کــافــه هــم خــواهيــم رفــت! و مــن هنــوز بــه حــرف هــايــي فکــر مــي کنــم کـه بــراي نگفتــن داريــم . . .
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 11 #191 بــادبــادک بــر بــاد رفتــه و مــن، دختــرکــی کــه زیــر سپیــدار ایستــاده! بــر گــونــه اش، شقــایــق روییــده؛ لیــک، ســرانگشتــانــش، نـ ـخ را رهــا نمــی کنــد . . .
بــادبــادک بــر بــاد رفتــه و مــن، دختــرکــی کــه زیــر سپیــدار ایستــاده! بــر گــونــه اش، شقــایــق روییــده؛ لیــک، ســرانگشتــانــش، نـ ـخ را رهــا نمــی کنــد . . .
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 11 #192 بــه هیــچ پــرنــده ای آشنــایــی نــده کــه درخــت شــدن، مصیبتــی نــو مــیشــود ایــن زخــم کهنــه را . . .
بــه هیــچ پــرنــده ای آشنــایــی نــده کــه درخــت شــدن، مصیبتــی نــو مــیشــود ایــن زخــم کهنــه را . . .
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 11 #193 از هــم جــدا شــدنــد و درخــت کهنســال محلــه، خشــک شــد! از حــرکــت ايستــاده بــود، قلبــي کــه روي سينــه اش، کنــده کــاري شــده بــود . . .
از هــم جــدا شــدنــد و درخــت کهنســال محلــه، خشــک شــد! از حــرکــت ايستــاده بــود، قلبــي کــه روي سينــه اش، کنــده کــاري شــده بــود . . .
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 29 #194 بـا تو خـواهـم بود هـر کـجا که باشـی و ذهنـت را سـرشـار از امیـد خواهـم کـرد . و دیگـر هیـچ گـاه غم هـا به سـراغت نـخواهنـد آمـد حتـی اگـر الان ... بعـد از ظهـر دلگیــرِ جمعـه باشـد !
بـا تو خـواهـم بود هـر کـجا که باشـی و ذهنـت را سـرشـار از امیـد خواهـم کـرد . و دیگـر هیـچ گـاه غم هـا به سـراغت نـخواهنـد آمـد حتـی اگـر الان ... بعـد از ظهـر دلگیــرِ جمعـه باشـد !
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 29 #195 آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد، امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی، نــــــــه… آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی، "سنـــگِ تمــام" را می گذارنـد و مــی رونــد !!! دست گلی را که می خواهی بعد از مرگ برایم بیاوری… همین حالا تا زنده هستم به من هدیه کن!
آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد، امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی، نــــــــه… آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی، "سنـــگِ تمــام" را می گذارنـد و مــی رونــد !!! دست گلی را که می خواهی بعد از مرگ برایم بیاوری… همین حالا تا زنده هستم به من هدیه کن!
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 29 #196 دلم می خواهد نامت را صدا کنم ! یک طور دیگر! جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد ! یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم ! دلم می خواهد نامت را صدا کنم ! یک طور که دلت قرص شود که من هستم , یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی …!
دلم می خواهد نامت را صدا کنم ! یک طور دیگر! جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد ! یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم ! دلم می خواهد نامت را صدا کنم ! یک طور که دلت قرص شود که من هستم , یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی …!
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 29 #197 میخواهمتـــــــــــــــــ ـــ… ولــــی… دوری… خیلی خیلی دور... نه دستم به دستانـــــــت میرسد نه چشمانم به نگاهتــــــــــــــــــ ...
میخواهمتـــــــــــــــــ ـــ… ولــــی… دوری… خیلی خیلی دور... نه دستم به دستانـــــــت میرسد نه چشمانم به نگاهتــــــــــــــــــ ...
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 29 #198 فلاسفه درباره ي عشق خيلي حرف ها زدند... اما منطق هيچ كدامشان به پاي منطق تو نرسيد... رفتي و گفتي: همينه كه هست...!
فلاسفه درباره ي عشق خيلي حرف ها زدند... اما منطق هيچ كدامشان به پاي منطق تو نرسيد... رفتي و گفتي: همينه كه هست...!
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 29 #199 میتــرســم…کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد نغمــه ِ دلـت را بشنــودو تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!! چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت! ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن …
میتــرســم…کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد نغمــه ِ دلـت را بشنــودو تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!! چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت! ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن …
Z ZahRa-Gh متخصص بخش 2012 , September 29 #200 باز هم دلتنگی... آرام درکنار پنجره نشسته ام و دل داده ام به صدای باران .که اشکهایم را زمزمه می کند داستان دلتنگی بلند است و فرصتی نمانده برای گفتن !شاید وقتی دیگر بگویم از تنگی قفس
باز هم دلتنگی... آرام درکنار پنجره نشسته ام و دل داده ام به صدای باران .که اشکهایم را زمزمه می کند داستان دلتنگی بلند است و فرصتی نمانده برای گفتن !شاید وقتی دیگر بگویم از تنگی قفس