Idioms ( اصطلاحات زبان انگلیسی )

BLaDe

متخصص بخش زبان
Close your eyes to something

معادل فارسی: چشم پوشی کردن / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن

Button one's lips

معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!

Get something off one's chest

معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن

Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن

Give someone the cold shoulder

معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!

Stand on one's own two feet

معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن

Open a can of worms

معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن

Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن

Two heads are better than one

معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است

Keep something under one's hat

معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند

White lie

معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید



​
 

BLaDe

متخصص بخش زبان
اصطلاحات کاربردی انگلیسی


​
Persian Equivalent​
Idioms
​
سخن محرمانه‌ای با شما دارم.​
I have a word in your ear.
​
سر به سرم نگذار.​
Don't pull my leg.​
سربالایی است.​
It is steep.​
سرپایینی است.​
It is sloping.​
سگ در خانه‌ی صاحبش شیر است.​
A lion at home a mouse abroad.​
سزاوار سرزنش هستی.​
You are to blame.​
سحرخیز است.​
He is up with the larks.​
سیاست پدر و مادر ندارد.​
Politics has no scruples.​
سرجایتان بنشینید.​
Take your seat.​
سر و پا گوشم.​
I am all ears.​
شوخی به کنار.​
All joking aside.
​

 

BLaDe

متخصص بخش زبان
Persian Equivalent​
Idioms​
کسی زیاد عمر میکندکه‌خوب‌زندگی کند.​
Who lives long, live well.​
کم قول بده و بیشتر عمل کن.​
Promise little and do much.​
کلاغه برام خبر آورد.​
A little bird told me so.
​
کارخودت‌را بکن. سرت به‌کار خودت باشه.​
Do your stuff.​
گدا حق انتخاب ندارد.
​
Beggar can't be chooser.​
چیزی از آن سر در نمی‌آورم.
​
It is all Greek to me.
چرا چپ‌چپ نگاه می‌کنی؟
​
Why do you look daggers?
​
حرفی ندارم. (اعتراضی ندارم)
​
I have no objection to that.
​
حالش رو ندارم.
​
I am fed up.
​
حرف آخرت را بزن.
​
Please have the last word.
​
Source
​
 

BLaDe

متخصص بخش زبان

Idiom
​
Persian equivalent
​
to what end​
به چه منظور​
You must hand it to him.​
باید به کارش ایولله گفت.​
You make me ill with your speech.​
با صحبتهایت حالم را بهم میزنی.​
I dare say…​
به جرأت میتوانم بگویم...​
Mind your eye.​
بپایید. ملتفت باشید.​
Excuse me back.​
ببخشید پشتم به شماست.​
upon my word​
به شرافتم سوگند​
on my own account​
به‌حساب خودم​
He takes after his father.​
(قیافه‌اش) به پدرش رفته.​


​

 

BLaDe

متخصص بخش زبان
idiom-of-the-day.png
once in a blue moon


به ندرتMeaning: If something happens once in a blue moon, it happens very rarely
معنی : اگر چیزی به ندرت اتفاق بیفتد ، به صورت بسیار نادری رخ می دهد.


For example:
برای مثال :




  • We hardly ever go out these days, though once in a blue moon we might go and see a movie.
    ما این روزها به سختی بیرون می رویم ، گرچه ما به ندرت مم کن است بیرون برویم و یک فیلم تماشا کنیم.
  • My daughter lives in Brazil and she only comes to see us once in a blue moon; maybe every two or three years if we're lucky.
دخترم در برزیل زندگی می کند و او به ندرت به دیدن ما می آید ، شاید اگر خوش شانس باشیم هر دو یا سه سال یکبار.


​
 
بالا