جمعبندی و بهروزرسانی این صفحه
کاربری واژهها، چند ترانه و نمونهجمله به گویش بندری (هرمزگانی) گرد آورده است. واژهها در پاسخها پراکنده بود؛ اینجا بهتفکیک موضوع آمده، با همان معنیهایی که خود کاربر نوشته.
- ماهی و جانوران دریا: بیاه و گاریز: دو نوع ماهی · کُج: پولک ماهی · خارشنگ: آبشش ماهی · سینگو: خرچنگ · جِنگِر: عروس دریایی · کرابو: دلفین
- موج و باد: ووغار: جزر، پایینرفتن آب دریا · رونگ: موج بزرگی که هنوز کف نکرده است · سمبر: معلق و بیثبات؛ قایقی که بدون لنگر روی آب رها شده · لوار: باد بسیار خشک و داغ
- خانه و وسایل: کَرگین: سرپناهی از شاخوبرگ نخل · کپر: سایهبانی از برگ نخل · تَک: حصیر بافته از برگ خرما · کربه: آفتابهی گِلی · رِشمُن: نخ، ریسمان · سر سِراح: بالای پشتبام · چندل: نوعی چوب
- خوراک و گیاه: پکاره: غذایی که برای صبحانه یا چاشت میخورند · برشته: سرخکرده · دازَرد: زردچوبه · کُندوروک: آدامس · گارم زنگی: میوهای بومی در بندرعباس که نویسنده فکر میکند زرد و قرمز دارد · کنار: درختی بومی · کِرِنگ: کال و نارس
- آدمها، جانورها و کارها: چوکون: پسرها · فخیر: فقیر، گدا · کُچَکِ سَغ: تولهسگ · چِرت: جیرجیرک · پِل: غلتزدن · پِنجُروک: نیشگون · مُشتِن: ماساژ · کُتیدِن: کوبیدن · مُنج: هدفگیری · گِرنگی: عصبانی
- چند فعل و جمله: ارم: میروم · نارم: نمیروم · بدو: بیا · مه هندم: من آمدم · تو نخوی: تو خوابی
اسب آبی، «صوت زدن» و جدول ناقص صرف
«گا دیریائی» در تاپیک «اسب آبی» معنی شده و نویسنده میگوید تقریباً چهل سال پیش این جانوران کنار ساحل بندرعباس دیده میشدند. این معنی با خود اسب آبی نمیخواند، چون اسب آبی جانور رودخانههای آفریقاست؛ نویسنده مشخص نکرده کدام جانور مراد اوست. «فیشتَک» هم در متن «صوت زدن» معنی شده که ظاهراً «سوت زدن» بوده است.
به نوشتهی تاپیک، «ارم» هم برای حال و هم برای آینده به کار میرود و زمان از جمله فهمیده میشود. جدول صرف این فعل در پاسخ آخر افتادگی و تکرار دارد: «نمیرود» دو بار آمده و «نمیروید» جا افتاده.
آوانویسی لاتین چند واژه (چِرت، گِرنگی، کِرِنگ) با حرکتگذاری فارسی همان واژه در متن نمیخواند، و از روی این صفحه نمیشود گفت کدام درست است.
این جمعبندی با کمک هوش مصنوعی تهیه و بازبینی شده است.