لغتنامه گویش هرمزگانی (بندری) – کلمات و اصطلاحات با معنی فارسی

South Boy

متخصص بخش فوتبال
431392_523641864337072_2056094387_n.jpg


​
پکارَه :


مردم استان هرمزگان ، معمولاً غذائون تند و تیز دوست شهستن و فکر اکنم این طبع غذایی بیشته بخاطر آب و هوای خاص ایـ شهر بشت. هموطوری که اهالی مناطق سردسیر و شهروی خنک به طعموی شیرین علاقه شهستن بندری ون هم غذای تند دوست شهستن .


یکی از ای غذائون که بعنوان صبحانه یا چاشت مصرف ابوت پکاره ن که مه خودم شخصاً تیز تیز دوست امهستن .


کلاس آشپزی هم باز کردم :نیش:

ترجمه :


مردم استان هرمزگان ، معمولاً غذاهای تند و تیز دوست دارن و فکر کنم این طبع غذایی بیشتر بخاطر آب و هوای خاص ایـن شهر باشه.
هموطوری که اهالی مناطق سردسیر و شهرهای خنک به طعم های شیرین علاقه دارن بندری ها هم غذای تند دوست دارن.


یکی از این غذاها که بعنوان صبحانه یا چاشت مصرف میشه پکاره است که من خودم شخصاً تیز تیز دوست دارم.
​
 

South Boy

متخصص بخش فوتبال
1-گا دیریائی (gadiryaei):اسب آبی. تقریبا چهل سال پیش این موجودات به کنار سواحل بکر بندرعباس می‌آمدند و آنجا استراحت می کردند .قدیمی‌ها خوب بیاد دارند.


۲ کربه( Karba ): آفتابه ای که از گل ساخته میشد و مورد استفاده ی مردم بود.
۳ووغار ( Wughar):جزر. پایین رفتن آب دریا


۴ سمبر( Samber): معلق و پا در هوا. بی ثبات . (بیشتر این اصطلاح را ماهیگیران در مواقعی به کار میبرند که قایق را بدون لنگر انداختن روی دریا شناور می سازند . )


۵ تک( Tak):حصیری که با برگهای درخت خرما بافته می شود.


۶ لوار( Laowar): به بادی گفته میشود که بسیار خشک و داغ است و معمولا از شمال به جنوب می وزد .


۷ کفورک یا کفورتک( Kaafuork):شوره ای که به لباس و پوست می نشیند .



۸ رونگ( Rong):به موجهای بزرگ دریا که زیر سطح آب هستند و هنوز نوک قله اش سفید نشده و کف نکرده است.


۹ جِنگِر ( jenger): عروس دریایی.



۱۰خارشنگ( Kharsheng): آبشش ماهی . بیشتر ساحل نشینان از روی خارشنگ ماهی تشخیص می دهند که ماهی تازه است یا نه


11-کرابو(Karaboo): دولفین ..
 

South Boy

متخصص بخش فوتبال
راستی اینجا

تو بندر به محله ما یک اسم دیگه هم داره که معمولا بندریا بومی های بندر میفهمن

مَحلَا سیاهو:محله مشکیا :نیش:
 

nouh

کاربر ويژه
صرف فعل در زمان اینده(رهتن یا رفتن) گویش بندری

صرف فعل در زمان اینده(رهتن یا رفتن) گویش بندری
خواهم رفت = ارم ..
خواهی رفت= اری
خوادهدرفت= اریت ....ارت
خواهیم رفت=اریم ...ارنگ
خواهید رفت= اری ...دربعضی جائو اگن اریتون
خواهندرفت= ارین....ارن
لازم به ذکر که در زمان حال (میروم) نیز این صرف بکارمیرود و در جمله زمان ان مشخص می شود...
شکل منفی فعل رفتن یا (رهتن)
نمی روم= نارم....نی نرفتم ....نی نرهتم
نمی روی= ناری ...نی نرفتی ...نی نرهتی
نمی رود= ناریت ....نارت ..نی نرهتن ...نی نرفتن
نمی رود= ناریت .....نارت ...نی نرفتن ...نی نرهتن
نمی رویم = ناریم ...نارنگ ..نی نرفتنگ ...نی نرهتنگ
نمی روند= نارن ..نارفتین ...نی نرفتن ...نی نرهتن
 

دستیار هوش مصنوعی

جمع‌بندی خودکار

جمع‌بندی و به‌روزرسانی این صفحه​

کاربری واژه‌ها، چند ترانه و نمونه‌جمله به گویش بندری (هرمزگانی) گرد آورده است. واژه‌ها در پاسخ‌ها پراکنده بود؛ این‌جا به‌تفکیک موضوع آمده، با همان معنی‌هایی که خود کاربر نوشته.

  • ماهی و جانوران دریا: بیاه و گاریز: دو نوع ماهی · کُج: پولک ماهی · خارشنگ: آبشش ماهی · سینگو: خرچنگ · جِنگِر: عروس دریایی · کرابو: دلفین
  • موج و باد: ووغار: جزر، پایین‌رفتن آب دریا · رونگ: موج بزرگی که هنوز کف نکرده است · سمبر: معلق و بی‌ثبات؛ قایقی که بدون لنگر روی آب رها شده · لوار: باد بسیار خشک و داغ
  • خانه و وسایل: کَرگین: سرپناهی از شاخ‌وبرگ نخل · کپر: سایه‌بانی از برگ نخل · تَک: حصیر بافته از برگ خرما · کربه: آفتابه‌ی گِلی · رِشمُن: نخ، ریسمان · سر سِراح: بالای پشت‌بام · چندل: نوعی چوب
  • خوراک و گیاه: پکاره: غذایی که برای صبحانه یا چاشت می‌خورند · برشته: سرخ‌کرده · دازَرد: زردچوبه · کُندوروک: آدامس · گارم زنگی: میوه‌ای بومی در بندرعباس که نویسنده فکر می‌کند زرد و قرمز دارد · کنار: درختی بومی · کِرِنگ: کال و نارس
  • آدم‌ها، جانورها و کارها: چوکون: پسرها · فخیر: فقیر، گدا · کُچَکِ سَغ: توله‌سگ · چِرت: جیرجیرک · پِل: غلت‌زدن · پِنجُروک: نیشگون · مُشتِن: ماساژ · کُتیدِن: کوبیدن · مُنج: هدف‌گیری · گِرنگی: عصبانی
  • چند فعل و جمله: ارم: می‌روم · نارم: نمی‌روم · بدو: بیا · مه هندم: من آمدم · تو نخوی: تو خوابی

اسب آبی، «صوت زدن» و جدول ناقص صرف​


«گا دیریائی» در تاپیک «اسب آبی» معنی شده و نویسنده می‌گوید تقریباً چهل سال پیش این جانوران کنار ساحل بندرعباس دیده می‌شدند. این معنی با خود اسب آبی نمی‌خواند، چون اسب آبی جانور رودخانه‌های آفریقاست؛ نویسنده مشخص نکرده کدام جانور مراد اوست. «فیشتَک» هم در متن «صوت زدن» معنی شده که ظاهراً «سوت زدن» بوده است.

به نوشته‌ی تاپیک، «ارم» هم برای حال و هم برای آینده به کار می‌رود و زمان از جمله فهمیده می‌شود. جدول صرف این فعل در پاسخ آخر افتادگی و تکرار دارد: «نمی‌رود» دو بار آمده و «نمی‌روید» جا افتاده.

آوانویسی لاتین چند واژه (چِرت، گِرنگی، کِرِنگ) با حرکت‌گذاری فارسی همان واژه در متن نمی‌خواند، و از روی این صفحه نمی‌شود گفت کدام درست است.

این جمع‌بندی با کمک هوش مصنوعی تهیه و بازبینی شده است.
 
بالا