مشاعره با کلمه

سپیــدار

کاربر ويژه

کهکشان، محصولی از اشک و اشارات تو بود
چرخ در هر چرخش از چشم تو فرمان می گرفت

آه اگر اشک تو و چشم غزل خوانت نبود
عشق تنها می شد و راه بیابان می گرفت

کاش این شب های ابری در کویرستان ما
آذرخش ذوالفقارت بود و باران می گرفت

-- شب --
 

fatemeh

متخصص بخش ادبیات و دینی
با خيال تو كه شب سر بنهم بر خارا
بستر خويش به خواب از پرِ قو مي‌بينم

شهريار



((مظلوم))​
 
آخرین ویرایش:
بالا