بر كدام جنازه زار مي زند اين ساز ؟
بر كدام مرده ی پنهان مي گريد
اين ساز بي زمان ؟
در كدام غار
بر كدام تاريخ مي مويد اين سيم و زه ، اين پنجه ی نادان؟
بگذار برخيزد مردم بي لب خند
بگذار برخيزد !
زاری در باغچه بس تلخ است
زاری بر چشمه ی صافي
زاری بر لقاح شكوفه بس تلخ است
زاری بر شراع بلند نسيم
زاری بر سپيدار سبز بالا بس تلخ است .
بر بركه ی لاجوردين ماهي و باد چه مي كند اين مديحه گوی تباهی ؟
مطرب گورخانه به شهر اندر چه مي كند
زير دريچه های بي گناهی ؟
بگذار برخيزد مردم بي لب خند
بگذار برخيزد ! "احمد شاملو"
* امانت*
بر كدام مرده ی پنهان مي گريد
اين ساز بي زمان ؟
در كدام غار
بر كدام تاريخ مي مويد اين سيم و زه ، اين پنجه ی نادان؟
بگذار برخيزد مردم بي لب خند
بگذار برخيزد !
زاری در باغچه بس تلخ است
زاری بر چشمه ی صافي
زاری بر لقاح شكوفه بس تلخ است
زاری بر شراع بلند نسيم
زاری بر سپيدار سبز بالا بس تلخ است .
بر بركه ی لاجوردين ماهي و باد چه مي كند اين مديحه گوی تباهی ؟
مطرب گورخانه به شهر اندر چه مي كند
زير دريچه های بي گناهی ؟
بگذار برخيزد مردم بي لب خند
بگذار برخيزد ! "احمد شاملو"
* امانت*



ثانیه ای....