مشاعره بی قانون

fatemeh

متخصص بخش ادبیات و دینی
دو چشمم روشنایی از تو دارد
دلم نیز آشنایی از تو دارد​
 

fatemeh

متخصص بخش ادبیات و دینی
در شهر یکی کس را، هوشیار نمی بینم...
هر یک بتر از دیگر، دردی کش و دیوانه...​
​
 

دختر مهتاب

متخصص بخش آموزش خیاطی
هر شامگه در خانه ای ، چابکتر از پروانه ای
رقصم بر بیگانه ای ، وز خویش بیزارش کنم
چون بینم آن شیدای من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوی او ، باشد که دیدارش کنم.
 

fatemeh

متخصص بخش ادبیات و دینی
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست، مشکل نشیند




طبیب اصفهانی​
​
 

دختر مهتاب

متخصص بخش آموزش خیاطی
الا ای آهوی وحشی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی
دو تنها و دو سرگردان دو بی کس
دد و دامت کمین از پیش و از پس
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

fatemeh

متخصص بخش ادبیات و دینی
ﺳﺮﺳﺒﺰﺗﺮﯾﻦ ﺑﻬﺎﺭ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺩ
ﺁﻭﺍی ﺧﻮﺵ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺩ

ﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﯾﯿﺪن ﻋﺸﻖ
ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺩ​
 

دختر مهتاب

متخصص بخش آموزش خیاطی

درونها تیره شد باشد که از غیب​
چراغی برکند خلوت نشینی​
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

fatemeh

متخصص بخش ادبیات و دینی
یارب ز گناه زشت خود منفعلم
از فعل بد و خوی بد خود خجلم


فیضی به دلم ز عالم قدس رسان
تا محو شود خیال باطل ز دلم





​
خواجه عبدالله انصاری​
​
 

دختر مهتاب

متخصص بخش آموزش خیاطی
مجنون و پریشان توام دستم گیر

سرگشته و حیران توام دستم گیر
هر بی سر و پا چو دستگیری دارد

من بی سر و سامان توام دستم گیر
ابوسعید ابوالخیر

​
 
بالا